۱- از آنجا که گاهی وقت نمیشود تا جواب محبت همهی دوستان را بدهم، همینجا از تمام کسانی که اظهار لطف دارند تشکر میکنم. ۲- از اینکه گزارش سایت در این چند روز از یک روند بدون تنوع برخوردار بوده، عذر خواهی میکنم. این موضوع به این خاطر است که بنده میبایستی در محل برگزاری مسابقات میماندم و …
امروز مسابقات «رفتینگ» در دو بخش Sprint و Head to Head آغاز شد و به انجام رسید. تیم مردان ایران به مقام قابل توجهی نرسید اما تیم بانوان در هر دو رشته به مقام سوم رسید.
از شنبه (فردا، ۲۴ آوریل) مسابقات «رفتینگ» آغاز میشود و به همین منظور برگزارکنندگان از شرکتکنندگان درخواست کردند تا امروز در تمرینات نمایشی و بعد از آن در مراسم افتتاحیه شرکت کنند. گزارش تصویری را تقدیم میکنم
امروز، ۵شنبه ۲۲ آوریل، روز افتتاحیه و شروع مسابقات بود. از اعضای تیم ایران، «حیدر حیدری» و «آریا جعفری» در مسابقات کایاک آبهای خروشان شرکت کردند. بعد از مسابقه، ما و همچنین بقیه تیمهای شرکتکننده از شهر Banjarnegara و کمپی که در آن اقامت داشتیم به شهر Wonosobo نقل مکان کردیم.
Dwi نام همان پسری است که در این چند روز راهنمای تیم ما بوده و کارهای بچهها را انجام داده است. او سعی میکند که فارسی یاد بگیرد، بسیار خوشاخلاق است و همهی ما دوستش داریم. امشب او یک کار جالب انجام داد: برای اینکه خاطرهی تیم ایران را ثبت کند، اعضای تیم را در حال رفتینگ نقاشی …
صبح امروز، چهارشنبه قبل از اینکه به تمرین اعضای تیم ملحق شوم، یک موتور سیکلت کرایه کردم و به مکانهایی از شهر Banjarnegara رفتم تا با مردم و طبیعت آن بیشتر آشنا شوم:
کمی دربارهی اندونزی: – در این کشور، هزینه روزانه برای گردشگری که قابلیت ارزان سفر کردن را داشته باشد، در حدود ۱۵ تا ۲۵ دلار است. – هزینه اتاق ارزان، از ۵ تا ۸ دلار است. – برای ترک کشور اندونزی، باید ۱۵۰۰۰۰ روپیه (در حدود ۱۵ دلار) به صورت نقدی در فرودگاه پرداخت کرد. – زبان رسمی، Bahasa Indonesia …
امروز تصمیم گرفتم که در تمرینات اعضای تیم شرکت نکنم و تنها باشم. بنابراین بعد از صبحانه از بچهها خداحافظی کردم و به راه خودم رفتم:
باز هم قبل از هر چیز: سلام و سپاس از اظهار نظرها و الطاف شما (همگی) قبلا گفته بودم که نام رودخانهای که ما در کنارش هستیم Serayu است. دربارهی قصهی احتمالی آن سوال کردم و فهمیدم که معنی Serayu، “تو زیبایی” است و اسطورهای در موردش وجود دارد: مردم این شهر باور دارند که …
گزارش تصویری:
روبروی رودخانه نشستهام. هوا تاریک است، نمیبینمش، اما او آنجاست. مطمئنم. پشهها گهگاهی به بدن غریبهی من در حد یک روبوسی خوشامد میگویند. چند نوع میوهی ناشناس از شهر خریدهام و سعی میکنم مزهی لبخند باغبان را در آنها بیابم. به این میاندیشم که چرا هر وقت به سفری میروم، دیگر دلتنگ نمیشوم. حرفهای بسیاری …
اینجا پر از شاپرک است و نارگیل… فکر میکنم چند تایی هم عقرب دارد:
ساعت ۱:۳۰ دقیقه بامداد روز شنبه است و من در کنار رودخانهی Serayu در محل کمپینگ Serayu Adventure در نزدیکی شهر Banjarnegara از منطقه Central JAVA نشستهام و برایتان مینویسم. قبلا در جایی خواندهام که دانشمندان و متفکران به سه B مدیون هستند؛ Bus, Bath, Bed… احتمالا برای شما هم اتفاق افتاده که در این …