روزنوشت

یک خداحافظی کوچک

سلام اول: روی صحبتم با دوستانی است که در “انجمن خانه فرآوران ایران” و “انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران”، با هم در ارتباط هستیم. بعد: اجازه می‌خواهم بعد از برگزاری جشن راهنمایان گردشگری در شهر یزد، از فعالیت‌هایم در دو انجمن یاد شده انصراف دهم. و در ادامه نیز از فعالیت‌های اجتماعی‌ام کم کنم. …

تاوان

دو روز است در یزد هستیم (محمد حسین یزدانی و من). با هر که توانستیم رایزنی کردیم و از هر که شد کمک خواستیم. تا شاید بتوانیم روز راهنمایان گردشگری را گرامی بداریم. و اکنون به شوفاژ داغ تکیه داده‌ام و به حماقتم می‌خندم. هم اندیشه و هم آزادگی‌امان را فروختیم، و در آخر شاهد هستیم که چه …

سوغاتی از عروسی “پیر شالیار”

دیشب از سفر کردستان برگشتم و امروز (همین الان) به سفر یزد می‌روم. این چند عکس را پیشکش می‌کنم. برای دیدن عکس‌های بیشتر به نشانی‌های زیر رجوع کنید: http://nooraghayee.com/gallery/?level=album&id=47 http://nooraghayee.com/gallery/?level=album&id=49 http://picasaweb.google.co.uk/nooraghayee/PIRSHAKYARCeremony مراسم آیینی دراویش قادری   مراسم آیینی دراویش قادری    مراسم آیینی دراویش قادری   جمعیت مردم کرد برای شرکت در مراسم پیر شالیار   اجرای مراسم …

دوباره کردستان، دوباره اورامان

این بار فرق دارد. این بار نه در بهار و تابستان، بلکه در زمستان به اورامان می‌روم. این بار با تور نیست. خودم می‌روم. برای دیدن مراسم پیر شالیار. همیشه که به اورامان رفته‌ام، برای مسافرانم از مراسم پیر شالیار گفته‌ام، اما این اولین مرتبه است که قرار است این مراسم را از نزدیک تماشا …

تراژدی رادیو

امروز یا بهتر است بگویم دیروز (چون‌که الان وقت از نیمه شب گذشته)، رفتم رادیو. رفتم “رادیو جوان” تا درباره‌ی جاذبه‌های گردشگری مکان‌های کمتر معروف، حرف بزنم. برنامه زنده نبود، مجری هم نداشت و من مجبور بودم حدود ۱:۳۰ خودم با خودم حرف بزنم. سخت بود و من هم چه گندی زدم. حالم از خودم به …

در جستجوی یک وجب حریم

چند سالی هست که روابط اجتماعی‌ام را گسترش داده‌ام. در واقع کمی بیش از حد. و امروز احساس می‌کنم، زیاده‌روی کرده‌ام و حالا وقت عقب‌نشینی است. این‌که به مدت سه سال هر سه‌شنبه برای دیگران شو اجر کنم… سالی حدود ۵۰۰ نفر را در سفر همراهی کنم و آسمان و ریسمان را برایشان به هم ببافم…به بهانه‌های …

موش‌ها و آدم‌ها

آدم‌ها، این‌روزها، بیش‌تر از هر وقت دیگری با موش‌ها سر و کار دارند و جالب این‌که به آن‌ها نیازمندند. همین الان، پشت کامپیوتر، من و شما، بدون موش (موس) فلج می‌شویم. این روزها موش‌ها را لمس می‌کنیم. ما آدم‌ها، این روزها، گربه‌های مهربانی شده‌ایم. اما این همه‌ی داستان نیست. این گربه‌های مهربان، گرچه مهربانند، اما گربه‌گی‌اشان …