تحلیل نوشته‌های این سایت و صفحۀ اینستاگرام توسط هوش مصنوعی

۱- تحلیل روحیات و روش نویسنده بر اساس نوشته‌های سایت nooraghayee.com، توسط هوش مصنوعی

برای شناخت نویسنده، به‌نظرم نباید صرفاً سراغ سفرنامه‌های او رفت. نوشته‌های شخصی، یادداشت‌های سالگرد سایت، ایده‌هایی که منتشر کرده، پاسخ‌هایش به خوانندگان، گزارش‌های فعالیت حرفه‌ای و حتی تفاوت میان نوشته‌های نخستین و متأخر، در کنار یکدیگر تصویر روشن‌تری ارائه می‌کنند.

این بررسی بر مبنای نمونه‌های منتخب از دوره‌های مختلف فعالیت سایت، از ۱۳۸۷ تا شهریور ۱۴۰۵، تهیه شده است و ادعای مطالعهٔ تک‌تک نوشته‌ها و دیدگاه‌های هجده سال گذشته را ندارد.

همچنین منظور از «روحیات» در این بخش، گرایش‌های قابل مشاهده در نوشته‌ها و شیوهٔ ابراز احساسات و مواجههٔ نویسنده با موضوعات است، نه تشخیص روان‌شناختی یا داوری قطعی دربارهٔ شخصیت او در زندگی خصوصی.

یکی از ویژگی‌های قابل مشاهده در نوشته‌های نورآقایی، تمایل به عبور از ظاهر پدیده‌ها و جست‌وجوی ارتباط میان آن‌هاست. او در پژوهش «تحقیقی پیرامون پنج روز آخر سال»، به جای آنکه صرفاً دربارهٔ یک رسم ایرانی بنویسد، موضوع را در ارتباط با گاه‌شماری، آیین‌های باروری، اسطوره‌های ایرانی و سنت‌های تمدن‌های دیگر بررسی می‌کند. در نوشتهٔ «چهار موجود مقدس» نیز موضوع اصلی، جست‌وجوی الگوهای مشترک در باورهای اسطوره‌ای و مذهبی است. در مقالهٔ «شهر در شعر»، نام شهرها در اشعار فارسی به وسیله‌ای برای بررسی جغرافیای ذهنی شاعران و تحول تصویر شهر در ادبیات تبدیل می‌شود.

در این نوشته‌ها، دانستن یک واقعیت به‌تنهایی پایان کار نیست؛ نویسنده می‌کوشد از آن واقعیت به یک رابطه، الگو یا پرسش تازه برسد.

این رویکرد، در سطح روش نوشتاری، به تفکر میان‌رشته‌ای نزدیک است؛ یعنی استفاده از داده‌های تاریخ، اسطوره‌شناسی، ادبیات، جغرافیا و فرهنگ برای بررسی یک موضوع از چند زاویه.

البته باید میان پرسش‌گری خلاق و اثبات علمی یک فرضیه تمایز گذاشت. پیوند دادن اسطوره‌ها، آیین‌ها و واژه‌های مشابه در تمدن‌های مختلف، برای شکل‌گیری یک ایدهٔ پژوهشی مفید است؛ اما اثبات ارتباط تاریخی یا ریشه‌شناختی میان آن‌ها به شواهد مستقل نیاز دارد.

از این نظر، هنگام استفادهٔ علمی از نوشته‌های سایت، بهتر است میان اطلاعات مستند، فرضیه‌ها، برداشت‌های تطبیقی و تفسیرهای شخصی نویسنده تفاوت گذاشته شود.

نورآقایی در صفحهٔ «دربارهٔ من»، خواندن، نوشتن و سفر کردن را فعالیت‌های اصلی زندگی خود معرفی می‌کند. در یادداشت چهاردهمین سالگرد سایت نیز توضیح می‌دهد که چهار سال پیش از راه‌اندازی وب‌سایت، فعالیت حرفه‌ای خود را به‌عنوان راهنمای گردشگری آغاز کرده بود.

