جشن كايتها بههمراه جشن پونگال ( يا ماكارا سانكرانتي يا بيهو) در احمدآباد، استان گوجورات واقع در جنوب غرب هندوستان بهصورت محلي و بينالمللي برپا ميشود. سراسر شهر پر از كايتهاي رنگارنگ ميشود. برخي كايتهاي خود را با برنج و چيزهايي از اين قبيل تزيين ميكنند و با لامپهاي كاغذي استوانهاي خود تا پاسي از …
ماه: دسامبر 2008
در قلمرو كوهستاني لاداخ راهي زيگزاكي قديمي وجود دارد كه به منظرهاي ناهموار منتهي ميشود. خانوادههاي عشاير به آرامي از اين منطقه جغرافياي شگفتانگيز ميگذرند و به منطقهاي با فرهنگ كاملاً تبتي وارد ميشوند. هر ساله، اين شيفتگان براي ديدن خدايان دروني و روح بودايي تبتي با ماسكهايي روشن و رقص به گومپا يا صومعه …
جشن يا كارناوال ونيز از رمانتيكترين و با شكوهترين بالماسكهاي دنياست كه به مدت 10 روز شهر ونيز را مملو از افراد شاد در كاخهاي قديمي ميكند. ونيزيها سوار بر قايق در كانالها روزها و شبها را جشن ميگيرند. پنج روز آخر جشن (قبل از چهارشنبه اَش Ash Wednesday) ماسكها بر چهرهها زده ميشوند كه …
از سراسر مكزيك، زائران راه طولاني به سوي مكان مقدس ملي، باسيليكا در گوئادالوپ را راهپيمايي ميكنند تا ارادتشان را به قديس حمايت كنده آمريكا و مادر معنوي مكزيك ثابت كنند. اين زيارت بخشي از مراسم روز ملي بزرگداشت ظهور مريم مقدس در قرن 16 قبل از ژوئان ديگو، سرخ پوست فروتن، است. از آنجايي …
فستيوال دُز (Douz) يكي از قديميترين جشنهاي كشور تونس است. ده روز موسيقي فانتزي و جالب، اسب سواري و شتر سواري، سكوت اين واحه بياباني را درهم ميشكند و بيش از 50 هزار روستايي، چادرنشين، و جهانگرد را مجذوب خود ميكند. اين رويداد هم از جنبه برنامهريزي و هم از جنبه بازارهاي مورد نظر كه …
درويشان با بازوهايي خم كرده از جلوي سيه (Seyh) كه تعاليم “مولانا” را زمزمـــــه ميكند، ميگذرند. سپس رقصندهاي به همراه ديگر رقصندگان وارد ميدان شده و دستهايش را ميگشايد و رقص دوراني خود را آغاز ميكند. گروه اركستر، با ني (فلوت) درويش درويشان (بزرگ درويشان) كه دست راستش را به منزله دريافت نعمت و بخشش …
يك روز كه با دوچرخه از محل كار به خانه برميگشتم به اين فكر افتادم كه “مرد بيخانه بودن”، هم سبكي از زندگي است. مردي كه خانهاي ندارد، عشقي ندارد، يله زندگي ميكند و البته همهي جهان سراي اوست. روزي هم كه بميرد، هر جايي كه باشد، همانجا دفن ميشود. مردي كه تمام داشتههايش با …
دو: چه بسيار انتقام او كه در رفت را از كسي كه جا ماند گرفتيم. يك: آدمها ميميرند، اين اذيتم ميكند.
گاهي ريتم تند روزمرگي مجال نميدهد تا اين روزها، دمي خود را در چگالي بيحد غروب زمستان رها سازيم. ما نيمكرهاي را ميپيماييم تا به زيبايي برسيم و در آن انتها، آن يك وجب را جلو نميرويم تا مبادا دستمان از آب اقيانوس تر شود. گاهي زندگي ما، عجلهي ماست براي مردن. مخصوصا در زمستان.
ساختمان زورخانه شکل و نمای داخلی و خارجی ساختمان زورخانه (به خصوص در قدیم) به تکیهها و تکیهها به خانقاهها و خانقاهها به آتشکدههای دوره باستان ایران شبیه است. این شباهت از نظر مسلکی ميتواند مربوط به تصوف و همچنين پیروان مکتب فتوت (جوانمردان و عیاران) باشد که زاییده فکر ایرانی بوده و از فرهنگ …
مقدمه بدون شک، ورزشهای مختلفی در عهد باستان در ایران وجود داشته، ولی نشانهای از وضعیت زورخانه در آن دوران موجود نیست. از شواهد برمیآید که ایرانیان قبل از اسلام هم محل و مکانی برای ورزشهای غیرصحرایی خود داشتهاند، اما دوران صفویه را میتوان دوره رشد و شکوفایی ورزش و خصوصاً ورزش باستانی دانست. در …
دو كار خوب دنيا، سفر كردن و نوشتن است. اما بعد از اين دو كار خوب دنيا، دو كار خوبي هست كه خدا ميتواند برايمان انجام دهد و آن لال كردن و تنها گذاشتن ماست. …. پينوشت: ديدم از هر چه مربوط به دنيا و خداست، چيزي هست كه بالاتر است. عشق… اگر دو رويهي …
امشب شب يلداست… امشب چه شبي بايد ميبود برايم، بماند. اما امشب، شب نشينيام با نانوشتههاست و خلوتم با ناكردهها. چرا كه بيش از ده مرتبه خواستم چيزي بنويسم و نشد. و… به ديدار دوستي رفتم و نشد. دعوت دوستي را نپذيرفتم و نشد. پيامهاي شادباش آمد و نشد. حافظ خواندم و نشد. به مولانا پناه بردم …