اگر سرنوشت سیاه سرزمینمان سپیدبخت میشود و سرسبز باقی خواهد ماند، اگر سرو سجاده ایران با شکافتن سینهمان سیراب میشود، اگر سایه سنگین سرما با دمیدن سَحَر محو میشود و سِحرِ ساحران با طلوع ستاره صبح باطل خواهد شد، اگر چراغ سَردَم سامان روشن میماند و سوز سهراب در متن کتاب وطن ساز خواهد شد، …
الان وقت آن است که یک نفر بیاید و بگوید: «لطفا، به همهی آنچه من میگویم باور نداشته باشید.» و ادامه دهد: «من فقط شاید بخشی از حقیقت را بدانم.»
فرهاد زیر برف در آن گردنه، با مُشتش گردن خدا را فشرده بود به گمانم. «که هی تو، که چنین بیخبری!»و من میپرسم: امشب که شب تولد خداست، در سرزمینی که خانهی خورشید است، چرا باید چهلم مرگ چهارده سالهای همزمان بشود با عروسی یک پیر. …………………………………… پینوشت: این متن به مناسبت مرگ دردناک یکی …
گویی همیشه باید «داد» (عدالت) را با «داد» (فریاد) تقاضا کرد. بر همین روال احتمالا «دادگستری» بیشتر توسعه فریادهاست تا بستر عدالت محوری. روزگاری پیش از این وقتی با بیداد مشکل داشتیم، دادخواهی میکردیم، آن هم به روش بستنشینی. و در این اتفاق، مهم نبوده در شاه عبدالعظیم بنشینیم و زنجیر ببندیم یا در سفارت …
این متن را در مسیر فرودگاه مینویسم: پس از ورود به ۴۵ سالگی، در آستانه تجربه دیدار از چهل و پنجمین و چهل و ششمین کشور هستم. آمار همه سفرهایم را دارم، میدانم به چه کشورهایی و به هر کدام چند مرتبه سفر کردهام. حتی میدانم در هر سال چند روز را در سفر بودهام. …
در سرزمین سکاها دو قوم زندگی میکردند به نامهای «آلخون» و «والخون». با خودم فکر کردم چقدر شبیه «آلاخون بالاخون» یا همون «آلاخون والاخون» خودمان هستند به معنی «سرگردان»، «بی پناه» و «بی خانمان». جالب اینکه این دو قوم از هونهای کوچگرد (بیابانگرد) محسوب میشدند که در آسیای مرکزی و آسیای جنوبی حضور داشتند. با …
این شهرِ تلخ تو به شورِی تنهایی او در شبْ بیداریِ من به طلسم همین شهریور گَس، شرط کرده! آخ که این شهر تلخ شرط کرده که هرگز کام شهرزاد شیرین نشود از غلظت شکرِ قصهی شام آخر، که او شیفته شد به شویی که هزار و یک گوشش ناشنواست. …………………………………. «سرباز» بندِ یکْ کتاب …
کارشناسان دانمارک را از شادترین کشورهای دنیا قلمداد میکنند. و ما بدون اینکه کارشناس جامعهشناسی باشیم میدانیم که همهی شادی در رفاه اقتصادی و اعتماد سیاسی خلاصه نمیشود. ضمن اینکه اساسا بد نیست که نوع خوانش مفهوم این «شادی» را یاد بگیریم تا بدانیم «شادی» در عصر ما به چه معناست. اما موضوعی که میخواهم …
بگذار دلت همیشه تنگ باشد. قدرش را بدان! حتی اگر آن کس یا آن چیز کنارت هست، بگذار دلت برایش تنگ باشد. بگذار بخشی از حرفها گفته نشود و برخی دیدارها اتفاق نیفتد. این زمان دلتنگی، یک جایگاه دارد. همین جا بمان، در این زمانِ مکانمند بمان. از این محدوده نامحدود که پا بیرون بگذاری، …
ما، همگیِ ما، هر روز مشق ریا میکنیم. به هفت خط و چه خوش خط
همه میگویند: “تاریخ قضاوت خواهد کرد.” چه کسی گفته که تاریخ قاضی خوبی است؟! این جمله برای من همان حکم آب نبات چوبی برای ساکت کردن بچهها را دارد. از قضا من فکر میکنم تاریخ اخته است. این است که گاهی یا شبیه تک سُمها فرمانپذیر و رام شده، یا بسان نشخوارکنندهها، چاق و تپل. …
با خِرَد لاجوردی و نیروی زبرجدی در پی الماس حقیقت و فیروزه شجاعت به امید زمرّد جوانی و صلح یاقوتی و عقیق خوشبختی در پناه لعل حافظ
بهخدا یک ناخدا از هزار Deus Otiosus بهتر است!