zey…زي…رودخانه بزرگ…سوراني zey…زي…چشمه…بلوچي ziraa…زيرا…دريا…بلوچي zal…زل…باتلاق…كردي zeri…زري…اقيانوس…كردي سوراني zeribaar…زريبار…درياچه…كردي…درياچه زريبار (زريوار) را در مريوان داريم. zeriya…زرييه…دريا…تاتي zovr…زور…ژرزف، بسيار گود…لار، گراش…ريشه مشترك با دريا و درياچه؟! zurghal…زورقول…بسيار گود…كردي… ريشه مشترك با مفهوم درياچه؟! zu…زو…دره…قوچان…مفهوم مشترك با جاي گود و درياچه؟!
ماه: دسامبر 2008
واژه «زائو» در گويشهاي مختلف ايراني: zach…زاچ…قوچان، كليدر zaadmu…زادمو…لار zaaragh…زارغ…فين بندر عباس zaaveraan…زاوران…ايلام zespaan…زسپان…همدان zeng…زنگ…تاتي…به معني زن در خوانسار هم هست. zyaasmon…زياسمون…به معني زن تازه زا…دليجان zeyes baan…زيس بان…كرمانشاه zeyas bun…زيس بون…كاشان zule…زوله…به معني “دختري كه پيش از شوهر كردن زايمان كرده باشد”…ساوه
امشب… نه شراب نابي هست و نه نغمهي ربابي نه ميي و نه مطربي نه آبي، نه رنگي نه خالي، نه خطي نه سيه چشمي و نه مه سيمايي نه عندليب شيدايي و نه سرو سيم اندامي نه گلي و نه ملي (مل:به ضمه ميم به معني شراب است) نه دلي و نه دلداري نه خاطر مجموعي، …
قرار بود چند روز آينده را به سفر بروم. سفري به دور دشت كوير. اما جور نشد. وقتي كه سفر ميكنم، دركي از گذشت زمان ندارم. اما اگر آخر هفتهاي بيايد و به هر دليلي نتوانم سفر كنم، مرگ را در نزديكي خودم ميبينم. شايد اينكه اين هفته را در خانه بمانم و استراحت كنم، بد …
من و آيينه سه نفريم: يكي آن است كه منم. ديگري آن است كه در آيينه است. و سومي آن است كه من در آيينه ميبينمش و او آن نيست كه آيينه ميبيند.
بعد از آن جمعه شب لعنتي، ديگر ريشهايم را نتراشيدم. اين يک ترک عادت چندين ساله است. نتراشيدم تا يادم نرود. يادم نرود آن شب لعنتي را و هر آنچه که باعث شد تا چنان شبي زاييده شود. نتراشيدن ريش برايم يک جور پشت دست داغ کردن است. اين را براي کساني ميگويم که ميپرسند. …
برگرفته از کتاب «فرهنگ ايران باستان»
همان بهتر که من رمان نميخوانم و فيلم نميبينم. چرا؟ چون هر وقت مرتکب يکي از اين دو ميشوم، تا مدتها روزگارم سياه است. اگر رمان، رمان جان شيفته باشد و فيلم، فيلم دکتر ژيواگو و از اين قبيل، ديگر قال قضيهاي به نام من کنده است. در چند هفته گذشته دو فيلم «السيد» و …
برداشت شده از کتاب «فرهنگ ريشه شناختي زبان فارسي»:
واژه «زن» در گویشهای مختلف ایرانی:
نشستهام در فرودگاه مهرآباد تهران و منتظر پرواز به اهواز هستم. پرواز تهران به اهواز خیلی وقتها تاخیر دارد یا اصلا کنسل میشود، به دلیل بدی آب و هوا. اما دو موضوع وجود دارد که این مرتبه، انتظار خیلی اذیتم نمیکند. 1- داشتن لپ تاپ 2- وجود اینترنت wireless در فرودگاه (ترمینال شماره 2) همین است …
در برخی از کشورها کسانی هستند که سفر میکنند تا برای فیلمسازن لوکیشن مناسب بیابند. قطعا چنین کسانی نه تنها با تکنیکهای فیلم برداری بیگانه نیستند بلکه کاملا با سناریو و فضای فیلم و سینما آشنایند.
به نظرم رسيد كه اگر بتوانيم در هر شهري و در هر روستايي كساني را پيدا كنيم كه بتوانند قصهها و افسانههاي چشمههاي ده و روستا و شهر خود را بازگو كنند، نهايتا تحقيقي و كتابي خواهيم داشت به نام «چشمهها و قصهها» اين كتاب، حتما ناگفتهها و ناشنيدههاي زيبا و قابل تاملي برايمان خواهد …