مهدی فتوحی یک ایده دارد. متن او را که برای من ایمیل کرده بخوانید و اگر میتوانیم، دست به دست هم کمکش کنیم: “یک نقاش حرفهای میخواهم برای تکمیل یک نقش… ما مجسمهی داریوش را بدون سر در ایران داریم و چهرهی او را در بیستون. اگر کسی بتواند این دو را با هم ترکیب …
آرزوی سفر به دور دنیا با دوچرخه را فراموش نکردهام. برای اجرایی شدن این تصمیم، اقداماتی لازم بوده و هست که در حال انجام آنها هستم. اکنون در حال رهاشدن از تعهداتم هستم. احتمالا مرام و نوع نگرش به این سفر را – از آنچه قبلا گفتهام – تغیییر خواهم داد. بعد از این: یکی از اولین …
به بهانه برگزاری دومین سمینار بینالمللی نمایشهای آیینی و سنتی
۱- سرگشتگی و کلافگی بیشتر یعنی، تعداد موضوعات بیشتری که از آنها رنج یا لذت میبریم. ۲- اگر رنجها و لذتهای ناچیز روزانه نبود، یعنی سرگشتگی نبود، هر آیینه مرگ بهتر از زندگانی بود. ۳- مرگ بهتر از سرگشتگی است.
“دربلوچستان به کسی که شاعری را به درجه کمال برساند «پهلوان» میگویند.” فرهنگ موسیقی ایرانی، پژوهش و نگارش بهروز وجدانی “«راه پهلوانی» که به آن «ره پهلوانی» و «سرود پهلوانی» نیز گفتهاند، یکی از نغمات و سرودهای موسیقی دورهی ساسانیان و ویژهی بزرگان مذهبی بوده است.” فرهنگ موسیقی ایرانی، پژوهش و نگارش بهروز وجدانی در …
در تاریخ ۱۴/۱۱/۱۳۸۵ متنی را در خبرگزاری میراث فرهنگی www.chn.ir با عنوان “جای خالی تورهای پیادهروی در شهرها به چشم میخورد” منتشر کردم. بعد از آن، دوستان همفکر را متقاعد کردم که در روز بزرگداشت راهنمایان گردشگری، تور پیادهروی برگزار کنیم. این شد که دو تور پیادهروی توسط راهنمایان گردشگری در شهرهای تهران و یزد …
تمام حجم کاسهی سرم را بوتهی انبوه خاری فراگرفته و ریشههایش را تا عمق قلبم دوانیده، تا از خونی که میمکد از هر طپش، در هر دم نیشی زند تازه.
در رابطه با متنی که مهدی فتوحی در آدرسی که عنوان این نوشته است، نوشته، دو نظر دارم: ۱- اعتقاد دارم که آدم خدا را خلق کرد و نه برعکس ۲- و بر اساس اعتقاد بالا مشاهده میشود همانطور که در جوامع انسانی، حکومت الیگارشی و مونارشی وجود دارد، در جمع خدایان نیز، Polytheism و Monotheism …
هنگامی که تحمل وجود خودت را نداری. هنگامی که زندگیات را سراسر گُه گرفته.
بخشی از «جاماسبنامه» را انتخاب کردهام و برایتان مینویسم. خودتان با حال و هوای این روزها تطابق دهید.
کولهبارمان سنگین است. نه به پیر و نه به پیغمبر، سوگند نمیخورم که با همینها مشکل دارم، اما میگویم، میگویم و میگویم که کولهبارمان سنگین است. کولهبارمان از گذشتهامان، از فرهنگ و از تمدن، از پیشکشوت و از پیر، سنگین است. کولهبارمان از دین، از اخلاقگرایی مفرط بیانجام، از احساس ناکام و از پیغمبر، سنگین …
هر وقت صحنهای را میبینم که در آن شهردار، استاندار یا رییس جمهوری برای مراسم افتتاح یک پروژه میآیند و با قیچی یا چاقو، روبان را میبرند یا کلنگی بر زمینی میزنند، آن را با یک رسم قدیمی مقایسه میکنم. منظورم رسم تقدیم عروس در شب اول زفاف به کدخدای ده یا رییس قبیله است که …