مكان: چين، زمان: تابستان 1389 چند نفر از مسافرانم در يك اتاق هتل جمع شده بودند و ميخواستند در يك كنسرو را باز كنند اما دربازكن نداشتند. هرچه در اتاق هتل به دنبال دربازكن يا هر چيزي كه بتوانند با آن در كنسرو را باز كنند، پيدا نكردند. بنابراين در حاليكه فقط كمي زبان انگليسي …
زمان: تابستان 1389، مكان: كشور چين در يكي از هتلهاي شهر شانگهاي اقامت داريم و در روزهايي كه برنامهي بازديد داريم wake up call (زنگ بيداري) براي مسافران گذاشتهام. جريان از اين قرار است كه به صورت خودكار شمارهي تلفن اتاقها گرفته ميشود و زنگ ميخورد. مسافران گوشي را برميدارند و به اين ترتيب از خواب بيدار ميشوند. من …
دارم سعي ميكنم كه «سفر» اتفاق بيفتد، در خودم و در آنهايي كه همراهم ميشوند. شيشهي اتوبوس: اين تبليغ خود پراكندهي من است كه ميدانم ممتد شده است براي ويراني محتوم. روغن شناور در كف خيابان نانجينگ شهر شانگهاي: و مسافران چقدر غبطه ميخورند به زندگي من و نميدانند. مرد سر و گردنش را در سطل زباله كرده و …
و اكنون 12 اثر ثبتي در فهرست ميراث جهاني داريم. خوشحالم. اما نميدانم چطور شده كه امسال دو اثر از ايران را پذيرفتهاند. بعدا بايد از اين قضييه سردربياورم. چند روز پيش در اين آدرس چيزي نوشته نشده بود ولي حالا ببينيد: http://whc.unesco.org/en/newproperties مجموعهي بازار تبريز و بقعهي شيخ صفيالدين اردبيلي به ده اثر قبلي …
قبلا در موارد مختلف اطلاعاتي از كشور چين ارائه كردهام و تصميم داشتم در اين سفر يكماهه بيشتر از اين كشور درك كنم و بنويسم. اما با توجه به كمبود وقت و زياد بودن كارهاي روزانه و امور تمامنشدني مربوط به مسافران، فكر نميكنم بتوانم به اين هدف دست پيدا كنم. با اين حال:
http://whc.unesco.org/en/newproperties
از همين امشب يك بخش جديد با نام اشكها و لبخندها در سفر در اين سايت اضافه كردم تا از اين به بعد، خاطرات غمانگيز و شاديآور سفرهايم را در آن انعكاس دهم. چندي پيش نيز با يكي از دوستان و همكارانم، سركارخانم بهاره حاجيها صحبت كرديم تا با روشي كه در نظر گرفتيم ايشان …
سفر ما از گيلان به سوي اردبيل ادامه يافت. قبل از اينكه به اردبيل برسيم با دوست عزيزم، اسماعيل اسماعيلنسب تماس گرفتم و از او براي اقامت در يك خانهي محلي (و نه هتل) راهنمايي خواستم و همچنين براي اجراي برنامههايي (مربوط به تلويزيون) كه در اردبيل داشتم تقاضاي همكاري كردم. اسماعيل يك خانهي محلي در يكي از روستاهاي …
اين كه ميبينيد و ميخوانيد گزارش تصويري سفر اخير بنده و همكارانم به گيلان است در حاليكه اكنون در پكن هستم:
چند عكس از ابيانه ببينيم: ميدانم كه همهاتان از اين چشمزخمها در همه جاي ايران و بيشتر از همه در شهرهاي كويري ديدهايد، با اين همه گفتنيهايي در اين مورد هست. در اين چشمزخمها از گياه اسفند استفاده ميشود كه همين واژهي «اسفند»، به معني «مقدس» است. ديگر اينكه نه تنها از گياه اسفند به اين نحو …
پنجشنبه و جمعه گذشته (24 و 25 تيرماه 1389) با يك گروه به ابيانه رفتم تا آنها آسمان را رصد كنند و من در خدمتشان باشم. شنبه و يكشنبه و دوشنبه و نيمي از سهشنبه (26 و 27 و 28 و 29) را براي برنامهي «غير منتظره» تلويزيون به گيلان و اردبيل سفر كردم. از 30 تير …
عكسهاي زير را در روستاي «شاه شهيدان» واقع در ارتفاعات «ديلمان» استان گيلان گرفتهام. روستاي «شاه شهيدان» از اين منظر اهميت دارد كه هرساله مراسم «علمواچيني» در آن برگزار ميشود. شرح اين مراسم را قبلا نوشتهام. اكنون لطفا به عكسهاي زير دقت كنيد: برداشتها: 1- استانهاي گيلان و مازندران داراي بيشترين منابع چوب هستند و …
تعزيه در ميان سنتهاي ايراني رفتاري است آييني – نمايشي كه با ساخت و پرداختي تاريخي – ديني، ريشه در رفتارها و مناسك آييني كهن ايراني دوانده و مايه از اسطورهها و داستانهاي تاريخي ايراني گرفته است. در واقع داستان واقعههاي تاريخي هريك از مجالس تعزيه، به صورتي خاص با اسطورهها و قصهها در ميآميزد. …