ماه: سپتامبر 2009

طرح موضوع

گر تو حق را بنده‌اي، بُتگر مباش / ور تو مرد ايزدي، آزَر مباش…عطار، منطق الطير دگر به روي كَسَم ديده بر‌نمي‌باشد / خليل من همه‌ بت‌هاي آزَر بشكست…سعدي، غزليات اين آزَر كه در دو بيت بالا نامش آمده، پدر ابراهيم پيغمبر است. آزر بر خلاف ابراهيم (كه به عنوان بت‌شكن مي‌شناسيمش)، بت پرست و …

امروز بليط و ويزا گرفتم

مي‌روم… شايد هم، مي‌روم.   حرف‌هايم تمام شده، مي‌روم حرف ياد بگيرم. آدم بايد حرف بزند. مي‌روم، چون اين را انتخاب كردم. مي‌روم اما نه به آن راحتي كه معمولا همه‌ي دوستانم فكر مي‌كنند و نه به آن راحتي كه خودم نمايش مي‌دهم. اكنون ديگر نه دبير تحريريه مجله‌اي هستم، نه روزنامه‌نگار هيچ خبرگزاري. اكنون تور و …

آقا…

نمي‌دانم به چه چيزي بايد سوگند بخورم، اما واقعا احتياج دارم سوگند بخورم. و اما، به ؟؟؟ سوگند، كتاب‌هايي هست كه قبل از مرگ بايد آن‌ها را خواند. به طور مثال، جلد پنجم فرهنگ نمادها كتابي بود كه من سه سال تمام منتظر چاپش بودم تا اين‌كه چاپ شد و خواندمش، قبل از اين‌كه بميرم. …

آيا تو هرگز بر سر پيمان با معشوقي ايستاده‌اي؟

“تو بيش از در شكسته‌اي كه باد از آن مي‌گذرد، نمي‌ارزي. و نه بيش از كاخي در شرف ويراني،… و يا عطري كه بپرد، يا پايوشي كه پايي را بفشارد.” “آيا تو هرگز بر سر پيمان با معشوقي ايستاده‌اي؟” متن بالا بخشي از گفتگوي ميان گيلگمش و ايشتار است. و چه زيباست، چه زيباست.

پشت هم اتفاق افتادند

گاهي اتفاقات جالبند. حالا ببينيد اين اتفاق براي شما هم جالب است يا نه؟ 1- مقاله‌ي «دشمن، خشكسالي، دروغ» را نوشتم. 2- دوستان اطلاع دادند كه اتفاقا تئاتري با نام «خشكسالي و دروغ» همين روزها بر روي صحنه است. 3- پي‌گير شدم و سايت و ايميل «محمد يعقوبي» را پيدا كردم و برايش ايميل زدم …

«روان» درخت

«مهدي فتوحي» در اين آدرس:  http://www.mahdifotuhi.blogfa.com/post-582.aspx  يك نوشتار تحقيقي جالب توجه ارائه كرده است كه من را براي مدتي به فكر فرو برد. او در نوشتارش از «درخت سخنگو»، گفته است. قبل از هر چيز، توجه «مهدي» را به سخن‌گويي و سخن‌وري «درخت آسوريك» جلب مي‌كنم.‌ اما بعد، وقتي كه به اين موضوع (سخن‌گويي درخت) …

نوشته‌اي از آن‌وقت‌تر ها

اين متن را حدود سه سال پيش براي روزنامه همشهري نوشته بودم. به طور اتفاقي در اينترنت پيدايش كردم و به قولي “براي خالي نبودن عريضه” اين‌جا آوردمش. در پرانتز بگويم كه اگر امروز مي‌خواستم اين متن را بنويسم حتما جور ديگر مي‌نوشتم.

شنبه؛ 14 شهريور

شهريور را اصولا به ياد دارم. 14 شهريور و 28 شهريور را بيش‌تر. شهريور ماه تولد من است. منٍ خودم و منٍ سايتم. ديشب ماه كامل بود، ماه شب چهارده. امروز، هم شنبه (روز شروع) است و هم 14 روز از شهريور گذشته. يكسال پيش در چنين روزي (14 شهريور) اولين مطالبم را در همين سايت و در …

دشمن، خشكسالي، دروغ

قبلا و در جلسه‌اي از جلسات انجمن صنفي راهنمايان گردشگري استان تهران، از ارتباط ميان واژه‌هاي دشمن، خشكسالي و دروغ صحبت كرده بودم، اما آن را به طور كامل ننوشته بودم. امروز اتفاقي پيش آمد كه تصميم گرفتم اين نوشتار را تمام كنم. اكنون تقديم به شما.

من عاشق اين‌ درياچه‌ام

اصولا ميانه‌ي من با آب خوب است. يك حمام خوب، همشه اعتماد به نفس از دست رفته را به من باز‌مي‌گرداند. دوستان نزديكم مي‌دانند كه حمام‌هاي من چقدر طول مي‌كشد. و يكي از بزرگترين آرزوهايم اين است كه در همه‌ي دريا‌ها و اقيانوس‌ها و خليج‌ها و درياچه‌هاي دنيا شنا كنم. اما اين مقدمه را گفتم …

دشمن

سوالي مطرح كرده‌اند كه “اين «دشمن» كه در ادبيات سياسي ايران از آن استفاده مي‌شود، كيست يا چيست؟” جواب من: اين «دشمن» واژه‌اي نيست كه فكر كنيم تنها همين امروز از آن استفاده مي‌شود. اين «دشمن» همان «لولوخورخوره» كودكي ماست. «لولوخورخوره» نمرد، بلكه با ما بزرگ شد. قبل از اين‌كه ما به دنيا بياييم هم اين …