در سال ۲۰۰۷ شعار سازمان جهانی گردشگری این بود: «گردشگری درها را به روی زنان میگشاید» بیش از یک دهه از مطرح شدن این شعار گذشته و امروز من باور دارم این زنان هستند که بیش از مردان درهای گردشگری را گشودهاند. شاید به لحاظ کهن الگویی، سفر (جهانگردی) بیشتر مردانه به نظر بیاید، -هرچند …
اگر نبود بوی بارانی که صبح باریده باشد و بوی آتشی که غروب شعله کشیده باشد چقدر کم داشت روزگار چقدر کم داشت بهار
در گویش دزفولی چندین عبارت برای میزان بارش وجود دارد که از آن جمله است: نمنم: باران آرام تیپتیپ: قطره قطره باران بدون شدت نیفنیف: باران آرام با قطرات ریز شِلَقلَقی: باران تند تیپیگُلُپی: باران تند که هر قطرهاش به اندازه مقدار آبی است که در دهان جمع میشود تیپیدَحسِی: قطرات بزرگ باران که هر …
کارتاژ در آستانه خودسوزی به روم گفت: «مرا به خاطر بسپار، اما سرنوشتم را نه» مادر «روم» از خدایان بود و پدرش از بشر، همچون گیلگمش، همچون آشیل. در سرزمین تاریک مردگان، پدر زمینیاش به «روم» گفت، هنر تو این است: آموختن صلح به آنان که شکستشان میدهی. سپر روم، نقش نبرد داشت، تا «آگوستوس» …
وقتی شب میشود، من میمانم و تنهایی. آنوقت دیگر نه از هیاهوی روز خبری هست، نه از حیا و نه از هَویٰ. وقتی شب میشود، من میمانم و باقیمانده خودم از روز. آنوقت نه از شجاعت روز خبری هست، و نه از قساوت من. من تا امروز، که روزها شده و شبها آمده، این تغییر مُد سفید …
بچه که بودم پدربزرگم با شوخی میگفت “تو وزیر کل کِشکِرت میشی” من فکر میکردم که منظورش وزیر کل کشور است. او هم میدانست که من چنین فکری میکنم. بعدها فهمیدم که با بقیه نوههایش همین شوخی را میکند. “کشکرت” به زبان او معنی کلاغ میداد و من در ذهن طناز او وزیر کل کلاغها …
گفتهاند: “تنها صداست که میماند.” به نطرم این جمله همانند جملهی “هنر نزد ایرانیان است و بس”، قابل نقد است. اصولا هر جمله قصاری همچنان که از واژه خود “قصار” برمیآید دارای قصور و نقص است. من معانی و تفسیرهای مختلف هر دو جمله ذکر شده را میدانم، اما به نقص هر دوی آنها نیز واقفم. …
همچنان که در داخل شهر رم میدانی به اسم فردوسی وجود دارد، در پارکی داخل شهر پاریس (Parc Monceau) هم خیابانی وجود دارم به نام او (Avenue Ferdousi). در سال ۱۹۳۴ میلادی دولت فرانسه برای بزرگداشت فردوسی جشن هزاره برگزار کرد و به همین مناسبت، نام خیابانی در پاریس به نام فردوسی مزین شد. در …
این روزها در فضاهای مجازی و شبکههای اجتماعی، سفر رفتن و از سفرها عکس گذاشتن و گاها با کمترین مایه نوشتن، مُد شده. برخی از این افراد هم در واقع چیزی در چنته ندارند و با کمترین درک بیشترین مخاطب را جذب میکنند. امروز در فضاهای مجازی، هستند کسانی که گاه با تکیه بر وضع …
“خلاصه زندگی من“، عنوان اولین متن درج شده در دسته “خیلی کوتاه و کمی ادبی” این سایت است، که امروز ده ساله شد. ۱۰ سال پیش در ۱۴ شهریور ۱۳۸۷، وبسایت شخصی “آرش نورآقایی” که من باشم، توسط دوستم “پیام سجادیان” طراحی و با درج اولین نوشتاری که در لینک زیر میخوانید شروع به کار …
آب که نداریم، تداعیاش برایمان فقط همان حرف اول و دوم الفباست. عوضش به جای آتش، آتشفشان داریم، چنان میفشاندمان که نگو. تو بخوان: میفشاردمان. آسمان هم نداریم، اما آنها آس و پاسمان نگه میدارند. باران که هیچ، اما بار چرا، بارها بار. از بُخار بگویم؟ فقط سوزش خار، از بهار فقط مزدوران هار. تابستان …
امروز با خودم فکر میکردم که شاید بتوان دریاچه ارومیه را نمادی از ایران دانست و وضعیت آن را با وضعیت ایران مقایسه کرد. گفته میشود دریاچه ارومیه از حدود ۷۰۰۰ سال پیش به شکل امروزی درآمده است، تقریبا میتوان این عدد را با زمان شکلگیری تمدن در ایران یکسان فرض کرد. این روزها حال …
خلیفه مسلمانان بود، نامش ناصرالدین الله. “جوانمرد” بود و در ماه رمضان از دنیا رفت. با این حال به چنگیز نامه نوشت که به ایران حمله کند. نه خلیفه بودن، نه مسلمانی، نه به اسم خدا متبرک شدن، نه در سلک جوانمردان بودن و نه در ماه مغفرت از دنیا رفتن، معیاری برای شرافت داشتن …