توجه به ساختار سفرنامه‌هایش نشان می‌دهد که سفر در بسیاری از نوشته‌ها، نقطهٔ شروع یک بررسی گسترده‌تر است. برای نمونه، در سفرنامهٔ «هنگامه جشن ملکوتیان»، گزارش مسیر سفر به منطقهٔ دیلمان و روستای ملکوت، به معرفی گاه‌شماری دیلمی و آیین نوروزبل منتهی می‌شود. نویسنده در کنار توصیف تجربهٔ سفر، اطلاعات محلی، وضعیت راه‌ها، روایت‌های مردم و مطالب تاریخی و فرهنگی را نیز ثبت کرده است.

در نتیجه می‌توان گفت در شیوهٔ نوشتن او، سه فعالیت ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند: دیدن، مشاهده و تجربهٔ مستقیم؛ جست‌وجو، پرسیدن و بررسی کردن؛ نوشتن، ثبت و انتقال تجربه

این پیوند میان مشاهده، تحقیق و روایت، یکی از وجوه متمایزکنندهٔ فعالیت حرفه‌ای و نوشتاری اوست.

در یادداشت «خاطرات شانزده سال»، منتشرشده در ۲۲ آذر ۱۳۸۷، نورآقایی می‌نویسد که شانزده سال است هر روز خاطراتش را ثبت می‌کند. سپس برای روز ۲۲ آذر، یادداشت‌هایی از سال‌های مختلف زندگی‌اش را کنار یکدیگر قرار می‌دهد.

این نوشته نشان می‌دهد که عادت به ثبت وقایع، به سال‌ها پیش از راه‌اندازی وب‌سایت بازمی‌گردد. از سوی دیگر، در یادداشت‌های سالگرد سایت نیز به ثبت تعداد مطالب، دیدگاه‌ها و روند فعالیت آن توجه کرده است. در هفتمین سالگرد، حتی نوشته‌های منتشرنشده و دیدگاه‌های نمایش‌داده‌نشده را نیز شمارش و گزارش کرده است.

این رفتار در سطح نوشتاری می‌تواند بیانگر چند گرایش باشد: اهمیت دادن به حفظ ردپای وقایع، توجه به سیر تحول خود، علاقه به مرور گذشته و استفاده از نوشته‌ها به‌عنوان ابزاری برای بازسازی حافظه.

بااین‌حال، مستندنگاری شخصی لزوماً به معنای دقت یکسان همهٔ پژوهش‌های تاریخی نیست. برای ارزیابی اعتبار هر مقاله باید منابع، روش استدلال و صحت داده‌های همان مقاله به‌طور مستقل بررسی شوند.

یکی از مطالب کلیدی برای شناخت جایگاه وب‌سایت در زندگی نویسنده، یادداشت «وبلاگ دارم، پس هستم!» است.

او در مهر ۱۳۹۳، در زمانی که بسیاری از وبلاگ‌نویسان به شبکه‌های اجتماعی روی آورده بودند، از تصمیم خود برای ادامهٔ نوشتن در فضای شخصی سایت سخن می‌گوید. در همان نوشته، به دشواری‌های عاطفی آن دوره اشاره می‌کند و نوشتن را راهی برای بیان احساسات خود می‌داند. در یادداشت هفتمین سالگرد نیز توضیح می‌دهد که وب‌سایت به او امکان داده است افکار و فعالیت‌هایش را مستند کند و در دوره‌های دشوار به نوشتن ادامه دهد.

بنابراین، نقش سایت در زندگی او صرفاً انتشار اطلاعات یا معرفی فعالیت‌های حرفه‌ای نیست. در نوشته‌های شخصی، سایت فضایی برای بیان تجربه‌ها، مرور اتفاقات، ارتباط با مخاطب و ثبت تغییرات زندگی است.

به نظرم، یکی از بهترین راه‌ها برای شناخت نویسنده، خواندن یادداشت‌های سالگرد سایت در کنار نوشته‌های شخصی او در همان سال‌هاست. از این مقایسه می‌توان دریافت که تصویر او از خود، نوشتن و فعالیت حرفه‌ای در طول زمان چگونه تغییر کرده است.

