آنقدر فساد نهادینه شده که صحبت در رابطه با رشوه، علنی، در میان جمع، بدون شرم و به مثابه یک روال عادی انجام میشود.
تردید وظیفهاش این است که ایمان و امیدت را بگیرد و بلاتکلیفت کند و معلق نگه داردت. تردید شروع افسردگی است. نه میگذاردت که شروع نکنی و نه مینهدت که به پایان برسانی. وسواس میآفریند و دلشوره. تردید آن کلاف سردرگم است که کلافه میکند و اندیشه را گم میکند و دری نشان نمیدهد. آدم …
. . . . . . .
قبل از رفتن به فرنگ ورزش میکرد. از آن بارفیکس نصب شده در چهارچوب آستانه اتاقش بارها خودش را آویزان کرده بود. از فرنگ که برگشت یک کراوات با خودش آورد. به کراوات فکر کرد که گلویش را میفشارد، به چهارچوب که انگار جلویش را میگیرد، به بازگشت که افسردهاش کرده بود، و به اینکه …
ای زندگی؛ از همان ثانیههای اول که من را نشاندی پای این صفحه شطرنج لعنتی سیاه و سفیدت، میدانستی، و به من هم فهماندی که آخر داستان، این منم که مات میشوم نه تو. سوالم این است حالا که چنان میشود که میدانی، چرا دُم جنباندنهای موش گونهام را در برابر چشمان پیروز بَرّاق گربه …
خوب است آدم در یک روز بهاری بمیرد!
قرار بود نَفْس را بُکشیم نه نَفَس را. قرار بود روز روشن باشد نه چنین آلوده. قرار بود شب آرام باشد نه بغضآلود. قرار بود سردار میهن باشیم، نه سَرِ دار. قرار بود “هومن” دوست باشد نه دشمن بپندارندش. قرار بود بنده خالق باشیم نه “خالقی” را دربند کنیم. قرار بود ظاهر بین نباشیم، نه …
آشوب ذهن تلاطم دل کابوس شب مسخ روز
پدر یکی از دوستان دوران دبیرستان فوت کرده. معلم و همسایه دوران ابتدایی در بیمارستان بستری شده. دوستی یکساله در گیر و دار آزمایشات بیمارستانی است. دیگری راه افتاده و پیش هر رفیق و نارفیقی خزعبلات ذهنش را بیرون میریزد و بدگویی میکند. بدعهدی دیگران و سوزاندن فرصتها، وضعیت معیشتی افتضاح، ویران شدن …
هر دفعه که درگیر انجام یک فعالیت زمانبَر و نفسبُر هستم، پارادوکس عجیبی میان تفکرات شبها و روزها برایم ایجاد میشود. در این هنگام، همه امیدهای روز تبدیل میشود به ترسهای شبانه و همه دورنماهای آینده تبدیل میشود به کابوسهای عجیب. احتمال میدهم نتیجه همه کشمکشهای درونی این خواهد بود که پندارهای زجرآور، اندیشههای خلاق …
این روزها؛ اوضاع همه شهرهای کشور نه تنها خوشایند نیست، ناآرام هم هست. هوایی که تنفس میکنیم نه تنها روحبخش نیست، مرگبار هم هست. روحیه مردم نه تنها شاد نیست، اندوهگین هم هست. وضعیت مطالعه در کشور نه تنها افتخارآمیز نیست، مایوس کننده نیز هست. قیمت کاغذ نه تنها بر اساس قانون نیست، ناعادلانه هم …
داشتم به این موضوع فکر میکردم که چقدر تفاوت هست بین این دو جمله که اتفاقا هر دو در آستانه ورود به خانه ایرانی مطرح میشوند: با کفش نیا تو لطفا با کفش تشریف بیارید داخل اولی دستوری است. معمولا بزرگترها به کوچکترها میگفتند. بیشتر مربوط به دورانی است که خانه بیشتر تقدس داشت. …
در حال خوانش نهایی کتاب “راهنمای سفر به ایران” نوشته “رستم خارگات” هستم. پاییز ۱۳۹۲ با این کتاب آشنا شدم و تصمیم گرفتم با کمک دوستان این کتاب را ترجمه کنیم. کتاب حاوی مطالب جالبی است که امیدوارم پس از انتشار به دست علاقمندان برسد. اولین مرتبه که در مورد این کتاب نوشتم در آدرس …