هرگز کسی باور نمی‌کند

همان‌گونه که فرو می‌ریزند فکرهای برآمده از هیجان ناقص نارس مالیخولیایی‌ام بر این صفحه در این نیمه‌شب… می‌بینم که چگونه فرو می‌افتد پوشش نه چندان قابل اعتماد روحم در برابر نگاه تیز دیگران… دریغ یا دست‌مریزاد؟ کدامیک؟ نمی‌دانم…از آن رو که، زور نوشتن همیشه بر من بیچاره می‌چربد. براستی کدامیک؟ من محتاج به مرگ جریان‌های ذهنم، یا مشتاق یک نیروی تحمل بی‌آبرویی.

فرهنگسرای بین‌المللی گردشگری

واقعا چقدر جای «فرهنگسرای گردشگری» در میان فرهنگسراها خالی است. نظرم این است که این فرهنگسرا را باید «فرهنگسرای بین‌المللی گردشگری» نامید. جایی‌که علاقمندان به فرهنگ و طبیعت و سفر جمع شوند و با هم گپ بزنند و چای بنوشند. جایی‌که کتابخانه و کتاب‌فروشی تمام کتاب‌های مربوط به سفر و جاذبه‌های تاریخی و فرهنگی و طبیعی ایران …

زندگی‌ام را ببین!

۱- امروز رفته بودم به دفتر انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران. طوری بود که حدود یک ساعت در دفتر تنها بودم. در این زمان، مرد جوانی که معلوم بود و بعدا هم معلوم‌تر شد که اهل اصفهان و ساکن تهران است به دفتر آمد. گفت: “راهنمای گردشگری هستم و آمده‌ام برای کارهای تحقیقاتی و کارهای گروهی آمادگی‌ام …

تازه اینم یه جور دیگشه

“آخرین باری که کتاب خواندم، اولین صبحی بود که از خواب بیدار شدم.” تفسیر: چون واقعا خودم هم نفهمیدم چه گفتم، مجبورم که تفسیرش کنم. از آن‌جا که آدم هر چه بیشتر بخواند، بیشتر می‌داند و هرچه که بیشتر بداند متوجه می‌شود که هیچ نمی‌داند، پس آخرین کتاب یعنی بیشترین دانستن و بیشترین دانستن یعنی …

هفت اقلیم و اقلیم هشتم

آن‌قدر ذهنم درگیر ماجرا بود که نتوانستم در این چند شب بخوابم، بیدار ماندم و بالاخره این هفت و هشت را به جایی که باید رساندم. نه این‌که نوشتار را تمام کرده باشم، نه، اما به جواب سوال “چگونه بشر از هفت به هشت رسید؟” نزدیک شدم. قبل از ادامه‌ی مطلب بگویم که این نوشتار …

مارکُشی

اگر کارگردانی بلد بودم، فیلمی با عنوان «مارکُشی» می‌ساختم. شاید برایتان عجیب باشد، اما در این فیلم به پدیده‌ی «خلع مقام زن» می‌پرداختم. جالب این است که با این‌که ما ذاتا مارکُشیم، اما هرگز هم قادر به مارکُشی نیستیم. بگذارید برایتان مثال بزنم: ۱- در داستان هبوط، «حوا» توسط مار اغفال می‌شود و باعث نزول «آدم» و …

هفت و هشت در میترائیسم

مقدمه: قبلا عرض کرده‌ام که بعد از اتمام کتاب “عدد، نماد، اسطوره” و از شش ماه پیش تاکنون، همواره سوال زیر برایم مطرح بوده: “چگونه است که بشر برای مراحل کمال زندگی‌اش از زوایای مختلف، هفت مرحله را در نظر می‌گیرد، ولی گویی گذر از این هفت مرحله فقط مدتی کوتاه ذهن او را به …

مطلبی کوتاه در مورد میترا

در فرهنگ دهخدا ذیل واژه‌ی «پیمان» {پٍ / پَ} آمده است: از پهلوی «پَتمان» و اوستایی «پَتی‌مان» به معنی «پیمودن» و «اندازه گرفتن». «پیمان» در فرهنگ دهخدا به معنی «عهد» و «قرارداد» و «معاهده» هم در نظر گرفته شده است. در کتاب «فرهنگ ریشه‌شناختی زبان فارسی»، تالیف دکتر محمد حسن‌دوست (زیر نظر دکتر بهمن سرکاراتی) …

میراث معنوی روزنامه‌نگاران

امروز به دفتر «انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران» رفتم تا ببینم اوضاع از چه قرار است و اگر امکانش هست کارت روزنامه‌‌‌نگاری‌ام را تمدید کنم. دفتر بسته بود… اندکی به این اندیشه‌ی تخریب اندیشه اندیشیدم… بعد، پشت در ایستادم و با موبایلم از میراث معنوی روزنامه‌نگاری ایران عکس گرفتم.