مسجد بنايي است بر پا شده بر محوري نامرئي كه طراحي اصلي مسجد بر مبناي آن است. اين محور نامرئي كعبه است. كعبه به لحاظ معنوي در قلب اسلام قرار دارد. محراب همه مساجد در جهت آن است و مسلمانان رو به سوي آن نماز مي گذارند. از اين رو دنياي اسلام را ميتوان چرخ …
ماه: سپتامبر 2008
نظريهاي وجود دارد مبني بر اين كه بيشتر تمدنها در كنار كوهها و در نزديكي آبها شكل گرفتهاند. از آنجا كه اين عناصر، بستري براي زندگي بشر بودهاند و بقاي بشر نيز به آنها بستگي داشته، بديهي است كه توجه وي به آنها معطوف بوده است. از اين روست كه بر روي سفالها و اشياي خانگي كه از دوران باستان به دست ما رسيده، طرحها و …
عليرغم اينكه وقتي به گذشته نگاه ميكنيم، بسترهاي مناسب براي گردشگري را در اين سرزمين حس ميكنيم، اما گويي گردشگري ما در تاريخ جا مانده است.
گردشگری در سایتهای میراث صنعتی، ما را با فنآوری بومیامان آشنا میکند و به یادمان میآورد که نیاکانمان در سرزمینی که خیلی سبز نبود ، سبزاندیش بودهاند.
گاهي كه ذهنم آبستن يك انديشهي رستم گونه است، در تنهايي، بر صفحهي كاغذي و با جادوي قلمي از پر سيمرغ ميزايم… اما سالهاست در انتظارم كه انديشهي رستم من تنها ديوها را بكشد و نه سهراب را…
من خانهام در تهران است ديشب كه خوابيدم، روحم رفت به يزد و در آنجا عاشق دختري شد صبح كه بيدار شدم دختري از يزد تلفن زد كه بداند به خانه رسيدهام يا نه؟!
گدايي كه از آدمها تمنا ميكند، كف يك دستش را پيش ميآورد و آدمي كه از خدا خواهش ميكند، كف هر دو دستش را آدمها، به خدا، از گدا گداترند…
من ولگردي را دوست دارم… گاهي در قبرستان گاهي در صفحهي كاغذ و گاهي در كوچه پس كوچههاي خيال… هان، اي پاسبان روزمرگي… راحتم بگذار…
خراساني كه در متون تاريخي از آن نام برده شده، تنها شامل خراسان ايران نيست، كه آن هم امروزه به سه بخش شمالي و رضوي و جنوبي تقسيم بندي شده است. وسعت خراسان بزرگ را از كتاب “جغرافياي تاريخي سرزمينهاي خلافت شرقي” را به شرح زير ميآوريم.
در صدد هستم كه كتابي در رابطه با نماد سنگ قبرها، شكل خود سنگ قبرها و آيينهايي كه بر سر مزارها انجام ميشود (در همهي ايران)، بنويسم. دانستههايم در اين مورد ناچيز است. بايد بيشتر سفر كنم و بخوانم و عكس بگيرم.
در فكر اين هستم كه تحقيقي در مورد آويزهها انجام دهم. آويزههايي كه از آيينه اتومبيلهايمان و صورت اسبهايمان و سردر خانههايمان آويزان ميكرديم و ميكنيم. خيلي حرفها در اين ميانه هست.
اين همه بالا، نزديك خدا، دايرهوار نشستهاند و تن و سر ميجنبانند و دست افشاني ميكنند و نغمه سر ميدهند و مينوازند و شايد كه تو را ميخوانند…كه خواندهاند. كه اينجا ملكوت است. اما رسيدن به آن!…دشوار است…اما نه!…دشوار نيست…
آرش: آرش قهرمان استورهاي ايرانيان است كه در روايات از او با صفات “آرش شيواتير” و “آرش كمانگير” ياد شده است. وي در زمان جنگ ميان ايران و توران و در دوران پادشاهي منوچهر(ايران) و افراسياب(توران)، جزو سپاهيان ايران بود و با پرتاب تير، مرز ميان ايران و توران را مشخص ميكند. در كتاب “دانشنامهي …