روزنوشت

گروه “کبوترنوا”

ساعت ۶:۲۹ با صدای پا و نُک پنج کبوتری بیدار شدم که هیجان‌زده و تند تند قدم‌های کوتاه برمی‌داشتند و در همان حال تکه نان‌هایی را می‌خوردند که دیشب برایشان ریخته بودم.ترکیب صدای برخورد نُک و چنگالشان با حلبی سایه‌بان تراس خانه همسایه‌ی پایینی که هم‌سطح تراس خانه‌ی ماست و نان‌ها را روی آن پخش …

۱۲ سال می‌شود که اینجا می‌‌نویسم

این روزها در اندیشه تولید کتابی هستم با عنوان “اهل کاشانم”، کتابی که خود مقدمه شروع پروژه‌ای است با عنوان “اهل ایرانم”. در این راه چه بسیار افراد که در تلاشند و کنار هم ایستاده‌ایم. پیش‌تر پروژه “ایران ۱۰۰۱” را شروع کردم، آن هم با یاری همراهان و همکاران. از آن مجموعه کتاب “۱۰۰ میراث …

آرایش روبروی کاغذ

نوشتن روی کاغذ شبیه آرایش کردن روبروی آینه است.آیینه جسم، و کاغذ روحت را به تو می‌نمایاند. با نوشتن، روح آدمی آرایش می‌شود.و شگفت اینکه در آیین نوشتن، تو آن آیینه‌ی کاغذی را آرایش می‌کنی و در عوض خودت زیبا می‌شوی.

اهل ایرانم

این روزها ذهنم درگیر پروژه‌ای است که عنوانش را گذاشته‌‌ام “اهل ایرانم”. اگر پروژه پیش برود حتما یک دسته جدید در همین سایت برایش درست می‌کنم تا پیشرفت و وضعیت کار را مستند کنم. اما عجالتا به همین نوشته بسنده می‌کنم. به دور از همه‌ی احساسات ناسیونالیستی -که تا جایی که دانش و بینشم قد …

اندیشه‌ی زندگی در یک شب

زندگی، شنیدن ضربه‌های آرام نبض است و کشیدن نفس‌های تند. زندگی، آن عشوه‌ی دختر تاک است که به وقار چنار پیر می‌پیجد. زندگی، همچون چنگ زدن به آن لحظه‌ای است که قطره‌ی سرخ شرابی، در تعادلی نافرجام، پیش از فروافتادن، در اثر ارتعاش موسیقیایی سیم‌های چنگ تجربه می‌کند.

یک کلمه

حق این است که چشمان ما امروز از نفهمیدن «یک کلمه» همیشه گریان باشد، از آن رو که ۱۵۰ سال پیش آنقدر آن یک کلمه را بر سرش کوفتیم که چشمانش آب آورد.رساله‌ای نوشته بود با عنوان یک کلمه. حرفش این بود که پیشرفت کشور در یک کلمه نهفته است؛ قانون. قانونی که شاه و …

به مناسبت اخبار تاسف ‌برانگیز همه‌ی اتفاقات هفت ماهه اخیر

اهم عناوین اخبار ایران و جهان، از ابتدای سال ۲۰۲۰ میلادی تا امروز را یادداشت کرده‌ام.در آستانه به پایان رسیدن ماه هفتم این سال هستیم و با خودم فکر می‌کنم مگر «ظرفیت عاطفی» ما چقدر است که بتوانیم در مقابل این همه فاجعه به معنای واقعی تاب بیاوریم و همچنان شاخک‌های وجدانمان نسبت به درد …

خوشبختی

خوشبختی آن نسیمی است که پرده را کنار می‌زند و آرام داخل اتاقی می‌شود که تو در وسط آن پهن شده‌ای در یک شب تابستانی.خوشبختی آرام می‌خزد بر تنت و رد می‌شود و ردّی و حظّی کوتاه باقی می‌گذارد.خوشبختی آن دردِ خوش و ناگفتنیِ دوست داشتن کسی است که دوست داشتنت را به روی خودش …