در نوشته‌های نورآقایی، احساسات معمولاً پشت یک زبان کاملاً رسمی و بی‌طرف پنهان نمی‌مانند. برای مثال، در یادداشت «کشف و شهود» در Cimetiere de Montmartre ، او تجربهٔ مواجهه با فلورانس در سال ۱۳۸۶ را یادآوری می‌کند؛ تجربه‌ای که در روایتش با شور عاطفی، تخیل ادبی و اشاره به هنرمندان رنسانس همراه است.

در مقابل، در نوشتهٔ «فیس‌بوک و میدان آزادی»، نارضایتی خود را از وضعیت فضای عمومی و رفتارهای اجتماعی با زبانی تند و صریح بیان می‌کند.

در نوشته‌های منتشرشده در شهریور ۱۴۰۵ نیز موضوعاتی مانند فشارهای زندگی، مرگ، گذر زمان، پیاده‌روی، عشق و وطن حضور دارند.

وجه مشترک این متن‌ها، استفاده از تجربهٔ شخصی به‌عنوان نقطهٔ آغاز نوشتن است؛ حتی زمانی که موضوع نهایی از زندگی فردی فراتر می‌رود.

از منظر تحلیل نوشتاری، با نویسنده‌ای مواجهیم که در یادداشت‌های شخصی، فاصلهٔ عاطفی خود را با موضوع به حداقل می‌رساند. این ویژگی به متن‌هایش لحن شخصی می‌دهد، اما گاه نیز باعث می‌شود داوری ارزشی یا واکنش عاطفی، در کنار گزارش واقعیت قرار گیرد. این نکته دربارهٔ شیوهٔ بیان اوست؛ از آن نمی‌توان نتیجه گرفت که در همهٔ موقعیت‌های زندگی خصوصی نیز به همین شکل رفتار می‌کند.

ایران و میراث فرهنگی در نوشته‌های نورآقایی فقط موضوعاتی برای معرفی جاذبه‌های گردشگری نیستند. توجه او به گاه‌شماری‌های محلی، آیین‌های ایرانی، روستاهای کمترشناخته‌شده، تاریخ شهرها و روابط فرهنگی ایران با دیگر کشورها در دوره‌های مختلف فعالیت سایت دیده می‌شود. از جمله می‌توان به سفرنامهٔ مرزهای شمال غربی ایران، پژوهش دربارهٔ پنج روز آخر سال، مقالهٔ روابط ایران و اتریش و نوشتهٔ شهر در شعر اشاره کرد.

در این آثار، ایران صرفاً یک محدودهٔ جغرافیایی نیست؛ موضوعی تاریخی و فرهنگی است که از طریق زبان، آیین، ادبیات، معماری، خاطره و ارتباط با دیگر تمدن‌ها بررسی می‌شود.

نکتهٔ مهم دیگر اینکه علاقه به تاریخ و فرهنگ ایران در نوشته‌های او با توجه به فرهنگ‌های دیگر همراه است. سفر و مطالعهٔ تطبیقی، امکان مشاهدهٔ شباهت‌ها و تفاوت‌ها را برایش فراهم می‌کند.

از مجموع این نمونه‌ها می‌توان نوعی دلبستگی فرهنگی به ایران و علاقه به معرفی وجوه مختلف آن را در آثارش مشاهده کرد، بی‌آنکه لازم باشد دربارهٔ گرایش‌های سیاسی یا باورهای خصوصی او نتیجه‌گیری کنیم.

در یادداشت‌های سایت، فاصلهٔ میان ایده‌پردازی و فعالیت اجرایی قابل مشاهده است. «موزه عرفان» نمونه‌ای از طرح یک ایدهٔ فرهنگی در سال ۱۳۸۷ است. در سال‌های بعد نیز نویسنده، در کنار انتشار پژوهش‌ها و سفرنامه‌ها، گزارش‌هایی از فعالیت‌های آموزشی، صنفی، انتشاراتی و پروژه‌های مرتبط با گردشگری و میراث فرهنگی ارائه کرده است.

در معرفی حرفه‌ای خود، از فعالیت به‌عنوان راهنمای گردشگری، مدرس، روزنامه‌نگار، مدیرمسئول فصلنامهٔ گیلگمش و انتشارات نوسده سخن می‌گوید. در نوشتهٔ «درباره گیلگمش» نیز تاریخچهٔ شکل‌گیری و فعالیت این نشریه را شرح داده است.

