روزنوشت

زنده باد مَرد!

از صمیم قبل از دوست گرامی، “شهرام شهریار” سپاسگزاری می کنم. این دوست خوب بعد از انتشار مطلب قبلی که در این سایت نوشتم، اراده کرد و صفحه ویکی پدیای “عباس جعفری” را به وجود آورد. امیدوارم کسانی که دست به قلم هستند و عباس جعفری را هم می شناسند به کمک شهرام بشتابند تا …

بعد از ۵ سال

با خیلی ها صحبت می کنم که خود را همکار، همراه، همسفر، هم نورد، هم طناب، همشهری و … “عباس (عباث) جعفری” معرفی می کنند. این افراد بودن با او را جزو افتخاراتشان قلمداد می کنند و از او خاطره هایی دارند. پیشنهاد می کنم همین افراد جمع شوند و یک صفحه “ویکی پدیا” برای …

هومیوپاتی و اشتیاق به عکس

نظرم این است، وقتی کسی در کنار یک سوژه جذاب، زیبا، شکوهمند، معروف، کمیاب و … عکس می گیرد، ناخودآگاهش درگیر این است که ارزش شخص را با ارزش سوژه همسان کند. این همانند سازی همان بستری است که در روزگار باستان، جادوی هومیوپاتی و امروزه علم هومیوپاتی بر اساس آن استوار گشته. می توان …

فیس بوک و میدان آزادی

اولین روز پاییز، دیر از خانه بیرون آمدم. گذرم به میدان آزادی افتاد. اولین باد پاییز می وزید. پرچم های دور میدان مواج شده بودند. روسری دختری که در حال راه رفتن با موبایلش حرف می زد، از سرش پایین افتاده بود. درخت های اطراف میدان بی رمق به نظر می رسیدند. نگاهم به کوه …

سوز تیز حسادت بد جوری می گزد!

اگر “خود” در مصرع “وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد” را نه به قیاس مصرع قبلی، “دل”، بلکه در فرض “جامعه” بگیریم و آنگاه در پی پاسخ باشیم که چرا؟ یعنی بپرسیم: “چرا آنچه جامعه (خود) داشت ز بیگانه تمنا می کرد؟ جواب یک کلمه است: حسادت اگر می شد که عمر دوباره …

دانیال عزیز، همدردی ما را بپذیر

ذهنم درگیر فکر کردن به قرارهای نه چندان دلچسب روزانه بود که دیگر همچون روزهای کسالت آور جنگ ۱۰ ساله “تروی” خسته کننده شده اند. بدنم دهانش را باز کرده بود و به مثابه ی جعبه ی “پاندورا” مجبورم می کرد تا به دردهایش گوش کنم. کوله پشتی بیهوده سنگینم قصد داشت تمام وجودم را …

امروز، ۲۵ شهریور

دقایقی پیش اَکانت فیس بوکم را غیر فعال کردم. این بدین معنی است که تمایل چندانی به استفاده از وایبر، واتس آپ و … هم ندارم. قصد دارم تا دهم مهر ماه سال جاری مسوولیت هایم را در “انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران” و همچنین “کانون سراسری انجمن های صنفی راهنمایان گردشگری کشور” واگذار کنم. …

بازگشت به کابوس

بعد از آن آرامش نسبی ۴۰ روزه و استشمام هوای پاک باغ ورسای در روز آخر سفر، حالا مواجه شده ام با هوای آلوده تهران و درگیر شده ام با تنش های روزمره. این است که امشب فقط با بلعیدن تعداد زیادی قرص کدئین توانستم درد شدید سرم را تسکین دهم. ساعتی پیش بر اثر …