«جكي» ساعت 8 صبح، مسافرخانهاي كه در آن اقامت داشتيم را به مقصد ژنو ترك كرد و من ماندم تنها. در اين يك ماه باران در شهرهايي كه ما سفر كرديم، نباريد. اما همين امروز كه ميبايستي هتل را ساعت 12 تخليه ميكردم و جايي براي ماندن نداشتم، باريد. به هر حال اتاق را تخليه كردم، كولهپشتيهايم را …
خوب، سفرم به نيمه رسيد، چنانكه پولم و احتمالا عمرم. اما يونان را چگونه يافتم؟ در يك كلام دوستش دارم. من اكنون Philellenos (دوستدار يونان) هستم. همانطور كه قبلا هم گفتم امروز به «رم» پرواز ميكنم. «جَكي» امروز صبح به ژنو پرواز كرد و من از اين به بعد با دوستان ديگري همسفر خواهم بود كه …
اگر يادتان باشد، عكسهايي كه قبلا از آتن گرفتم و در اين سايت گذاشتم، مربوط به موزهها و آثار باستاني و سبك زندگي شهروندان آتني و بازار و … بود. در اين دو روز آخري كه در آتن سپري كردم، وقت داشتم تا شهر آتن را مرور كنم و چند عكس ديگر بگيرم…
حالا، تازه، بعد از 20 روز، يونان كمي در من تهنشين ميشود. حالا، تازه، هنگاميكه تاريخ و طبيعت، تنها الويتهاي من نيستند، يونان را ميبينم. وقتي به اين نميانديشم كه كدام رستوران ارزانتر است، وقتيكه نه بر صندلي كافه، بلكه بر روي جدول كنار پيادهرو نشستهام، وقتيكه به تماشاي فوتبال جوانان و تاببازي بچهها در پارك …
قبلا دربارهي موزههاي پاريس و همچنين آتن صحبت كردهام، اما از آنجا كه فرهنگ موزه و ديدار از موزه بايد بسيار بيشتر از اين كه فعلا هست، در كشور ما مورد توجه قرار بگيرد، كمي بيشتر در اين مورد مينويسم.
آكروپليس در ميان حلقهاي تابناك، نه در دوردست، اما كمي بالا، آنجاست. سالهاست كه آنجاست. و امشب يكشنبه شب آتن است. همهي شهر از خانه آمدهاند بيرون. همه. گويي هيچ مرد و زن اهل آتن در خانه نمانده و هيچ صندلي در هيچ رستوران در هيچ كوچه خالي نيست. من در اين انديشهام كه آتن به اندازهي همهي شهروندانش صندلي …
امروز دلفي را ديديم و به آتن برگشتيم. مسير آتن – دلفي با اتوبوس سه ساعت است و براي ديدار از سايت تاريخي و همچنين موزه دلفي حدود 4 ساعت وقت لازم داريم.
چند مورد: 1- بعد از 12 ساعت، از آن شهر آمدن و به اين شهر رفتن و در اينجا معطل شدن و در آنجا سوار اتوبوس شدن، بالاخره به دلفي رسيديم. 2- عكسها و توضيحات «اروپا 35» و «اروپا 36» را كامل كردم، ميتوانيد ببينيد. 3- من سعي كردم كه بيشتر از زيباييها و خوبيهاي …
امروز «ناف پليو» را ترك كرديم و از راه «تريپولي» خودمان را به «اسپارت» و «ميستراس» رسانديم. نام «اسپارت» و آوازهي جنگجويانش را حتما شنيدهايد. اسپارتها در شرايط سخت و در يك منطقه كوهستاني زندگي ميكردند و به همين سبب جنگجوياني حرفهاي بودند. «لئونيداس»، رهبر همان گروه 300 نفره (در فيلم 300) از اسپارتها بود. ميدانيد كه همجنس …
همانطوري كه قبلا خبر دادم، امروز به شهر «المپيا» رفتم. «جكي» باز هم ترجيح داد كه همچون ديروز در «نافپليو» بماند. بنابراين من ساعت 9 «نافپليو» را ترك كردم و 6 ساعت بعد در «المپيا» و سايت تاريخي آن بودم. چنان هيجاني داشتم كه تمام روز هيچ نخوردم و ننوشيدم، البته وقت هم نداشتم. خلاصه، «المپيا» …
امروز «جكي» در «نافپليو» ماند و من باز هم 2 يورو و 60 سنت دادم تا با اتوبوس به شهر ديگري در حدود 50 كيلومتري «نافپليو» بروم و يكي ديگر از سايتهاي تاريخي يونان را ببينم كه در فهرست ميراث جهاني يونسكو قرار دارد.
از وقتي به اين سفر آمدهام هر شب در يك چالش عميق اسيرم، چنانكه گاهي خواب را از من ميربايد. اكنون كه مينويسم نيمه شب است. از خواب بيدار شدهام و براي اينكه «جكي» بيدار نشود به توالت آمدهام و مينويسم. مضحك است اما حقيقت دارد، همچون مطالبي كه در پي خواهم نوشت. آري، از وقتي به …
امروز نفري 2 يورو و 60 سنت داديم و با اتوبوس به شهر ديگري به نام Epidaurus از منطقه پلوپونزي رفتيم. 50 دقيقه طول كشيد تا به آنجا برويم، جايي كه سايت تاريخي Asklepieion قرار داشت. اين سايت تاريخي، روزگاري يك شهر مذهبي به شمار ميرفت كه دوران شكوفايي آن از 2600 تا 1600 سال پيش بود. در …