این شواهد نشان می‌دهند که فعالیت نویسنده تنها به مطالعه و نوشتن محدود نشده و با مشارکت در پروژه‌های فرهنگی و حرفه‌ای همراه بوده است.

بااین‌حال، برای ارزیابی دقیق شیوهٔ مدیریت، کیفیت همکاری، نحوهٔ تصمیم‌گیری یا عملکرد او در محیط کار، نوشته‌های شخصی کفایت نمی‌کنند. چنین بررسی‌ای به اسناد پروژه‌ها و روایت‌های مستقل همکاران نیاز دارد.

یکی از ویژگی‌های آرشیوی سایت، حفظ دیدگاه‌های خوانندگان و پاسخ‌های نویسنده است.

در نوشتهٔ هفتمین سالگرد، نورآقایی توضیح می‌دهد که وب‌سایت برایش هم دوستی به همراه داشته و هم مخالفت و بازخواست. همچنین از باقی گذاشتن بخش‌هایی از گذشتهٔ خود در سایت، با وجود امکان حذف آن‌ها، سخن می‌گوید.

در یادداشت چهاردهمین سالگرد نیز پاسخ‌های او به خوانندگان قابل مشاهده است. برخی از آنان از تأثیر نوشته‌ها بر زندگی‌شان سخن می‌گویند و بعضی دربارهٔ میزان مخاطبان یا فعالیت سایت اظهار نظر می‌کنند.

با توجه به این نمونه‌ها، سایت صرفاً محل انتشار یک‌طرفهٔ محتوا نبوده، بلکه فضایی برای شکل‌گیری گفت‌وگو و بازخورد نیز فراهم کرده است.

البته از دیدگاه‌های منتشرشده نمی‌توان دربارهٔ میزان محبوبیت عمومی نویسنده یا کیفیت تمام روابط اجتماعی او نتیجه‌گیری کرد. خوانندگان فعال سایت، نمونهٔ نماینده‌ای از همهٔ افرادی نیستند که او را می‌شناسند.

شاید یکی از مهم‌ترین بخش‌های یادداشت هفتمین سالگرد، اعتراف نویسنده به وجود اشتباهات در آرشیو سایت باشد. او توضیح می‌دهد که نوشته‌های سایت، در کنار بخشی از افتخارات، حاوی اشتباهاتش نیز هستند و در مواردی با وجود امکان حذف مطالب، آن‌ها را حفظ کرده است.

این گفته نشان می‌دهد که دست‌کم در آن مقطع، نویسنده حفظ تاریخچهٔ نوشته‌های خود را مهم می‌دانسته است.

از منظر تحلیل متن، چنین رویکردی امکان مطالعهٔ تحول دیدگاه‌های یک فرد در طول زمان را فراهم می‌کند. همچنین یادآور می‌شود که هر نوشته باید در بستر تاریخی و شرایط زمان انتشارش خوانده شود.

اما برای سنجش میزان پذیرش نقد و اصلاح خطا در عمل، باید نمونه‌های مشخصی از انتقادها، پاسخ‌های نویسنده و تغییرات احتمالی نوشته‌ها را به‌صورت موردی بررسی کرد.

در یک نگاه تطبیقی، می‌توان چند حوزهٔ محتوایی را در دوره‌های مختلف سایت شناسایی کرد:

۱۳۸۷ تا ۱۳۹۱ – پژوهش‌های فرهنگی، سفرنامه‌ها و ایده‌پردازی

نمونه‌های این دوره، پژوهش دربارهٔ آیین‌ها و اسطوره‌ها، سفرنامه‌های ایران و جهان، گزارش‌های میدانی و طرح ایده‌های فرهنگی هستند.

نمونه‌ها: چهار موجود مقدس، نوروزبل، سفر به مرزهای شمال غربی ایران.

۱۳۹۲ تا ۱۳۹۷ – حضور پررنگ‌تر فعالیت حرفه‌ای، روایت شخصی و تأمل دربارهٔ نوشتن

در نمونه‌های بررسی‌شده، یادداشت‌های سالگرد، فعالیت‌های فرهنگی و انتشاراتی، تجربه‌های شخصی و ارتباط با خوانندگان در کنار سفرنامه‌ها و پژوهش‌ها قرار می‌گیرند.

