قرار بود چند روز آینده را به سفر بروم. سفری به دور دشت کویر. اما جور نشد. وقتی که سفر میکنم، درکی از گذشت زمان ندارم. اما اگر آخر هفتهای بیاید و به هر دلیلی نتوانم سفر کنم، مرگ را در نزدیکی خودم میبینم. شاید اینکه این هفته را در خانه بمانم و استراحت کنم، بد …
من و آیینه سه نفریم: یکی آن است که منم. دیگری آن است که در آیینه است. و سومی آن است که من در آیینه میبینمش و او آن نیست که آیینه میبیند.
بعد از آن جمعه شب لعنتی، دیگر ریشهایم را نتراشیدم. این یک ترک عادت چندین ساله است. نتراشیدم تا یادم نرود. یادم نرود آن شب لعنتی را و هر آنچه که باعث شد تا چنان شبی زاییده شود. نتراشیدن ریش برایم یک جور پشت دست داغ کردن است. این را برای کسانی میگویم که میپرسند. …
برگرفته از کتاب «فرهنگ ایران باستان»
همان بهتر که من رمان نمیخوانم و فیلم نمیبینم. چرا؟ چون هر وقت مرتکب یکی از این دو میشوم، تا مدتها روزگارم سیاه است. اگر رمان، رمان جان شیفته باشد و فیلم، فیلم دکتر ژیواگو و از این قبیل، دیگر قال قضیهای به نام من کنده است. در چند هفته گذشته دو فیلم «السید» و …
برداشت شده از کتاب «فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی»:
واژه «زن» در گویشهای مختلف ایرانی:
نشستهام در فرودگاه مهرآباد تهران و منتظر پرواز به اهواز هستم. پرواز تهران به اهواز خیلی وقتها تاخیر دارد یا اصلا کنسل میشود، به دلیل بدی آب و هوا. اما دو موضوع وجود دارد که این مرتبه، انتظار خیلی اذیتم نمیکند. ۱- داشتن لپ تاپ ۲- وجود اینترنت wireless در فرودگاه (ترمینال شماره ۲) همین است …
در برخی از کشورها کسانی هستند که سفر میکنند تا برای فیلمسازن لوکیشن مناسب بیابند. قطعا چنین کسانی نه تنها با تکنیکهای فیلم برداری بیگانه نیستند بلکه کاملا با سناریو و فضای فیلم و سینما آشنایند.
به نظرم رسید که اگر بتوانیم در هر شهری و در هر روستایی کسانی را پیدا کنیم که بتوانند قصهها و افسانههای چشمههای ده و روستا و شهر خود را بازگو کنند، نهایتا تحقیقی و کتابی خواهیم داشت به نام «چشمهها و قصهها» این کتاب، حتما ناگفتهها و ناشنیدههای زیبا و قابل تاملی برایمان خواهد …
به «اشکان بروج» گفتم برو و روی «میراث دیجیتال» کارکن. او رفت و کار کرد و نتیجهاش متن زیر است. امیدوارم همیشه موفق باشد.
ایران تاکنون دو اثر را در فهرست میراث مستند یونسکو به ثبت رسانده است: «شاهنامه بایسنقری» و «وقفنامه ربع رشیدی». متن زیر معرفی شاهنامه بایسنقری است.
سگ در گویشهای ایران: آشتیان: اسب esb سرخه: اسبا esbaa سمنان: اسپا aspaa بویین زهرا: اسبا asbaa محلات، کاشان، دلیجان: اسبا esbaa سنگسر، لاسگرد، خوانسار و در زبان تاتی: اسپا espaa کرمان: اسپین espin در برخی نقاط دیگر، اسپا espaa و ایسبا isbaa هم داریم. چرا واژه سگ در گویشهای ایران شبیه واژه اسب تلفظ …