” جهان هستي نه بر اساس اتمها، بلكه بر پايه افسانهها بنا شده است.” اگر هنوز ايرانيان در شب چله گرد يكديگر جمع ميشوند، شادخواري ميكنند و آن را گرامي ميدارند، بايد علتي داشته باشد. براي دانستن چرايي و چگونگي برگزاري آيينهاي مربوط به شب چله، ميبايستي با فلسفه وجودي جشنهايي از اين …
ماه: سپتامبر 2008
مشايي حرف زد، احمدينژاد سكوت كرد، حالا مجلس دست بردار نيست.
گاهي كه زياد هم اتفاق ميافتد، با خودم اين بيت را زمزمه ميكنم: در حسرت يك نعرهي مستانه بمرديم…ويران شود اين شهر كه يك ميخانه ندارد…
جاي خوشوقتي است كه هميشه احساس ميكنيم درد ما بدترين نوع درد است. احساس مقام نخست در بدبختي، كمكمان ميكند تا تحمل كنيم، درد را تحمل كنيم.
جايي خواندم: “در وجود آنان كه بيش از توان خويش ميخواهند، دروغي زشت دستاندركار است.” وقتي خواندمش، نوشتمش. تا يادم باشد كه چگونه بايد باشم. اما نشد. اكنون كه مينويسم، بيش از توانم از خودم توقع دارم. به هزاران كار نكرده از پيش ميانديشم. دروغي زشت در من دست به كار شده و من همكار …
متن زير از كتاب “سهبر خواني” اثر بهرام بيضايي برداشت شده است: آرش منم! آن كه اين پگاه نادانكي بود آزاد؛ و اينك چيزهايي ميداند از گيتي چند؛ و فرياد او بلند كه كاش نميدانستم.
روح عجيبي در تلفظ نام سوييس موج ميزند. با قدم زدن در خيابانهاي اين كشور بيطرف، گويي يك همايش بينالمللي را تجربه ميكنيم. از هر نژادي و هر كشوري، آدمي در آن هست. اگر بگويم بهشت در پس ابرها بود شايد کسي حرفم را باور نکند، اما واقعا اينگونه بود که ميگويم. در حاليکه من …
كسي مرد… تحويل شد به خاك. رسيد دريافت شد… گياهي روييد.
سعدی میگفت:” بنیآدم اعضای یک پیکرند” من این را نمیدانم. اما دیدم که آب و ماه اعضای یک پیکرند. به آب سنگ زدم…ماه دردش گرفت… چهرهاش در هم شد…
من با باران اكنون فرو افتادم… تا بر شاخهي كوچك روزگار، مضطرب فروافتادني ديگر باشم… و با خاك درآميزم… و عطري در جهان برانگيزم… و صدايي كه بگويد: “اين منم”
شوق پيمودن مسير سفري كه از ابتداي خليج فارس آغاز ميشد و تا انتهاي درياي عمان ادامه مييافت، از مدتها پيش در وجودم رخنه كرده بود. ميخواستم از اين سوي مرز تا تا آنسويش را بپيمايم و شگفتيهاي مسير طولاني ميان دو تالاب شادگان و گواتر را درك كنم. ميخواستم ببينم تفاوت و تشابه سبك …
به اين فكر ميكنم كه بد نيست اگر تحقيقي در رابطه با تشابهات و تفاوتهاي باغ و طراحي باغ در مكتب ژاپني (چيني)، ايراني و اروپايي، انجام دهيم. اينگونه هم سه سبك باغآرايي جهاني را بررسي كردهايم و هم از طريق شناخت باغ و عناصر آن و همچنين نوع طراحي، ميتوانيم به تعريف زيبايي، تعريف آرامش، تصور بهشت، …
“هماهنگي گرانبهاترين دارايي است. ما همه ميان عقل و جنون در نوسانيم. اين دايرهاي بسته است.” بخشي از نخستين قانون اساسي ژاپني؛ سال 604 ميلادي