يك خداحافظي كوچك

سلام

اول: روي صحبتم با دوستاني است كه در “انجمن خانه فرآوران ايران” و “انجمن صنفي راهنمايان گردشگري استان تهران”، با هم در ارتباط هستيم.

بعد: اجازه مي‌خواهم بعد از برگزاري جشن راهنمايان گردشگري در شهر يزد، از فعاليت‌هايم در دو انجمن ياد شده انصراف دهم. و در ادامه نيز از فعاليت‌هاي اجتماعي‌ام كم كنم.

ديگر: خواهش مي‌كنم از علتش نپرسيد و سعي نكنيد نظرم را برگردانيد. لطفا فقط بپذيريد.

توجيه: هر دو انجمن به جايي رسيده‌اند كه مي‌توانند راهشان را ادامه دهند و من هم بايد فرصت كنم تا در شيوه‌ي رفتاري و سبك زندگي‌ام تجديد نظر كنم.

دیدگاه‌ها

  1. مسعود

    تنها تر از خود ذره غباری را میبینم که با این مردم زندگی میکند و همه میگویند هوا چه صاف است امروز …

  2. alireza

    بعضی موقعها به بعضی افراد از دور دل میبندم طوریکه فکر میکنم اونا همیشه همونطوریکه بودند باقی میمونن.میدونم. تقصیر خودمه. رویایی فکر میکنم. یا اصلا هدفی ندارم که به این راحتی از هم می پاشم… خواستن و دل بستن هردوش حماقته…کاش میتونستم یاد بگیرم آزاد باشم.

  3. آناهیتا

    امیدوارم هر کاری خواستید انجام بدید با موفقیت همراه باشه.شما این چند سال برای دلتون زندگی کردید و واقعا عاشق کارتون بودید .خوشبحالتون. افسوس که این جبر زمانه آدمهارو از خیلی چیزها و کسانی که دوست دارند و حتی کارهایی که دوست دارند انجام بدن دور می کنه .

  4. nilufar

    آرش نازنين!هر كجا كه باشی و هر كاری كه انجام بدهی هميشه برای همه دوستدارانت عزيز هستی !هر كدام از موفقيتهای تو متعلق به ايران و جامعه ايرانيست!تندرست،شاد و پيروز باشی .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *