امروز مجله شماره 23 «ايرانا» از زير چاپ بيرون آمد. اين شماره ميبايستي آن چيزي ميشد كه تقريبا شش ماه است كه برايش برنامهريزي كرده بودم. اما نشد. دلم گرفت. دلم گرفت از شكست فلسفهاي كه برايش طراحي كرده بودم و چشماندازي كه برايش در نظر گرفته بودم. البته كسي به كسي نيست و براي …
ماه: فوریه 2009
نظربازي با آب…و بوسيدن خاك…و همآغوشي با خورشيد… تا اينكه… درخت آبستن شد.
ادامه سفرنامه «سفر به شهرهاي دور كويرهاي ايران» را در اينجا بخوانيد.
(سفري از سرانجام به سرآغاز) مبداء، مقصدي بود كه بايد به آن ميرسيديم. پس مسيري را انتخاب كرديم و هر مقصد ديگري را مبداء قرار داديم و رفتيم و رفتيم تا به سرانجام – سرآغازي كه انتخاب كرده بوديم، رسيديم. و اينگونه بود كه…از شهرها گذشتيم و نانشان را خورديم. از بناها ديدار كرديم و …
اين سفر را مدتها قبل رفتهام، حدود دو سال پيش. همان موقع هم سفرنامهاش را نوشتم. اما وقت نكرده بودم در سايت قرار دهم و اكنون اين فرصت پيش آمد.
تا همين سال پيش، هيچكسي (نه از بخش دولتي و نه از بخش خصوصي) يا نميدانست و يا نميخواست بداند كه روزي به نام روز راهنمايان گردشگري در تقويم گردشگري جهاني وجود دارد و راهنمايان گردشگري همهي دنيا، اين روز را جشن ميگيرند. در سال 1386، بنده به عنوان يك راهنماي گردشگري و براي اولين …
يك پيام كوتاه به دستم رسيد كه مجبورم كرد اين مطلب را بنويسم: ” در سفره هفتسين امسال جايي هم براي «سيد» بگذاريد. او با بهار ميآيد تا خاتمي باشد بر زمستان.” به عنوان يك متن ادبي، بدك نيست، اما به نظرم رشد نيافتگي ما خيلي از وقتها در پس همين “بدك نيست”ها پنهان شده …
نخود نخود، هر كه رود خانهي خود. خدا آن بالا، آدم اين پايين.
چرا گندم ميرويد. چرا ني مينوازد. چرا ماهي ميرقصد. چرا خورشيد ميتابد. چرا رود ميرود. چرا آسمان آبي است. چرا دوست هست. چرا پرنده ميخواند. چرا… چرا همهي اينها هست، وقتي كه عشق چنين بيرحم است و مرگ چنين ماتمبرانگيز.
فقط يك مرتبه ديده بودمش، دو مرتبه تلفني حرف زده بوديم، سه مرتبه به موبايلش SMS زده بودم. همين. امروز بدون مقدمه به سمت خانهاشان رفتم. براي منظوري ديگر. تمام آن ارتباطهاي كوتاه هم به خاطر او نبود، براي منظور ديگري بود. ميدانستم ناخوش است. فقط همين. نه، فقط همين نبود. او مرده بود. ديروز. …
ديروز بالاخره قرارداد كتاب “عدد، نماد، اسطوره” را با نشر افكار بستم. 10% از بهاي پشت جلد را به من ميدهند، البته 4 ماه بعد از انتشار كتاب. حالا فكر ميكنم اگر اصلا بهاي كتاب را پشت جلد نزنند، چه ميشود؟ همين جا و هم اكنون از تمام كساني كه در تهيه و تدوين اين كتاب …
سلام اول: روي صحبتم با دوستاني است كه در “انجمن خانه فرآوران ايران” و “انجمن صنفي راهنمايان گردشگري استان تهران”، با هم در ارتباط هستيم. بعد: اجازه ميخواهم بعد از برگزاري جشن راهنمايان گردشگري در شهر يزد، از فعاليتهايم در دو انجمن ياد شده انصراف دهم. و در ادامه نيز از فعاليتهاي اجتماعيام كم كنم. …
فرشته مهربان كارتون پينوكيو كجاست؟ بدجوري بهش احتياج دارم.