باز هم قبل از هر چيز: سلام و سپاس از اظهار نظرها و الطاف شما (همگي) قبلا گفته بودم كه نام رودخانهاي كه ما در كنارش هستيم Serayu است. دربارهي قصهي احتمالي آن سوال كردم و فهميدم كه معني Serayu، “تو زيبايي” است و اسطورهاي در موردش وجود دارد: مردم اين شهر باور دارند كه …
ماه: آوریل 2010
گزارش تصويري:
روبروي رودخانه نشستهام. هوا تاريك است، نميبينمش، اما او آنجاست. مطمئنم. پشهها گهگاهي به بدن غريبهي من در حد يك روبوسي خوشامد ميگويند. چند نوع ميوهي ناشناس از شهر خريدهام و سعي ميكنم مزهي لبخند باغبان را در آنها بيابم. به اين ميانديشم كه چرا هر وقت به سفري ميروم، ديگر دلتنگ نميشوم. حرفهاي بسياري …
اينجا پر از شاپرك است و نارگيل… فكر ميكنم چند تايي هم عقرب دارد:
ساعت 1:30 دقيقه بامداد روز شنبه است و من در كنار رودخانهي Serayu در محل كمپينگ Serayu Adventure در نزديكي شهر Banjarnegara از منطقه Central JAVA نشستهام و برايتان مينويسم. قبلا در جايي خواندهام كه دانشمندان و متفكران به سه B مديون هستند؛ Bus, Bath, Bed… احتمالا براي شما هم اتفاق افتاده كه در اين …
قبل از هر چيز: سلام و سپاس از همهي دوستاني كه نظر لطف داشتند. اما بعد: بعد از ترك فرودگاه دوبي، هفت ساعت و 40 دقيقه پرواز كرديم تا به فرودگاه جاكارتا رسيديم. ويزاي اندونزي در فرودگاه ارائه ميشود و 25 دلار قيمت دارد. فرايند گرفتن ويزا و كنترل پاسپورت، حدود يك ساعت و سي …
سفر، حکایت عشق و رسوایی است انگار. همه چیز به من هشدار میداد که به این سفر نیایم؛ خوابهایی که دیدم، کارهایی که پیش آمد، دودوتا چهارتایی که با خودم میکردم،… اما آمدم… بگذار وقتی دیگر مغلوب چالشهای عُرف ستیزیام شوم، حالا نه. با یک گروه از ورزشکارانی که قرار است در رودخانههای خروشان اندونزی قایقرانی کنند، در تاریخ چهارشنبه، ۲۵/۱/۱۳۸۹ …
اينجا فرودگاه بينالمللي امام خميني، نوشتهي من را از طريق وبسايتم ميخوانيد. يك بار ديگر، سفر، شما و من؛ مقصد: هندِ هلند. مكان ناشناختهاي براي من، كه در ميان سه حوزهي فرهنگي هند، چين و استراليا قرار گرفته. اين يك سفر متفاوت است. تا جايي كه اينترنت داشته باشم با شما خواهم بود. نوشتهي بعدي …
در آن هنگام كه سپاه انگشتان ايزدبانوي آسمان، در سكوتِ شب، آرام، كشور سينهام را درمينورديد و پيش ميآمد، من به فرمان سردار دل، آزمون تلخي را آماده ميشدم و خوب ميدانستم كه روزي، نه چندان دور، بايد تاوان تير نگاه مستي كه جغرافياي لبهايم را خوب نشانه ميگرفت، با تير سفرهاي دور، بپردازم. و اين است كه باز بايد بروم…
1- چرا بيشتر سنگنگارهها و كتيبههايي كه از دوران باستان و اسلامي در ايران باقي مانده در كنار آب قرار دارند؟ از دوران هخامنشي، اشكاني و اسلامي در بيستون – از دوران ساساني و قاجاري در تاق بستان – از دوران ساساني در نزديكي قلعه دختر و تنگه چوگان – از دوران قاجار در تنگهواشي و چشمه …
قبل از خواندن: اگر طبيعت فقط كمي به من فكر داده باشد، بخشي از آن را براي نوشتن اين مقاله صرف كردم. هرچند آنقدر به همه چيز فقط تُك زدم كه شايد كسي متوجه نشود چه ميخواستم بگويم.
امشب، در هنگامهي بار برداشتن خاك از قطرهي شيرين آب، كه از سفر آسمان، ديوانهوار، به افسون لبِ بستهي دوست، برميگشت، نگاهم به حجلهي گِل افتاد. در آن ميان، ديدم كه از هيجان همبستريهاي دلدادههاي مست بيقرار، چشم سروِ سبزِ كهن، تر شده است. وانگاه، بالاي بلندش را تا خود ماه بوسيدم و گفتمش: باري، فرصت و رخصت بده، اين بار …
چين آثار تاريخي و فرهنگي و طبيعي و بناها و باغها و موزههاي فراواني دارد كه باعث ميشود هر ساله بيش از 100 ميليون گردشگر از اين كشور بازديد كنند. اما آنچه كه در اين نوشتار به آن اشاره ميشود، طريقههاي متنوع چينيها براي ترويج فرهنگ بهعلاوهي درآمدزايي از گردشگري است كه ميتواند براي دست …