“مهم این است که آدم در تاریخ نقش خود بزند و برود، مهم این نیست که برای شام چیزی برای خوردن داشته باشد یا خیر.” این جمله حالم را خوب کرد. با روحیه من جور درمی آید.
امروز بین ساعت ۱۶ تا ۱۷ به همراه “الهام خادم حسینی” به دیدار استاد “منوچهر دانش پژوه” رفتیم. کسی که در کتابخانه اش حدود ۱۵۰۰۰ جلد کتاب دارد، حدود ۷۰۰ جلد سفرنامه به زبان فارسی گردآورده و البته خودش هم حدود ۵۰ جلد کتاب تالیف کرده. انسان بزرگ و متواضعی است و همچنان پرتلاش می …
خاطرخواه برخی خاطرات شدم. هوا خنک است، من اما کمی خوش، بیشتر ناخوشم.
…
وقتی از درون یخ بزنی دیگر هیچ چیزی لذت بخش نیست. نه سفر، نه خانه، نه کتاب، نه خواب، نه ورزش، نه دوست، نه تنهایی، … هیچ چیز…
حافظ در یک بیت می فرماید: پیش از این کاین سقف سبز و طاق مینا برکشند منظر چشم مرا ابروی جانان طاق بود سوالم این است که چرا می گوید “سقف سبز”؟
گرچه شاید دور از ذهن به نظر بیاید، اما جالب توجه خواهد بود اگر مقایسه ای انجام شود و تحلیلی نوشته شود برای تفاوت های آشکار، و شاید مشابهت های پنهان “داش آکل” و “لولیتا”.
“مجتبی گهستونی” برای بسیار کسانی که در عرصه میراث فرهنگی و گردشگری فعالیت می کنند نامی است کاملا آشنا. این بزرگمرد ۳۵ ساله، ۲۰ سال است که قلم و قدم و فکر و زبانش برای معرفی و پاسداشت داشته های فرهنگی و طبیعی خوزستان از کار نایستاده و همواره – این “همواره” تعارف و اغراق …
میگوید تو به باورهایت باختی. من باور میکنم!
ما در مملکتی زندگی می کنیم که همه مردمانش شریف، همه مسوولینش خادم، همه پزشکانش متعهد، همه معلمانش آگاه، همه کارگرانش با عزت، همه مرزبانانش غیور و … هستند، اما نمی دانم چرا روز به روز بیشتر در لجن فرو می رویم؟ با هر که حرف میزنی، آخر مهارت و تخصص و دانش و بینش …
می دانید، … از اینکه در زمانی که بسیاری از بلاگرها بلاگشان را واگذشته اند و چسبیده اند به فیس بوک، من اما فیس بوک را واگذاشته ام و به نوشتن در اینجا چسبیده ام، … خوشحالم. هرچند که هنوز حس و حالم کاملا سر جایش برنگشته، هرچند می دانم این روزها تلخ شده ام، …
… لامصب! باز افتاده ام در منجلاب جلساتی که به هر دلیل یا بی دلیل، آخرش یا از همان اولش، به بدگویی و حسادت و عقده گشایی می رسد. …
چند روز گذشته همه اش جلوی خودم را گرفتم که کمتر درگیر هر گونه فعالیتی بشوم. بیشتر، حرف ها و کارهای دیگران را رصد کردم. سعی کردم با خودم خلوت کنم و ایراداتم را بیابم. در این چند روز همه اش در این فکر بودم و هستم که از تهران بروم. بروم به جایی که کمتر …