هرچند ممکن است فانتزی به نظر بیاید، اما احتمالا هتلداری در فضا و راهنمای گردشگری ماه و مریخ بودن، از حرفههایی باشد که بخشی از آینده صنعت گردشگری به آن سمت برود.
چهل سال زمان داشتی تا بیایی، رشد کنی، شکوفا شوی، بَر دهی و بروی. در نیمهی این راه چهل ساله، دقیقا وقتی بیست ساله بودی و در آستانه افتخار آفرینی، مرگ را شکست دادی. آن روز انگار ۲۰ سال فرصت گرفتی تا نبوغ را معنا کنی. تا ایران را بشناسانی، تا زن را به دنیا …
هر چند با مسالهای به نام آبرو، آنچنانکه میخواهم دربارهاش بنویسم ناآشنا نبودم، اما از حدود دو سال پیش به اینطرف بیشتر و دقیقتر به آن فکر کردهام. در فرهنگ ایرانی و آنطوری که بیشتر ما به آن طریق آموزش دیدهایم، شنیدن عباراتی همچون حفظ آبرو، آبروداری کردن، آبرو نرفتن، آبروریزی نکردن، آبرو نبردن و …
این روزها آنقدر دردهای عجیب و غریب وجود دارد و آنقدر همه گوششان پر شده از شنیدن این دردها، که حتی افسون قلم و جادوی تصویر هم نمیتواند مرهم باشد. ظاهرا همهامان خالق درد و مخلوق آنیم. از طرفی نهایت همدردی، کمی، آن هم سطحی، شنیدن دردهاست. این است که آدمی نمیداند با این درون …
در انجام کارهای بزرگ، به جایی میرسی که فقط باید گوش کنی، سکوت کنی، تحمل کنی و ادامه دهی
هرچند کمی دیر شده، ولی باید دین خودم را ادا کنم و به یاد یک دوست و همکار گرامی بنویسم: پرده اول: در اردیبهشت ۱۳۸۹ با دعوت “کیانوش محرابی” برای حضور در مسابقات رفتینگ اندونزی با تیم ایران همراه و همسفر شدم. آنجا بود که “پیام بنیهاشمی” را شناختم. تیم رفتینگ ایران پیام بنیهاشمی و …
زمان برای بشر مساله بزرگی است. زمان را دانشمندان از دریچه علم بسیار نگریستهاند اما از لحاظ زندگی روزمره شاید کمتر آن را میشناسیم. ذهن ما تا امروز که ابعاد و چگالی لازم برای درک تمام و کامل زمان را نداشته. بشر نمیتواند زمان را پیوسته فرض کند. رویدادها گسسته فرض میشوند. و این گسستگی، …
هرچند دیگر آن رونق قبلی را ندارد، اما همچنان زنده است. این سایت را میگویم. ۱۴ شهریور هشت ساله شد. هر سال روز ۱۴ شهریور برایش متن مینوشتم. امسال این کار را نکردم. اما امروز بعد از چند روز تاخیر، بالاخره نوشتم که هشت ساله شده. در یک سال و نیم گذشته چندان ننوشتم و …
فردا بعد از سپری کردن یک سفر ۲۹ روزه به ایران برمیگردم. برگزاری تور یک ماهه کار سادهای نیست. درواقع، اگر بخواهی هم حقوق مسافران را رعایت کنی، هم دریچهای باز کنی برای دنیای بهتر و آینده روشنتر، سفر با همسفران کار سادهای نیست. اما اگر در فکر جیب و سود و ایجاد لحظههای سطحی …
قبلا و در سفرنامههای قبلی از پراگ نوشتهام. امروز اما بخش مربوط به یهودیان این شهر را به همراه چند نفر از همسفرانم قدم زدیم که در گزارش زیر میبینید و میخوانید: برای شروع، سوار خط A (خط سبز) مترو شدیم و به ایستگاه Zelivskeho رفتیم تا از قبرستان جدید یهودیان (به یک دلیل خاص) …
در یک کلام، آرزو دارم دستان بانویی را ببوسم که تصویرش را در زیر میبینید. اگر لیاقت داشته باشم، به زودی این کار را خواهم کرد. عکس زیر، یک بانوی عشایر را نشان میدهد که به صورت کامل قطع نخاع شده و گردن و بسیاری از اندام بدنش شکسته. همین چند شب پیش، این بانوی …
در تور ۲۹ روزه اروپا هستم. امروز برای سومین مرتبه به همراه همسفرانم از “موناکو” بازدید کردم، ولی برای اولین مرتبه متوجه شدم که یک شاهزاده ایرانی در این کشور، ساختمانی ساخته است که هم زیباست و هم داستان جالبی دارد. میرزا رضا خان ملقب به “ارفعالدوله” (شاهزاده ارفع) در سال ۱۸۳۵ میلادی (۱۲۳۲ هجری …
در پاهایم احساس خستگی میکنم، در سرم احساس درد. هر روز یک که نه، چند چالش دارم که نه پاهایم و نه سرم یاری نمیکنند برای همآوردی. در این میان، دوستانی دارم و همراهانی همچون کوه، همچون آب. آنقدر در تناقضم هر روز، و آنقدر ناسزا بار خودم میکنم هر روز، و آنقدر پیر میشوم …