روزنوشت

نوای مرغ سحر (به بهانه‌ی درگذشت استاد عثمان محمدپرست)

در اندیشه‌ام «مرغ سحر» استاد محمدرضا شجریان و «نوایی نوایی» استاد عثمان محمدپرستویژگی‌های یکسانی دارند. آن مرغ سحری که ناله سر کرده است، همان مرغ وحشی است که دلش را رنجانده‌اند. آن ظلم ظالم و جور صیّاد که آشیان‌ها را داده بر باد، همان خاری است که بر دل می‌نشیند. آن قفس که چون دل …

جدال اشاره و ابهام

من نمی‌دانم چه رازیست کههر چه ما انگشت اشاره‌مان را واضح‌تر به سویشان می‌گیریم، آنها انگشت ابهامشان را کلفت‌تر بهمان نشان می‌دهند.خواهیم دید که در انتهای جدال این یک و آن شَست، کدام خواهد شکست.

رقص و آواز

آواز زیباترین فریاد و رقص اصیل‌ترین دردی است که در وطن تن انسان بر امواج سرکش روح به ظرافت و لطافت جولان می‌دهند.در آن سرزمین رستگار که کسی می‌خواند و و دیگری می‌رقصد، آز به ناز، نفرین به آفرین، ضربه به ضرب، چنگال به چنگ، کمان به کمانچه و رزم به بزم می‌گراید.

درخت توت همسایه

شاید عکس چندان زیبایی نباشد ولی برای من اهمیت دارد. ۴۰ سال است که هر سال در ماه‌های اردیبهشت و خرداد با چنین صحنه‌ای مواجه می‌شوم.و سالهاست که در چنین روزهایی، بعد از این‌که درخت بار داد و اولین باد اردیبهشت وزید، من اولین توت نوبر را از روی زمین برمی‌دارم و در دهانم می‌گذارم. …

پشت صحنه‌ی ترافیک زندگی

این اتومبیل‌ها هر کدام نماد یکی از ما هستند. همگی در یک مسیریم و در این مسیر اندکی فرصت داریم که گهگاهی در کنار هم برانیم، از هم سبقت بگیریم، نگاهی به یکدیگر بیندازیم، نزدیک شویم، توقف کنیم یا … همگی در نگاه کلان شبیهیم. تنها اندکی در سن و رنگ و اندازه و کیفیت …

نام نامی ایران

۷ سال است که در اینستاگرام فعالیت می‌کنم و ۱۴ سال است که وبلاگ دارم. در این مدت هزاران مطلب نوشته‌ام.گهگاهی از روی بازخوردها و واکنش‌های مخاطبین نسبت به متن‌ها، تحلیل‌هایی در سطح و اندازه‌ی دانش و بینش خودم انجام داده‌ام و فرض‌هایی دستگیرم شده است.تا امروز متوجه شده‌ام که مردمان وطنم با روح خسته …

مام میهن

۱- نقشه‌ی ایران را شبیه گربه می‌دانند، نام بسیاری از بانوان این مرز جغرافیایی، ایران است و امروز یک بانوی گربه‌سان به نام «ایران» مادر شد. ۲- یوز، جهنده و جوینده است به مصداق معنای لغوی‌اش. به تصویر این سه فرزند ایران که نگاه می‌کنم، این سوال برایم پیش می‌آید که این امیدهای نحیف چگونه …

فرش؛ روایتی از دو جهان و دو آفریدگار

خالق می‌نشیند پشت دار و جهانی از پایین به بالا می‌آفریند. در قاب جهانش در ابتدا چیزی نیست جز طرحی از خیالی در ذهنش. تمام که می‌شود، جهانش را پهن می‌کند و خود به میانش می‌شتابد. می‌نشیند در آن. آری آفریدگار به سرزمینی که آفریده فرود می‌آید، هبوط می‌کند به آن باغ و در میان …

مترو

مترو را تلاش انسان برای جنب و جوش در دنیای تاریک زیرین می‌دانم؛ یک استراتژی برای مقابله با ترس از مرگ به روش همبستری با آن. دستاوردی است عینیت یافته‌ و البته ناقص از آرزوی دستیابی به زندگانی جاوید. تکنیک همان است که می‌دانستیم؛ «به سمت چیزی هجوم ببر که از آن می‌ترسی.» ایجاد یک …

پادشاه لخت و دانه‌های تسبیح

می‌دانید!راستش موضوع برعکس شده. در آن داستان مشهور، فقط یک کودک شجاع وجود داشت که در میان خیل مردمان ترسو فریاد برآورد:«پادشاه لخت است.» من باور ندارم مردمان شجاع شده باشند، ولی این روزها انگار همه کودک شده‌اند و فریاد می‌زنند «پادشاه لخت است». فقط چون این فریاد زدن و کودک نشان دادن خود، مد …

معراج آیینه‌ی بشر

می‌گویند «عیسی مسیح» معراج داشته؛ یک رویداد «فرابشری» که شنیده‌ایم.من اما به معراج «جیمز وب» فکر می‌کنم که در زادروز عیسی مسیح، «بشر» انجامش داد؛ همان بشری که از هبوطش سخن بسیار گفته شده. همان رویدادی که دیدیم.حالا «همه» چشم انتظار دیدار با لحظه‌ی «هیچ» ایستاده‌ایم؛ در انتظار دیدار با لحظه‌ی تولد جهان. به زودی …