در اساطير يونان، «اويديپوس» شاه «تباي» است. او در جواني پدرش را ميكشد و با مادرش وصلت ميكند. من اين اسطوره را در ذهنم ادامه دادم و به اين فكر كردم كه وقتي «اويديپوس» با مادرش وصلت كند، پسري كه از او متولد ميشود، برادرش خواهد بود. بعد به مفهوم «زمان» در اسطورهي «اويديپوس» …
ماه: آوریل 2010
امروز متوجه شدم كه يك اثر ديگر از ايران در فهرست «حافظه جهاني» (Memory of the World) در سال 2009 به ثبت رسيده است. به همين منظور فهرست تمام آثار جهاني ايران كه تا امروز در فهرست يونسكو ديده ميشوند را در اينجا ميآورم: حافظه جهاني: 1- شاهنامه بایسنقري، 2- وقفنامه رَبع رشيدي، 3- اسناد اداري …
اين متن را در بهمن ماه سال قبل براي مجلهي «سرزمين من» نوشتم كه همزمان با نوروز 89 به چاپ رسيد و حالا به عنوان يك مسير سفر در اين سايت قرار ميدهم.
امشب به سايت «عباث جعفري» سر زدم. دلم هوايش را كرده بود. ديدم دوستدارانش عيد را به او تبريك گفتهاند و هنوز اميدوارند كه برگردد. تا امشب، 130 تا كامنت برايش گذاشتهاند. به فكرم رسيد، ما در بين خودمان ميتوانيم سايت «عباث جعفري» را به عنوان «ميراث ديجيتال گردشگري» به ثبت برسانيم.
نام «موزه» كه به ميان ميآيد، ذهن بيشتر متوجه مفهوم «ميراث» ميشود تا مفهوم «گردشگري». با اين حال اين نوشتار قصد دارد نقش موزه را در جايگاه گردشگري مورد بررسي قرار دهد.
نوروز در سال 2009 به عنوان يك ميراث معنوي چند مليتي در فهرست يونسكو به ثبت رسيد. طبق تاييد يونسكو، آذربايجان، هند، قرقيزستان، ازبكستان، پاكستان، تركيه و ايران، هفت كشوري هستند كه نوروز، ميراث معنوي آنهاست. در اين نوشتار قصد داريم بدانيم روزهاي نوروز در كدام يك از كشورهاي فوق، روزهاي تعطيل هستد و به تبع آن، …
داشتم به «دوجنسيهاي آغازين» فكر ميكردم كه مطلب ديگري در ذهنم تداعي شد. قبل از گفتن بقيهي ماجرا، فكر ميكنم لازم است توضيح دهم، «دوجنسيهاي آغازين» در اسطورهها، موجوداتي هستند كه همزمان هم نر و هم مادهاند. در اسطورههاي بسياري از ملل، موجوداتي دوجنسي وجود داشتند كه خيلي قدرتمند بودند تا اينكه خدايان از قدرتشان به هراس افتادند و آنها را …
امروز خيلي زود كارهايم را انجام دادم و به خانه برگشتم. كمي استراحت كردم، بعد دوش گرفتم و لباس مهماني پوشيدم و آماده شدم براي يك ضيافت شبانه. راه خيلي دور نبود. راستش مكان مهماني در آن يكي اتاق خانهامان بود. اتاق خالي بود. خالي كرده بودمش، اما يك ميز گذاشته بودم كنار ديوار و …
كِي بود… كِي بود كه در تاريخ نبود، آدم سقوط نميكرد، مسيح صعود نميفروخت، غول شفا ميداد، مار نميدزديد. كجا بود… كجا بود كه به زمين شبيه نبود، آيينه نميلرزيد، نطفه نميرنجيد، آتش فلسفه ميافروخت، سينهي درخت پيدا بود. كِه بود… كِه بود كه بيگمان در خواب ديدم، براي آب مناجات ميكرد، به آسمان سجده …
در يكي از سفرهايم، گذرم به جزيره توريستي «سانتوريني» يونان افتاد. در حالي كه در ميان انبوه گردشگران قدم ميزدم و همچون آنها از معماري خانهها و منظرهي شگفتآور غروب آفتاب بر فراز دريا لذت ميبردم، نگاهم به فروشگاهي افتاد كه بر روي تابلويش نوشته شده بود: SHOPPING THERAPY، به معناي «خريد درماني». فروشگاهي بود …
هیچ چکیدهای موجود نیست زیرااین یک نوشته حفاظت شده است.
1- امشب از شدت سردرد خوابم نميبُرد. رفتم جلوي تلويزيون دراز كشيدم تا فيلم شبكه 2 را ببينم و اين سردرد لعنتي را فراموش كنم. متوجه شدم كه در گوشهي سمت چپ تصوير نوشته شده: “جمهوري اسلامي، نه يك كلمه كم، نه يك كلمه زياد”. چندين بار نگاه كردم و فكر كردم كه اشتباه ميبينم. بلند …
به آن غبار كوچك كوچك، كه به همراه آن بالاترين، بالاترين، برگ چنار، رفته به استقبال بهار، غبطه ميخورم. چه غبطهاي! و در اين حال، و چه نامربوط، به خود ميگويم به چه ميارزد انديشه؟ و جوابي نيست… تا اينكه، در يكي از اين زمانهاي سنگين سردرد، خواب خوب ميربايد مرا، و من در بهترين جشنوارهي “قطرات شور شبها”، …