به این موضوع فکر میکردم که آیا ما اساسا در فرهنگ ایرانی به تجربهاندوزی اعتقاد داریم؟!اگر تجربه میآموزیم پس چرا تاریخ برایمان یکسان تکرار میشود؟!آیا اینگونه نیست که برداشت و دریافت ما از تجربه، بیشتر همان تکرار است؟!چرا میگوییم «کار نیکو کردن از پر کردن است»آیا {فقط} پر کردن (یعنی تکرار و تکرار و تکرار) …
دیپلم گرفته بودیم و برای کنکور درس میخواندیم. به مدت چند روز به پیشنهاد سعید به یکی از روستاهای ساری رفتیم، زادگاه پدر و مادر سعید تا هم کمی از تهران دور شده باشیم هم بهتر درس بخوانیم. مادر سعید فوت کرده بود. تقریبا هر روز به گورستان روستا میرفتیم و سری به مزار مادرش …
انتهایبازار دراز روزتازهابتدایباغ راز شباست.جایی کهخم دال، سر دل مینشیند. …………………………….. من به آن شانه که خاصیت چسبندگی پیدا میکند پس از آرایش موهایت، حسادت میکنم.سرت را به شانهی من بگذار. …………………………….. خطا را آن خوشنشین دل مردمک میکند.سرنوشت اشک میشود تبعید از گوشهٔ چشم. …………………………….. خرمن شعرش که «گلستان» شد، سعدیکس ندانست که روزگار …
کودک پشت چراغ قرمزبرگی از فال حافظ میفروشد.و من میاندیشم که او میفهمد:«شعر را نباید عمدهفروشی کرد.»
جمعی شدهایمذرهبین به دست،بی هیچ آینهای.به دنبال ایراد یک «او» میگردیم، بزرگش میکنیم ایرادش را و میسوزانیم خودش را.
گفتم: شعر چیست؟ گفت: آه است که کشف میشود در کاوش دل.
تو گویی دست در دست الهۀ الهام انداختهام و نگاه در نگاه با او میرقصم، وقتی کتاب میخوانم.
نوشتارردّ خون گفتار استدر بازسازی صحنهٔ جرم کشتار افکار.
من اگر کارگردان تئاتر بودم،نمایشنامهای مینوشتم که در آنبازیگر اصلی خودش یک نمایشنامهنویس باشد و نمایشی را بر روی صحنه اجرا کند که همان زمان و فیالبداهه در حال نوشتنش است. و در حین بازی ناگاه به سراغ من میآمد و جایش را با من عوض میکرد.
آنکه گفت «این نیز بگذرد»آن را دیده بود که در یک آن گذشت.اما این، آن آن نیست که بگذارد و بگذرد.
از کمان که کم کنیم، کمانچه خواهد شد،رزم، بزم خواهد شد.
زمین ملالت میکشد زیر این آسمان قلندر،تنها به امید شطحیات باران. …………………………. مریدآن درخت است که رخت برگ برگرفت از تندر پی پاییز سالک.
یکی از علائق من اندیشیدن به همه گونه تغییراتی است که در طول زمان برای بشر رخ میدهد و تقریبا شامل همه چیز میشوند، از باور و اعتقاد گرفته تا رسم و سبک زندگی، و از محدودهٔ فضیلت گرفته تا ابعاد رذیلت.مثلا این روزها آنقدر در گوش ما خواندهاند:«حرفهای باش و مثل آماتورها عمل نکن»که …