آبانبار را يكي از بناهاي زادبومي ايران به شمار ميآورند و به عنوان یکی از بناهای عامالمنفعه از منزلت و جایگاه فراوانی در فرهنگ و تمدن ایران زمین برخوردار است و تقريبا در سرتاسر ایران پراکنده است.
تلخيهايت باوركردنيتر از شيرينيدادنت بود. و دشنامهايت باوركردنيتر از طلببخشايشت.
ميگذارم كه بگذرد، اما…
موضوع دو عكس زير، جالبترين موضوعي بود كه من در آخرين سفرم به مقبره دانيال نبي (در شوش) در تاريخ دوم بهمن 87 با آن مواجه شدم.
طرحهای ترسیم شده توسط ایرانیان به خصوص نقش حیوان ملی ایران – بز کوهی – روح سادگی و دقت را به همگان القا میکنند. این طرحها و نقوش در آسیا منحصر به فرد هستند.
ديروز رفته بودم به راديو تهران تا در ضبط يك برنامه با عنوان “موانع توسعه گردشگري در ايران” شركت كنم. اينكه چه شد و ما چه گفتيم و چه شنيديم، بماند. اما يك موضوع برايم جالب بود: حالا دقيقا يادم نيست چرا، ولي در ميان برنامه، تهيه كننده برنامه براي ما (مجري، آقاي دكتر اسماعيل قادري و من) …
ميدانيد جهي چيست؟ به اين فكر كردم كه بايد تحقيقي در رابطه با نقش “جهي”ها در استورههاي ايراني و همچنين فرهنگهاي ديگر انجام دهم. جهي را شايد بتوان همان روسپي دانست. ويلدورانت معتقد است كه روسپيگري قديميترين شغل دنياست. در استوره آفرينش زرتشتي نقش جهي ديده ميشود. قهرمانان معمولا با يك روسپي در ارتباط هستند، به طور مثال در اسطوره …
عكسهاي سفر به شهرهاي حاشيه كوير را در آدرسهاي زير ميتوانيد ببينيد. http://picasaweb.google.co.uk/nooraghayee/TravelToCitiesAroundOfDesert http://nooraghayee.com/gallery/?level=collection&id=9
چه زود انكار ميكنيم، اثر گل و لاي ته كفشمان را بر سنگ سفيد كف ساختماني كه از بارش تند باران به آن پناه ميبريم.
هي… از زايش نابهنگام سپيدهدم تا هنگامهي غروب سرنوشت چه اندازه رنج خواهم برد.
پيرزني مدتهاست كه ايستاده… جانپناهي ميخواهد براي رفتن…تنها تا آنطرف خيابان… و من ميانديشم چه كمم براي اين پيشمرگي.
واژگان فارسی میانه به دو شکل موجود از کلمه دلالت میکنند که بر اساس جهانبینی سنتی زرتشتیان در کتب پهلوی بدانها اشاره شده است. واژه گیتی اشاره دارد به جنبه مادی، قابل رویت و ملموس دنیا. و مینو، بعدی از جهان را در بر میگیرد که لزوماً غیر قابل رویت و ناملموس است. این دو واژه …
كتاب “عدد، نماد، اسطوره” را مدتهاست كه تمام كردهام. اما براي چاپ شدنش بايد برايش “پانوشت” بگذارم. كار طاقت فرسايي است. دوباره بايد همهي منابع را بخوانم و جملاتي را كه از آنها برداشتهام، در “پانوشت”، بهاشان ارجاع دهم. اين شبها گرفتار اين كارم. شايد بعد از اينكار بتوانم با يكي از انتشاراتيها به نتيجه برسم براي چاپ …