روزنوشت

من خواب تو را ديدم، گنجشك

  1- شبي كه پدربزرگم مي‌مرد، ترسيدم به او دست بزنم. مبادا كه بخشي از مرگ او دامن مرا بگيرد. در اتاق تاريكي خوابانده بودندش. معلوم بود كه مي‌ميرد. وقتي مرد براي خاكسپاري هم نرفتم. او آخرينِ پدربزرگ و مادربزرگ‌هايم بود كه مرد. 2- امروز تمام روز را در خانه بودم. كتاب خواندم و با …

زخم سيزدهم

عجيب است… من مي‌نويسم. چه در روزنامه، چه در مجله، چه در سايت خبرگزاري، چه در سايت خودم و چه در دفتر خاطراتم. من حرف مي‌زنم. چه در جلسات متعددي كه دارم، چه در سخنراني‌ها، چه در كلاس‌هايي كه تدريس مي‌كنم و چه با دوستانم. با اين همه، چرا پس اين همه نگفته دارم. چرا …

روز كتاب

امروز به نمايشگاه كتاب رفتم و از غرفه‌هاي ناشران عمومي ديدار كردم و نهايتا يازده جلد كتاب خريدم. وقتي كه كوله پشتي به دوش در ميان غرفه‌ها پرسه مي‌زدم، احساس دلتنگي عجيبي مي‌كردم كه ربطي به نمايشگاه و كتاب نداشت. يك چيز را بايد اعتراف كنم، من هرگز نمايشگاه كتاب را به اندازه كتاب‌فروشي دوست نداشته‌ام. موقع …

تصوير

در سفرهاي اخير عكس‌هايي گرفته‌ام كه شايد برايتان جالب باشد. براي ديدن عكس‌ها به آدرس‌هاي زير مراجعه فرماييد: اما قبل از آن بايد بابت دو مورد عذر خواهي كنم. 1- هنوز براي عكس‌ها زيرنويس نگذاشته‌ام. 2- برخي از عكس‌ها تكراري هستند. http://picasaweb.google.co.uk/nooraghayee/FARS http://picasaweb.google.co.uk/nooraghayee/KORDESTAN http://nooraghayee.com/gallery/?level=album&id=52 http://nooraghayee.com/gallery/?level=album&id=50 http://nooraghayee.com/gallery/?level=album&id=51 http://nooraghayee.com/gallery/?level=album&id=53   بعد از ديدن عكس‌ها احتمال مي‌دهم كه متوجه چند …

ارديبهشت، تو شايد جاي عشق را بگيري

براي من (و شايد براي خيلي‌هاي ديگر)، هيچ ماهي از سال پرمعناتر و زيباتر از ارديبهشت و مهر نيست. هميشه عقيده داشتم و دارم كه در ارديبهشت و مهر نبايد كار كرد. بايد سفر كرد. و اما من امسال ارديبهشت، همچون سال‌هاي پيش، سفر كردم. ارديبهشت براي من جاي عشق را گرفته است. با چند عكس …

برگشتم، اما خسته

امروز (شنبه) برگشتم. در اين مدت دو هفته، همه چيز طبق برنامه پيش رفت و سفرها انجام شد. همان‌طور كه قبلا هم گفتم در سفر اول راهنماي يك زوج بلژيكي بودم، ولي در سفر دوم دو هدف داشتيم: طراحي مسيرهاي گردشگري در استان فارس و ديدار از اورامانات در ارديبهشت ماه در 8 روز سفر دوم، …

تا وقتي ديگر

امروز ساعت 2 صبح به خانه رسيدم و دوباره 4 عصر به سفر يك هفته‌اي مي‌روم. وقتي كه از اين سفر هم برگردم، مطالبي هست كه در اين‌جا خواهم نوشت. اما يك مورد ديگر اين است كه احتمالا با توجه به تماس‌ها و كامنت‌هاي مربوط به “فراخوان براي سفر به دور دنيا”، در مورد نحوه‌ي سفر تجديد …

هنوز در سفرم

قبل از هر چیز: به تازگی یک بخش به این سایت اضافه کرده‌ام که احتمالا دوستان متوجه نشده‌اند. در واقع آن چه که باعث شد این بخش را اضافه کنم، وجود برخی سوء تفاهم‌ها بود. لطفا در سمت راست سایت، در بخش “برگه‌ها” مطلب “چند نکته در مورد این سایت” را مطالعه بفرمایید.  خوب… گفته بودم که …

68 نفر از هم‌وطنان كشته شدند

اي‌كاش، اي‌كاش و اي‌كاش، يك گوش فلسفي مي‌يافتم و فرياد برمي‌آوردم…فرياد برمي‌آوردم…و فرياد برمي‌آوردم… “به ما تجاوز كنيد، ما خوشمان مي‌آيد.”  و او مي‌دانست كه من از چه مي‌نالم. و او مي‌فهميد كه ما  “چگونه خوش داريم بي‌صفتي را كه بي‌سيرتمان مي‌كند.” پي‌نوشت: غلط كردم كه در متن پاييني نوشتم كه “من خوشبختم…”