روزنوشت

این دو دسته

در یکی از نشست یکشنبه های “انجمن انسان شناسی و فرهنگ” از “محمدرضا اصلانی” به خاطر ۵۰ سال فعالیت فرهنگی قدردانی شد. در هنگام سخنرانی اش با بغض چنین گفت: “۵۰ سال فعالیت نکردم، ۵۰ سال تلاش کردم که فعالیت کنم.” ……………………………………….. خیلی ها هستند که این سخن را خوب می فهمند و این ها …

در این روزهای وانفسا

در این روزها که تعدادی منتطرند نابودی ام را ببینند، اینکه می بینم پیشنهادم جای خودش را پیدا کرد، آرامش بخش است. شادی ام از این است: در روزهایی که مورد تهمت و ناسزا قرار گرفته ام، ممکن است با همت آزاده انسان هایی، دیگر انسانی آزاد شود. http://www.bbc.com/persian/iran/2016/03/160316_om_chahar_shanbeh-shori http://www3.irna.ir/fa/News/82005199 http://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/12/20/1024124/%D8%B7%D8%B1%D8%AD%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D8%A1-%D8%B3%D9%86%D8%AA-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D9%82%D8%A7%D8%B4%D9%82-%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D9%88-%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C http://www.donyayesafar.com/n/5450 http://www.mehrnews.com/news/3572174/%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D9%82%D8%A7%D8%B4%D9%82-%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C http://zistboom.com/fa/news/31182/%D8%AF%D8%B1-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D9%86%D8%AF-%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85

نوروز محیط زیستی

پیشنهادی که چند روز پیش تحت عنوان “آیین کهن، دیدی نو” در رابطه با اجرای مراسم قاشق زنی و آزادی محیط بانان دربند مطرح کرده بودم نهایتا به این ایده تبدیل شد که کسانی که به قاشق زنی می روند، یک کارت تبریک نوروزی (پشت و روی کارت تبریک در تصاویر زیر دیده می شود) …

غروب!

بوی غروب می‌آید. غروب زمستان. از خانه بیرون آمده‌ام. همسایه‌ای هفتاد ساله را می‌بینم. آن طرف خیابان ایستاده. سلام می‌کنم. کمی طول می‌کشد تا در تاریکی بشناسدم. به طرفم می‌آید. من هم به طرفش می‌روم. خوش و بش می‌کنیم. می‌گوید: کجایی؟ کجا کار می‌کنی؟ جواب من برایش مهم نیست. سوال بعدی‌اش مهم است. – کاری …

دنیای کوچک!

آقای “ریشه‌چی” از اعضای “انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران” به من تلفن کردند که همدیگر را برای موضوع “محیط‌بانان دنا” (بحث داغ این روزهای محیط زیست کشورمان) ملاقات کنیم. بهشان آدرس دادم و گفتم فلان ساعت به آدرس: …، کوچه هورتاب، پلاک ؟، واحد؟ تشریف بیاورید. ایشان که اسم کوچه را اشتباه شنیده بودند، …

فقط برای این‌که سایتم را به‌روز کرده باشم!

کامنت مهدیس: سلام. هی گفتم ننویسم. دیگه اینجا ننویسم. گفتم اصلاً نوشتن در اینجا رو تحریم می‌کنم … دیگه هم نمیام. ولی مگه شد!  نشد که …  هنوزم روزی چندبار میام. قلم خیلی بیشتر بهتون میومد. نمی‌دونم فرصت‌های نوشتن رو کجا خرج می‌کنید ( به منم اصلاً مربوط نیست) ولی می‌خوام بی‌رحم باشم، وقت ندارم …

ماریا و ماریو

از طرف آژانس مسافرتی “درنا گشت” ماموریت داشتم تا به مدت یک هفته در شهرهای تهران، شیراز، یزد، نائین، اصفهان، کاشان و ابیانه راهنمای یک زوج پرتغالی باشم. این زوج ۷۸ و ۷۹ ساله به مناسبت ۵۵امین سالگرد ازدواجشان به ایران آمده بودند. قرارشان این است که همیشه در ۲۰ اکتبر (سالگرد ازدواجشان) در سفر …

۳.۳

حساب کردم، متوجه شدم که تا امروز ۱۲۲ مرتبه به ۳۶ کشور خارجی سفر کرده‌ام. خواسته‌ام این است که هرچه زودتر این داستان کنوانسیون به پایان برسد و با یک تغییر کوچک در سبک زندگی‌ام بیشتر با دنیا همراه شوم. در این ۱۵ سالی که کمتر ماندم و بیشتر رفتم -هرچند که نیندوختم آن‌چه اغلب …

سایه روشن

این‌جا بودم در شبی که نسیم نوازشش می‌آمد و خاطره‌ای روایت می‌کرد که یادم نیست. همین سایه روشن نیمه‌ی سال با من بود در همه‌‌ی لحظاتی که چند ساعتی است گذشته. در مرز میان دو کشور بودم، چنان‌که او مرز را مشخص کرد … برای آب بود انگار آن تیر، بر روی آب بودم من …