روزنوشت

هاف‌تایم

پدرم پلیس سازمان تربیت بدنی (زیر نظر شهربانی سابق) بود. به دلیل شغل او مکان اقامت ما برای چند سال در محوطه‌ی “مجموعه‌ی ورزشی آزادی” قرار داشت. بد نیست بدانید که بنده و این مجموعه ورزشی ‌هم‌سن (۱۳۵۳) هستیم و حتی در یک ماه (شهریور) متولد شده‌ایم. درواقع لوکیشن بیشتر خاطراتی که من از دوران …

فرهنگ زرشک و زرشک فرهنگی

فرهنگ زرشک: ما خیلی خوبیم، حتی بی ادب ها و بی فرهنگ هایمان در توالت مشق می نویسند. زرشک فرهنگی: اگر ما در کشوری زندگی نمی کردیم که مسوولینش وقتی می خواهند آدم ها را خر کنند از فرهنگ دَم می زنند، من پیشنهاد می کردم در توالت ها یک “وایت بورد” نصب کنند و …

وقتی که می خواهی زمین را گاز بگیری

۱- یک سال و نیم پیش که می خواستم به اروپا سفر کنم، برای دریافت ویزا به سفارت سوئیس رجوع کردم. نه حساب بانکی داشتم و نه وثیقه و می دانستم که شرایط دریافت ویزا در چنین شرایطی سخت است. با این حال به مسئول ویزا گفتم، اگر قرار است به من کمتر از دو ماه ویزا …

سه روز گذشت

از یک طرف و بدتر از همه این است که “بهار” پشت پنجره ی اتاقم بدجوری طنازی می کند. این برگهای تازه روییده، خودشان را شب ها چنان به هم می سایند و عشقبازی می کنند که انگار نه انگار من اینجایم. باد هم صدایشان را به من که بر روی تختم دراز می کشم …

ایده ای که دوست دارم

دیروز با دوستی رفته بودم نشر ثالث. در کافی شاپ طبقه دوم نشستیم و چای گل گاوزبان نوشیدیم. موضوع جالب این جاست که منوی کافی شاپ نشر ثالث عبارت بود از: یک کتاب تازه منتشر شده که برگه های خوردنی و نوشیدنی ها به همراه قیمت در لابلای  صفحات آن قرار داشت. بنابراین منوی کافی شاپ نشر ثالث می تواند از ابتدایی …

شهر – شورشگر

هر چه بیشتر می گذرد اعتقادم به این عقیده بیشتر می شود که: “ناهماهنگی اجتماعی در زندگی ما ایرانیان از زمانی آغاز شد که ما به بن مایه های فرهنگ کوچ گردی و کوچ نشینی ایرانیان بی اعتنا شدیم.” می دانم که باورش سخت است. این عقیده را برای اولین مرتبه است که مطرح می کنم، …

چه بسیار گفته بودم

در عرصه ی گردشگری دو گزاره بود که بنده همیشه با آن ها مخالفت می کردم و دلیل هم داشتم. با این حال این دو گزاره ناصحیح همیشه در میان مسئولان و مردم رواج داشت. این دو گزاره عبارت بودند از: ۱- ایران پنجمین کشور دنیا از لحاظ جاذبه های طبیعی و دهمین از لحاظ …

هم ذات پنداری

به گونه ای سفر می کنم که او سال ها قبل از من سفر می کرد. به موضوعاتی علاقمندم که او قبل از من به آن ها علاقمند بود. سفرنامه می نویسم و او قبل از من می نوشت. از قبل از هیچ کدام این ها خبر نداشتم. نه این که بخواهم خودم را با او مقایسه کنم …