روز آخري كه در پاريس اقامت داشتيم را براي لوور گذاشتيم. لوور سهشنبهها تعطيل است و در اصلي ورودياش از زير همان هرم شيشهاي است. اما براي ورود افراد معلول و گروههاي تور، راه ديگري هم دارد. خوشبختانه من تا اينجاي سفر با كارت IFJ (فدراسيون جهاني روزنامهنگاران) همهي موزهها را رايگان ديدم و اين …
ماه: سپتامبر 2009
ادامهي گزارش تصويري:
گزارش تصويري: ورساي خيلي وسيع است. تصور من از باغ هرگز اينگونه نبود. ورساي تنها آن چيزي نيست كه در عكسها ديدهايد و تورها آن را به گردشگران نشان ميدهند. بلكه…
روز سوم اقامت در پاريس زمان ديدار از قبرستان پرلاشز (pere Lachaise) و كاخ ورساي بود. هر دو معركه است. پرلاشز همچون يك شهر است با زندگيهايي كه گويي هنوز تداوم دارند. عكس مقبرهي افراد معروف را در زير با هم ميبينيم. اما كاخ ورساي هم فوقالعاده بود. در اقامتم در پاريس هم باغ فرانسوي و هم باغ انگليسي …
1- عكسهاي نوشته قبلي را كامل كردم، ميتوانيد ببينيد. 2- تاسف و هزار مرتبه تاسف، كه دفتر نوشتهها و دريافتهايم را گم كردم. به قدري ناراحتم كه انگار همهي حسم، دريده شده است. اين چند روز بدبياري هم زياد داشتم. با سايت و همچنين با اينترنت مشكل داشتم، وقت كم داشتم تا تمركز كنم و هنوز …
چهارمين روز و آخرين روز اقامت من در پاريس تمام شد. اما احساس من از اين شهر: اينجا پاريس است. اينجا مردم عادت دارند كه ساعتها در كافه رو به خيابان بنشينند، اينجا پيرزنها با هم نجواها ميكنند و عشاق همديگر را هر كجا كه باشد در آغوش ميگيرند. اينجا رستوران، همچون موزه، همچون تئاتر، …
سلام در دو روز گذشته اين سايت مشكل پيدا كرده بود. فعلا حل شده، عكسهاي زيادي گرفتم كه به زودي در اينجا قرار ميدهم. در روزهاي دوم و سوم از كاخ ورساي، قبرستان معروف پقلاشز، برج ايفل، بخش مدرن پاريس و چند موزهي بسيار زيبا ديدار كرديم. امروز لوور را ميبينيم و فردا به يونان ميرويم.
نه اينكه اولين مرتبه باشد كه سفر ميكنم، نه اينكه اولين بار است كه به خارج از كشورم سفر ميكنم، نه اين است كه براي نخستين بار به اروپا آمدهام كه قبلا هم آمدهام، اما در اين سفر،… در يك كلام… تخريب شدم. پاريس من را تخريب كرد. تخريب شدم به معناي واقعي. آنقدر كه …
به سوي پاريس: صبح، ساعت 4:45 از خواب بيدار شديم تا از پرواز ساعت 6:30 ژنو – پاريس جا نمانيم. براي رفتن به فرودگاه، با تاكسي تلفني تماس گرفتيم. كمتر از 5 دقيقه تاكسي جلوي در خانه آماده بود. از منزل جكي تا فرودگاه حدود 10 دقيقه طول ميكشد و قيمت تاكسي براي چنين مسيري …
صبح روز دومي است كه در ژنو هستم و از آنجا كه فردا به همراه جَكي عازم پاريس هستيم، از خانه زدم بيرون و تا غروب هم برنگشتم. بيشتر روز را به پيادهروي و عكاسي گذراندم، اما نشستن رو به درياچه و چشيدن طعم قهوه زير آسمان آبي ژنو را نيز فراموش نكردم. گاهي لذت …
قبل از هر چيز به چند عكس نگاه كنيد:
يك خبر دارم و آنهم اين است كه قرار شده در روز شنبه، رنگ فوارهي ژنو را براي حمايت از جنبش سبز ايران، به رنگ سبز دربياورند. خبر ديگر هم اينكه جمعه، شجربان در زوريخ كنسرت اجرا ميكند. خبر بد اينكه براي هيچ كدام حضور نخواهم داشت. من فردا به پاريس ميدوم.
بالاخره بعد از 20 ساعت كه خانه را ترك كردم، پايم را به خانهي دوستم، JACKY CAREL در ژنو گذاشتم. ژنو اينبار هم دروازهِي ورود به اروپا براي من بود.