نمونه‌ها: پنج ساله شد، وبلاگ دارم پس هستم، هفت ساله شد و درباره گیلگمش.

۱۳۹۸ تا شهریور ۱۴۰۵ – هم‌زمانی پژوهش، فعالیت انتشاراتی و نوشته‌های تأملی

در نمونه‌های متأخر، پژوهش‌های تاریخی و فرهنگی در کنار یادداشت‌هایی دربارهٔ گذر زمان، زندگی شخصی، زبان، عشق، سفر و نسبت انسان با جهان دیده می‌شوند.

نمونه‌ها: ۱۴ سال تمام در ۱۴ شهریور، روابط ایران و اتریش، شهر در شعر و نوشته‌های شهریور ۱۴۰۵.

این تقسیم‌بندی، توصیف موضوعات مشاهده‌شده است، نه یک دوره‌بندی قطعی از شخصیت یا زندگی نویسنده. برای اثبات افزایش یا کاهش سهم هر موضوع در طول زمان، باید تمام نوشته‌های سایت به‌صورت کمّی و بر اساس تاریخ و دسته‌بندی تحلیل شوند.

جمع‌بندی: چه تصویری از نویسنده در آثارش شکل می‌گیرد؟

به نظرم، آنچه آرش نورآقایی در این هجده سال در وب‌سایت خود ثبت کرده، امکان شناخت چند وجه متفاوت از هویت نوشتاری او را فراهم می‌کند.

وجه پژوهشگر؛ علاقه به جست‌وجوی ارتباط میان موضوعات تاریخی، فرهنگی، ادبی و اسطوره‌ای و عبور از معرفی سادهٔ پدیده‌ها به سوی طرح پرسش‌های گسترده‌تر.

وجه جهانگرد و مشاهده‌گر؛ استفاده از سفر به‌عنوان فرصتی برای مواجههٔ مستقیم با مردم، مکان‌ها و فرهنگ‌ها و تبدیل تجربه‌های سفر به روایت و پژوهش.

وجه مستندنگار؛ توجه به ثبت خاطرات، فعالیت‌ها، تجربه‌ها و تغییرات زندگی؛ همراه با حفظ بخشی از گذشته در آرشیو شخصی.

وجه نویسندهٔ شخصی و ادبی؛ استفاده از زبان عاطفی، تخیل، بازی با واژه‌ها و روایت اول‌شخص برای بیان تجربه‌های فردی و تأمل دربارهٔ زندگی.

وجه فعال فرهنگی و حرفه‌ای؛ مشارکت در فعالیت‌های گردشگری، آموزش، نشر و پروژه‌های فرهنگی؛ همراه با طرح ایده‌هایی که گاه از فضای نوشته به فعالیت عملی راه یافته‌اند.

برداشت نهایی من از آثار او این است که سه فعالیت «تجربه کردن»، «فهمیدن» و «ثبت کردن» در هویت نوشتاری‌اش به یکدیگر پیوند خورده‌اند.

سفر، مواد اولیهٔ مشاهده را در اختیارش قرار می‌دهد؛ مطالعه و پژوهش امکان تفسیر آن را فراهم می‌کند و نوشتن به تجربه‌ها و اندیشه‌هایش صورتی ماندگار می‌بخشد.

در کنار این سه فعالیت، دلبستگی به فرهنگ ایران، علاقه به شناخت جهان، بیان آشکار تجربه‌های عاطفی و مشارکت در فعالیت‌های فرهنگی از عناصر تکرارشوندهٔ آثار او هستند.

بااین‌حال، آرشیو یک وب‌سایت شخصی را نباید معادل تمام شخصیت نویسنده دانست. آنچه در اینجا می‌شناسیم، بیش از هر چیز، تصویری است که او از تجربه‌ها، اندیشه‌ها و فعالیت‌های خود در نوشته‌هایش به جا گذاشته است.

