رخوت من… بعد از عشقبازی با صبح بهاری…
از نزديكي دشت كوير گذر كرديم و به دل البرز سپرديم و جنگل هيركاني را پشت سر گذاشتيم و به درياي مازندران نظر كرديم و بر فراز تپههاي تركمنصحرا قدم زديم و دوباره به سوي پايتخت سرازير شديم. بهترين زمان را انتخاب كرديم، ارديبهشت ماه راه. سه روز وقت داشتيم تا مسيري را بپيماييم كه هر ساعتي رنگ ديگري از طبيعت …
رخنه سياه كلاغ… به اتحاد سرخ انار… در فصل زرد پاييز…
اگر مورچهها خون داشتند، كفشهايمان هميشه سرخ بود.
داس كج بود… مرد خم شد… گندم قطع شد…
از طرهي بيد بود كه باد طرار شد
پرندگان قفسي هواخوري ندارند.
عسل… اثبات گل است در هندسهي زنبور
مادر و زن و زمين… و خلاصهي زندگي من… در آغوش كشيدن اين سه تن…
مقدمه: چهار (موجود) مقدس از قديميترين باورهاي مذهبي به شمار ميروند، در واقع اينها همان نيروهاي نخستين بزرگي هستند كه از قادر مطلق ناشي ميشوند. آنان در ابتدا در سرتاسر عالم نظم را از بينظمي پديد آوردند و فرمان گرفتند تا عالم و حيات در آن را بيافرينند. وقتي كه آفرينش به اتمام رسيد آنها …
مقدمه كوتاه پنجك،پنجه دزديده، پنجه ترفته، پنجه برداشته شده، پنجه مقدس،پنجي،اندرگاه، اندرجاه، پنجه نیکو، پنجه گاه گاهانی، پيتك، بهيژك،وهيگك، تار پنجه و خمسه مسترقه، از اسامي مختلف 5 روز آخر سال هستند. از آنجا كه اين 5 روز، روزهاي قبل از فرارسيدن بهار و فصل نوزايي طبيعت هستند، مردم باستان از اين فصل انتظار بركت …

