آن چای که سرد شد

روی میز کنار پنجره، بخارش سال‌هاست که محو شده. آن روز باران می‌آمد و بوی خاک باران‌خورده در هوا نرم‌ و آهسته پرسه می‌زد. تو گفتی: «بریز، الان می‌آیم، فقط کمی صبر کن تا…» حالا یادم نیست بعد از تا چه گفتی و قرار بود فقط چه کار کوچکی را انجام بدهی و بعد بیایی.من …

حافظ به گفتۀ بیضایی

از آنجا که بهرام بیضایی قصهٔ «داش آکل» صادق هدایت را جور دیگری روایت کرده و عنوانش را گذاشته، «داش آکل به گفتهٔ مرجان»، من هم برای یادبود استاد بیضایی، بیشتر در زمان عقب رفتم و متن کوتاهی نوشتم که حافظ را از زبان ایشان روایت می‌کند.  ……………………………………………………………… صحنه تاریک است؛ نه از کم‌چراغی، که …

جاده و واژه

سفر، در مفهوم، بیش از آن‌که جابه‌جایی در جغرافیا باشد، هجرتی است از هیاهوی زبان به اقلیم سکوت، و اوج بلاغت مسافر آن‌جاست که هرچه بیشتر می‌فهمد، کمتر سخن می‌گوید. جاده، زبان راه است؛ واژه‌ها بر آن قدم می‌زنند، و البته گاه گم می‌شوند. اما هرچه راه طولانی‌تر می‌شود، زبان کوتاه‌تر می‌گردد و واژه‌ها می‌آموزند …

ویرگول

همیشه به ما دیکته کرده بودند که باید به «نقطه» رسید؛ تمام مشق‌هایمان، تمام مسابقه‌هایمان و تمام نقشه‌هایمان برای آن نقطه‌ای بود که در انتهای مسیر قرار داشت،خیال می‌کردیم وقتی به آنجا برسیم، زمان می‌ایستد و خوشبختی مثل یک مدال به گردنمان آویخته می‌شود،اما حالا که به عقب نگاه می‌کنم، می‌بینم زندگی اصلاً در آن …

شرحی بر خطی

این خطوط، ردِّ زمان‌اند که زبانش را هر بار به رنگی بر یک معنی می‌ساید. این نقش رنگین رقصان، درفش کشوری‌ست که مرزش رؤیاست و پایتختش خیال. سرخ‌گونش، یاد قلبی‌ست که هنوز در هیاهوی خاموشی می‌تپد؛ طلایی‌اش، شهادت نوری‌ست که در هیچ قراری فرو نمی‌ماند. و این‌همه، تاختن سمند روح است در میان این بوم …

چیدمان

در دل آدمی، یک «مارْ» «رامْ» چنبره زده؛  یک نفس، نوش دارد یک نگاه، نیش. و می‌دانم که میان همدمِ «گرم» و «مرگ»، فاصله فقط یک دگردیسی است. گاه از عشق، «سرد» می‌شویم نامش را می‌گذاریم، «درس» و همین «راز» را اگر نگه نداریم، به این گنه «زار» می‌شویم. دریا و دیار، هر دو از …

تاریخچه‌ای از شعارهای روز جهانی گردشگری

دهمین نشست سرزمین پارسی،  با عنوان «یکصد ایدهٔ نو» با مدیریت اجرایی مریم کاظمی در تاریخ ۲۱ مهرماه ۱۴۰۴ برگزار شد. آرش نورآقایی، مدیرمسئول فصلنامهٔ میراث و گردشگری گیلگمش و نشر نوسده از میهمانان این نشست بود و از تاریخچهٔ شعارهای روز جهانی گردشگری با توجه به توسعهٔ این صنعت طی نیم‌قرن اخیر گفت. نورآقایی …

یلدا

یلدا، یادآور جنگ‌ میان یأس و یقین است، یادآور نبرد میان یورش شب با یاوران نور. یلدا، یادگار یزدان است؛ یاد زایش یاری ناپیدا که از دل تاریکی، به نرمی می‌روید. یلدا، یعنی یک نفس بلند زمین، که زیر یخ، هنوز زنده است و در ژرفای خاموشی خویش، رؤیای روییدن را آرام می‌پرورد. یلدا، یعنی …

گذر زمان در خاک ایران

متن تاریخی-ادبی زیر بر اساس اشیای «موزۀ ملی ایران» و با توجه به ترتیب زمانی و دوره‌های تاریخی نوشته شده است. ………………………………………………………….. در آغاز، سنگی در کَشَف‌رود خراسان کشف شد در سرزمینم، که هنوز نامی نداشت در آن زمان. باد می‌وزید. باران می‌بارید. … خاک سیراب شده بود! آب سراب نبود وقتی در تپه سراب …

سفرستان؛ سفر در سرزمین داستان

سفری از روایت کتیبۀ بیستون تا نقالی قهوه‌خانه ایران، در طول تاریخ، نه فقط سرزمین شهرها و شاهان و کوه‌ها و دشت‌ها، که سرزمین روایت بوده است. همه‌چیز در این سرزمین، از سنگ و کوه گرفته تا صحرا و شهر و خانقاه، گویی حافظه‌ای روایی دارد. اگر راه بیفتی و ایران را طی کنی، از …

علائم حیاتم قبل از ختمم به تو ختم می‌شود

همهٔ علائم حیاتم به تو ختم می‌شود. نبضی نمانده، فشارم افتاده، اما تو پروتکل احیاء را بلدی. اورژانسی پذیرشم کن در آغوشت تنفس دهان به دهان فشار سینه به سینه تنفس دهان به دهان فشار سینه به سینه … تکرار و تکرار و تکرار ای درمانِ دردِ مزمنِ من! هر روز انجام بده این آیین …

«آسمان ورشکسته، زمین دل‌شکسته»

فرودگاه مهرآباد، دیگر نه آباد است و نه مهری در آن می‌توان یافت.  هنگام دریافت کارت پرواز به متصدی سلام می‌کنم، جوابی نمی‌دهد، حتی نگاهم نمی‌کند.  مأموری که قرار است بدن افراد را پس از عبور از (گیت) دروازهٔ تشخیص اشیای فلزی و ممنوعه بازرسی کند، چنان جلوی صورتت می‌ایستد که انگار قرار است دهانت …