روزنوشت

سوغاتی از عروسی “پیر شالیار”

دیشب از سفر کردستان برگشتم و امروز (همین الان) به سفر یزد می‌روم. این چند عکس را پیشکش می‌کنم. برای دیدن عکس‌های بیشتر به نشانی‌های زیر رجوع کنید: http://nooraghayee.com/gallery/?level=album&id=47 http://nooraghayee.com/gallery/?level=album&id=49 http://picasaweb.google.co.uk/nooraghayee/PIRSHAKYARCeremony مراسم آیینی دراویش قادری   مراسم آیینی دراویش قادری    مراسم آیینی دراویش قادری   جمعیت مردم کرد برای شرکت در مراسم پیر شالیار   اجرای مراسم …

دوباره کردستان، دوباره اورامان

این بار فرق دارد. این بار نه در بهار و تابستان، بلکه در زمستان به اورامان می‌روم. این بار با تور نیست. خودم می‌روم. برای دیدن مراسم پیر شالیار. همیشه که به اورامان رفته‌ام، برای مسافرانم از مراسم پیر شالیار گفته‌ام، اما این اولین مرتبه است که قرار است این مراسم را از نزدیک تماشا …

تراژدی رادیو

امروز یا بهتر است بگویم دیروز (چون‌که الان وقت از نیمه شب گذشته)، رفتم رادیو. رفتم “رادیو جوان” تا درباره‌ی جاذبه‌های گردشگری مکان‌های کمتر معروف، حرف بزنم. برنامه زنده نبود، مجری هم نداشت و من مجبور بودم حدود ۱:۳۰ خودم با خودم حرف بزنم. سخت بود و من هم چه گندی زدم. حالم از خودم به …

در جستجوی یک وجب حریم

چند سالی هست که روابط اجتماعی‌ام را گسترش داده‌ام. در واقع کمی بیش از حد. و امروز احساس می‌کنم، زیاده‌روی کرده‌ام و حالا وقت عقب‌نشینی است. این‌که به مدت سه سال هر سه‌شنبه برای دیگران شو اجر کنم… سالی حدود ۵۰۰ نفر را در سفر همراهی کنم و آسمان و ریسمان را برایشان به هم ببافم…به بهانه‌های …

موش‌ها و آدم‌ها

آدم‌ها، این‌روزها، بیش‌تر از هر وقت دیگری با موش‌ها سر و کار دارند و جالب این‌که به آن‌ها نیازمندند. همین الان، پشت کامپیوتر، من و شما، بدون موش (موس) فلج می‌شویم. این روزها موش‌ها را لمس می‌کنیم. ما آدم‌ها، این روزها، گربه‌های مهربانی شده‌ایم. اما این همه‌ی داستان نیست. این گربه‌های مهربان، گرچه مهربانند، اما گربه‌گی‌اشان …

خلاقیت ایرانی‌گونه ما

دیروز رفته بودم به رادیو تهران تا در ضبط یک برنامه با عنوان “موانع توسعه گردشگری در ایران” شرکت کنم. این‌که چه شد و ما چه گفتیم و چه شنیدیم، بماند. اما یک موضوع برایم جالب بود: حالا دقیقا یادم نیست چرا، ولی در میان برنامه، تهیه کننده برنامه برای ما (مجری، آقای دکتر اسماعیل قادری و من) …

تا ببینم چه می‌شود

کتاب “عدد، نماد، اسطوره‌” را مدت‌هاست که تمام کرده‌ام. اما برای چاپ شدنش باید برایش “پانوشت” بگذارم. کار طاقت فرسایی است. دوباره باید همه‌ی منابع را بخوانم و جملاتی را که از آن‌ها برداشته‌ام، در “پانوشت”، به‌اشان ارجاع دهم. این شب‌ها گرفتار این کارم. شاید بعد از این‌کار بتوانم با یکی از انتشاراتی‌ها به نتیجه برسم برای چاپ …