در صدد هستم كه كتابي در رابطه با نماد سنگ قبرها، شكل خود سنگ قبرها و آيينهايي كه بر سر مزارها انجام ميشود (در همهي ايران)، بنويسم. دانستههايم در اين مورد ناچيز است. بايد بيشتر سفر كنم و بخوانم و عكس بگيرم.
در فكر اين هستم كه تحقيقي در مورد آويزهها انجام دهم. آويزههايي كه از آيينه اتومبيلهايمان و صورت اسبهايمان و سردر خانههايمان آويزان ميكرديم و ميكنيم. خيلي حرفها در اين ميانه هست.
اين همه بالا، نزديك خدا، دايرهوار نشستهاند و تن و سر ميجنبانند و دست افشاني ميكنند و نغمه سر ميدهند و مينوازند و شايد كه تو را ميخوانند…كه خواندهاند. كه اينجا ملكوت است. اما رسيدن به آن!…دشوار است…اما نه!…دشوار نيست…
آرش: آرش قهرمان استورهاي ايرانيان است كه در روايات از او با صفات “آرش شيواتير” و “آرش كمانگير” ياد شده است. وي در زمان جنگ ميان ايران و توران و در دوران پادشاهي منوچهر(ايران) و افراسياب(توران)، جزو سپاهيان ايران بود و با پرتاب تير، مرز ميان ايران و توران را مشخص ميكند. در كتاب “دانشنامهي …
شروع كردهام، اما هنوز چيزي از آب درنيامده است. سخن از كتابي است كه شامل نقشه مسيرهاي پيادهروي گردشگري باشد. ميدانم كه چه ميخواهم، اما هنوز نتوانستهام.
بايد كتاب “ايران، سرزمين مقدس” را بنويسم. ايده اش را خيلي وقت است كه در سرم ميپرورانم.
امروز كتاب “عدد، نماد، اسطوره” را بعد از 3 سال تمام كردم. حالا كمي خيالم راحت شد. خيليها كمكم كردند كه سپاسگذارشان هستم. ديگر بايد به فكر مراحل چاپ كردنش باشم.
چند وقتي هست كه احساس خستگي ميكنم. از اين همه فكر كردن و نوشتن خستهام. آرزوهايم اكنون عذابم ميدهند. اكنون نه سفر دلم ميخواهد و نه قلم.
در ستايش نيلوفر آمده است: “گلي كه در آغاز بود، سوسن باشكوه آبهاي بزرگ” و همچنين: “گلي كه هستي از آن نشات ميگيرد و از بين ميرود.” در فرهنگ دهخدا ذيل واژه “نيلوفر” آمده است: “…نيلوفر معمولي يا نيلوفر آبي، نزديك به تيره آلالههاست… اين گياه آبزي است و در مناطق گرم و معتدل …
سفرهاي گروهي محصول يك فرآيند اجتماعي و فرهنگي هستند و به نظر ميرسد خود نيز مولد محصولات اجتماعي و فرهنگي ديگري خواهند بود، از اين لحاظ است كه بايد مورد توجه و جامعهشناسي قرار گيرند.
همه عناصري كه در بناي تخت جمشيد ديده ميشوند با نوعي تقدس همراه هستند؛ كوهي كه در نزديكي تخت جمشيد قرار دارد، صفهاي كه تخت جمشيد بر روي آن بنا شده، نوع معماري كه تخت جمشيد بر اساس آن طراحي شده، آستانههايي كه ورودي كاخها به شمار ميروند، نقشهايي كه بر روي ديوارههاي كاخها و دربها ديده ميشوند …
بناهاي مقدس بر مبناي فلسفهاي كه از اعتقاد آدميان بر ميخيزد، ساخته ميشوند. زيگورات چغازنبيل از همين دست بناهاي مقدس است كه عناصر تفكر آميخته با تقدس در آن ديده ميشوند.
ميدانيم كه حداقل از زمان اشكانيان ارتباط ميان كشورهاي ايران و چين در زمينههاي مختلف تجاري و سياسي و فرهنگي برقرار بوده است. اما ما از اين ميان تنها به بخش كوچكي از داد و ستد فرهنگي دو كشور و اثرات آن ميپردازيم.