سرنوشت محتوم و گيلگمش ناكام بر اساس گفتهي «اوتهنهپيشتيم» قرار شد گيلگمش كه در جستجوي بيمرگي است بايد بتواند هفت شبانهروز در برابر بيخوابي مقاومت كند، اما گيلگمش از عهدهي اين امر برنميآيد. “اما هم در آن دم كه گيلگمش بر زمين قرار يافت، خواب ميغآسا بر او در تاخت. آنگاه «اوتهنهپيشتيم» با او، با …
1- در حدود چهار سال است كه هر هفته و بدون وقفه، جلسات هفتگيامان را با حضور راهنمايان گردشگري و ديگر علاقمندان، برگزار ميكنيم، هنوز به رضايتخاطر كامل نرسيدهام و گاهي خيلي خستهام ميكند. 2- براي نوشتن كتاب “عدد، نماد، اسطوره” به مدت چهار سال هر مطلب يا كتابي كه ربطي با اين موضوع داشت را مطالعه ميكردم، …
روز پرماجرايي داشتم. شيرين، غني، رضايتبخش. و حالا، امشب همچون يك پسر شانزده ساله پر از خيالاتم. نميخوابم، ميخواهم به بهانهي خواب، روزم را و روزگار نهچندان دورم را مرور كنم.
به فضاها ميانديشم… به زمين، به نسيم، به كمان رنگين، به آدمها ميانديشم… به رازشان، به نازشان، به اداها ميانديشم… به عشوه، به كرشمه، به ادعا، به خطا، بگذريم از شعر… من امشب ديدم گريهي دختركي زيبا را كه از سر حقارت يكراست از چشم او به حلق من رفت و فرصت باريدن نيافت.
اينكه گردشگري در بسياري از كشورهاي دنيا و از جمله ايران، در حال رشد است موضوعي است كه اين روزها ديگر بر كسي پوشيده نمانده. اما اينكه اين رشد چگونه رشدي است، موضوعي است كه بايد مورد بررسي قرار گيرد. در اين نوشتار، سوال اساسي اين است كه آيا رشد گردشگري در كشور ما بر …
سالهاي سال است كه در هر دو حالتِ حال خوب يا حال بد، به كتابفروشي ميروم و كتاب ميخرم. كتاب خريدن براي من يكي از هيجانانگيزترين كارهايي است كه هميشه دوست دارم انجام دهم. امروز هم به چند كتابفروشي رفتم و كتاب خريدم، اما انگيزهام به حال خوب يا حال بد مربوط نميشد. در سفر …
بالاخره گزارش “برگزاري سومين جشن راهنمايان گردشگري در شهر تبريز” را با همكاري «پرتو حسنيزاده» و ديگر دوستان و همچنين عكسهاي همكاران محترمم به پايان رساندم. براي نوشتن اين گزارش از 40 عكس استفاده كردهام و حالا فكر ميكنم گزارش قابل قبولي از آب درآمده. در ضمن يك بخش جديد در سايت (در سمت راست و زير عنوان «دستهها») …
شباهت داستان «اوتهنهپيشتيم» با افسانهي طوفان نوح در نوشتهي قبلي (از سري حماسهي گيلگمش) گفتيم، هنگاميكه گيلگمش «اوتهنهپيشتيم» را آدمي شبيه به خود ميبيند، از او راز بيمرگي و چگونگي ورود به مجلس خدايان را ميپرسد. در پي اين پرسش، «اوتهنهپيشتيم» به گيلگمش ميگويد: “گيلگمش، ميخواهم نكتهاي نهان را با تو در ميان نهم و …
براي دو روز به سفر رفتم. اين يكي نه سفر تحقيقي بود و نه تور گردشگري. دو روز رفتم به يك روستا تا كساني را كه دوستشان دارم و دوستم دارند و بعضيهايشان را حدود 10 سال بود كه نديده بودم، دوباره ببينم. در اين دو روز بار ديگر، مثل هر روز زشتي و زيبايي زندگي را …
در چند نوشتهي قبلي، مطلبي با عنوان “هر تار مويم كه سفيد ميشود بد جوري درد دارد” نوشتهام. گويا يكي از خوانندگان، دل پر دردي داشته و برايم چندين كامنت گذاشته و در پايان يكي از كامنتهايش درخواست كرده كه جسارت انعكاس نظراتش را داشته باشم. بنده امر ايشان را اطاعت كردم و عين نظرشان را در اينجا …
جشن راهنمايان گردشگري سال 1388 در واقع سه روز (30 بهمن، 1 و 2 اسفند) به طول انجاميد. يك روز در تهران و دو روز در تبريز. وحيد نظري، امير معيري و بنده از تاريخ 28 بهمن ماه به تبريز رفتيم. دوستاني هم از كرمان و يزد و اصفهان، قبل از برگزاري جشن در تبريز به …
فكر ميكنم براي نوشتهي قبلي بايد توضيحات بيشتري بدهم… در متن قبلي ايدهي نمايشگاه «گردشگري مفهومي» را مطرح كردم و حالا به «گردشگري معناگرا» اشاره ميكنم، تا هم توضيحي براي نوشتهي قبلي باشد و هم شما دوستان گرامي با سناريويي كه در ذهنم تداعي شده، بيشتر آشنا شويد. بگذاريد با يك مثال شروع كنم. فوتبال پرطرفدارترين …