بعد از آن جمعه شب لعنتی، دیگر ریشهایم را نتراشیدم. این یک ترک عادت چندین ساله است. نتراشیدم تا یادم نرود. یادم نرود آن شب لعنتی را و هر آنچه که باعث شد تا چنان شبی زاییده شود. نتراشیدن ریش برایم یک جور پشت دست داغ کردن است. این را برای کسانی میگویم که میپرسند. …
برگرفته از کتاب «فرهنگ ایران باستان»
همان بهتر که من رمان نمیخوانم و فیلم نمیبینم. چرا؟ چون هر وقت مرتکب یکی از این دو میشوم، تا مدتها روزگارم سیاه است. اگر رمان، رمان جان شیفته باشد و فیلم، فیلم دکتر ژیواگو و از این قبیل، دیگر قال قضیهای به نام من کنده است. در چند هفته گذشته دو فیلم «السید» و …
برداشت شده از کتاب «فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی»:
واژه «زن» در گویشهای مختلف ایرانی:
نشستهام در فرودگاه مهرآباد تهران و منتظر پرواز به اهواز هستم. پرواز تهران به اهواز خیلی وقتها تاخیر دارد یا اصلا کنسل میشود، به دلیل بدی آب و هوا. اما دو موضوع وجود دارد که این مرتبه، انتظار خیلی اذیتم نمیکند. ۱- داشتن لپ تاپ ۲- وجود اینترنت wireless در فرودگاه (ترمینال شماره ۲) همین است …
در برخی از کشورها کسانی هستند که سفر میکنند تا برای فیلمسازن لوکیشن مناسب بیابند. قطعا چنین کسانی نه تنها با تکنیکهای فیلم برداری بیگانه نیستند بلکه کاملا با سناریو و فضای فیلم و سینما آشنایند.
به نظرم رسید که اگر بتوانیم در هر شهری و در هر روستایی کسانی را پیدا کنیم که بتوانند قصهها و افسانههای چشمههای ده و روستا و شهر خود را بازگو کنند، نهایتا تحقیقی و کتابی خواهیم داشت به نام «چشمهها و قصهها» این کتاب، حتما ناگفتهها و ناشنیدههای زیبا و قابل تاملی برایمان خواهد …
به «اشکان بروج» گفتم برو و روی «میراث دیجیتال» کارکن. او رفت و کار کرد و نتیجهاش متن زیر است. امیدوارم همیشه موفق باشد.
ایران تاکنون دو اثر را در فهرست میراث مستند یونسکو به ثبت رسانده است: «شاهنامه بایسنقری» و «وقفنامه ربع رشیدی». متن زیر معرفی شاهنامه بایسنقری است.
سگ در گویشهای ایران: آشتیان: اسب esb سرخه: اسبا esbaa سمنان: اسپا aspaa بویین زهرا: اسبا asbaa محلات، کاشان، دلیجان: اسبا esbaa سنگسر، لاسگرد، خوانسار و در زبان تاتی: اسپا espaa کرمان: اسپین espin در برخی نقاط دیگر، اسپا espaa و ایسبا isbaa هم داریم. چرا واژه سگ در گویشهای ایران شبیه واژه اسب تلفظ …
آبستن، آبستن، آبستن… و از این ذهن گند تو چه چیزی جز اهریمن خواهد زایید. ای تهی تهی تهی. سکوت سکوت سکوت… و از این زبان نفرت آور تو در نهایت جز نفرین چه چیزی شنیده خواهد شد… ای لال لال لال. نگاه نگاه نگاه… و از این چشم تو جز نفرت چه شرارهای بیرون …
من امشب دچار این تردید فلسفیام که عشقبازی با یک قدیس چه فرقی دارد با عشقبازی با یک روسپی.