این تمایز برای خواندن هجده سال نوشتهٔ یک انسان اهمیت دارد: می‌توان سیر تحول اندیشه‌ها و شیوهٔ بیان او را بررسی کرد، بی‌آنکه تصور کنیم به تمام ابعاد زندگی و شخصیتش دست یافته‌ایم.

……………………………………………………….

۲- بررسی و تحلیل اینستاگرام آرش نورآقایی

نخستین پست چه زمانی منتشر شده است؟

یک سرنخ مستند دربارهٔ آغاز فعالیت آرش نورآقایی در اینستاگرام وجود دارد: او در یادداشت «نام نامی ایران»، منتشرشده در ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۱، تصریح کرده که هفت سال است در اینستاگرام فعالیت می‌کند. بر این اساس، آغاز فعالیت او در اینستاگرام به حدود سال ۱۳۹۴ خورشیدی (۲۰۱۵ میلادی) بازمی‌گردد.

بااین‌حال، سال آغاز فعالیت با تاریخ دقیق نخستین پست یکسان نیست. برای تعیین روز و ماه نخستین انتشار، باید قدیمی‌ترین محتوای باقی‌مانده در خود حساب را مشاهده کرد و تاریخ ثبت‌شدهٔ آن را بررسی کرد. دسترسی مستقیم من به آرشیو کامل حساب اینستاگرام در این بررسی برقرار نشده است. بنابراین، فعلاً نمی‌توانم تاریخ مشخصی را به‌عنوان روز انتشار نخستین پست تأیید کنم.

تحلیل روحیات، روش و منش نویسنده

برای این بخش، یک محدودیت مهم وجود دارد: به متن کامل کپشن‌ها، تصاویر، ریلزها، استوری‌ها و دیدگاه‌های حساب اینستاگرام دسترسی مستقیم پیدا نکردم. بنابراین، نمی‌توانم ادعا کنم که همهٔ پست‌های این صفحه را بررسی کرده‌ام یا نتیجه‌گیری‌هایم حاصل تحلیل آماری و محتوایی کل آن است.

بااین‌حال، از طریق نوشته‌های آرش نورآقایی دربارهٔ فعالیت خود در اینستاگرام، نمونه‌هایی از محتوای منتشرشده در این شبکه و اسناد مرتبط با فعالیت حرفه‌ای او می‌توان چند ویژگی از رویکردش به تولید محتوا و ارتباط با مخاطب را بررسی کرد.

یکی از نمونه‌های مشخص، ماجرای تولد سه توله‌یوزپلنگ ایرانی در اردیبهشت ۱۴۰۱ و متنی است که نورآقایی با عنوان «مام میهن» در اینستاگرام منتشر کرده است. او در یادداشت «نام نامی ایران» توضیح می‌دهد که نوشته‌اش دربارهٔ توله‌یوزپلنگ‌ها ۷۸۰ بار در اینستاگرام به اشتراک گذاشته شده بود؛ رقمی که به گفتهٔ خودش در آن زمان برای نوشته‌های او بی‌سابقه بود. اما نکتهٔ مهم‌تر، نوع مواجههٔ نویسنده با این بازخورد است. او ماجرا را تنها از زاویهٔ حیات‌وحش یا میزان استقبال مخاطبان بررسی نمی‌کند، بلکه از آن برای تأمل دربارهٔ نیاز جامعه به امید و نمادهای مشترک استفاده می‌کند.

در این نمونه، یک رویداد طبیعی به موضوعی برای تأمل دربارهٔ هویت جمعی و احساسات اجتماعی تبدیل می‌شود. این شیوه نشان می‌دهد که نویسنده در تولید محتوا، به دنبال یافتن لایه‌های معنایی فراتر از خود رویداد است.

البته این رویکرد ممکن است در بعضی نوشته‌ها باعث شود مرز میان واقعیت مشاهده‌شده و تفسیر نمادین نویسنده کم‌رنگ شود. خواننده باید بتواند این دو سطح را از یکدیگر تشخیص دهد.

در همان یادداشت، نورآقایی تصریح می‌کند که طی سال‌های فعالیت در وبلاگ و اینستاگرام، گاهی از واکنش‌های مخاطبان برای شکل دادن به فرضیه‌هایی دربارهٔ نگرش اجتماعی استفاده کرده است.

این نکته نشان می‌دهد که او بازخورد مخاطبان را صرفاً در قالب تعداد پسندیدن‌ها و اشتراک‌گذاری‌ها نمی‌بیند، بلکه می‌کوشد از آن برای فهم نحوهٔ دریافت پیام استفاده کند.

بااین‌حال، باید توجه داشت که مخاطبان یک صفحهٔ اینستاگرامی، نمونهٔ آماری نماینده‌ای از کل جامعه نیستند. بنابراین، فرضیه‌هایی که از واکنش دنبال‌کنندگان یک حساب شکل می‌گیرند، برای تعمیم به تمام مردم به بررسی مستقل نیاز دارند.

در اسناد فعالیت انتشاراتی و حرفه‌ای نورآقایی، استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای معرفی شهرها، میراث فرهنگی و تجربه‌های سفر دیده می‌شود. برای نمونه، در کاتالوگ انگلیسی گیلگمش، به برگزاری برنامه‌های «سفرنگاری» در شهرهایی مانند ماکو و دزفول اشاره شده است؛ برنامه‌هایی که تولیدکنندگان محتوا در آن‌ها با سفر به شهر مقصد، عکس و متن تهیه می‌کنند و تجربه‌های خود را در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کنند.

این نمونه، استفاده از رسانه‌های اجتماعی را به‌عنوان ابزاری برای مستندسازی سفر و معرفی میراث فرهنگی نشان می‌دهد.

در نتیجه، می‌توان در فعالیت حرفه‌ای او پیوندی میان گردشگری، روایتگری و رسانه‌های دیجیتال مشاهده کرد؛ هرچند برای مشخص کردن سهم هر یک از این موضوعات در صفحهٔ شخصی اینستاگرامش، باید محتوای همان صفحه به‌طور مستقیم بررسی شود.

نورآقایی در فعالیت‌های مرتبط با محیط‌زیست نیز از روایت و نمادهای فرهنگی استفاده کرده است. یکی از نمونه‌های مستند، مشارکت او در پروژهٔ «کودک، محیط‌زیست، فوتبال» در سال ۱۳۹۳ است. در این پروژه، موضوع حفاظت از یوزپلنگ ایرانی با فوتبال و جام جهانی پیوند داده شد تا پیام حفاظت از این گونه در سطح گسترده‌تری مطرح شود.

در سال ۱۴۰۱ نیز متن «مام میهن» نمونه‌ای از پیوند موضوع حفاظت از یوزپلنگ ایرانی با مضامین عاطفی و فرهنگی بود.

در سطح روش تولید محتوا، این نمونه‌ها نشان‌دهندهٔ استفاده از روایت و نمادپردازی برای ایجاد ارتباط میان یک مسئلهٔ تخصصی و مخاطبان عمومی هستند. اما نمی‌توان صرفاً بر اساس این دو نمونه دربارهٔ تمام فعالیت‌های محیط‌زیستی او یا میزان اثربخشی آن‌ها نتیجه‌گیری کرد.

نورآقایی در معرفی رسمی خود، فعالیت‌های اصلی‌اش را خواندن، نوشتن و سفر کردن عنوان می‌کند. در کارنامهٔ حرفه‌ای او نیز گردشگری فرهنگی، آموزش راهنمایان، پژوهش و نشر حضور دارند. این فعالیت‌ها زمینهٔ مناسبی برای تولید محتوای متنوع در اینستاگرام فراهم می‌کنند؛ از معرفی مکان‌ها و آثار تاریخی تا روایت تجربه‌های شخصی و انتشار یادداشت‌های ادبی.

بااین‌حال، نمی‌توان نتیجه گرفت که تمام محتوای صفحهٔ اینستاگرام او از همین الگو پیروی می‌کند. برای بررسی دقیق‌تر باید مشخص شود کدام موضوعات در صفحهٔ شخصی‌اش بیشتر تکرار شده‌اند و نسبت محتوای حرفه‌ای، پژوهشی، ادبی و شخصی چگونه تغییر کرده است.

دیدگاه‌ها

  1. نازنین

    سلام.
    در این راه،پایا ومانا باشید.
    ………………………………………………………………………
    جواب: سلام. محبت دارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *