روياهاي گيلگمش: در هنگام آمدن انكيدو به سوي گيلگمش، گيلگمش دو مرتبه خواب ميبيند و آن را با مادرش در ميان ميگذارد. هر دو خواب گيلگمش مربوط به انكيدوست و دو مرتبه خواب ديدن وي دربارهي يك موضوع، تاكيدي است بر روياي صادقه گيلگمش كه البته بعدتر در داستان، متوجه حقيقت يافتن اين روياها هم …
تا قبل از سفر، چهار متن از تفسير حماسهي گيلگمش نوشتم. حالا كه برگشتهام قصد دارم اين سلسله نوشتار را ادامه دهم. به همين منظور يك پوشهي جداگانه به نام «حماسهي گيلگمش» (در سمت راست سايت و زير عنوان «دستهها») درست كردم و تمام اين متنها را در آن قرار ميدهم تا دسترسي به همهي نوشتههاي …
شايد محتواي نوشتهي زير براي كساني كه مطالب سايت را در طول سفر بنده مطالعه ميكردند و يا در جلسهي آخر (26/ 8/ 1388) انجمن صنفي راهنمايان گردشگري استان تهران حضور داشتند، تا حدي تكراري باشد، اما اين متن را براي روزنامهها و خبرگزاريها نوشتم تا تلنگري باشد براي مسوولان ميراث فرهنگي و گردشگري.
اين نوشتهي مهدي فتوحي را از دست ندهيد. او در اين نوشتار به طرز روشني دغدغههايش را روايت كرده. http://www.mahdifotuhi.blogfa.com/post-608.aspx
در آخرين سفرم، بيش از هر مرتبهي ديگري، به دوربين عكاسي نزديك شدم. همين موضوع بهانهاي شد تا به مضمون اين نوشتار كوتاه بينديشم: به نظر ميرسد كه اگر دوربين با گردشگر همسفر است و ما اين دو را در اغلب موارد با هم ميبينيم به اين خاطر است كه سنخيت متناسب با هم دارند، در واقع هر …
1- همانطور كه قبلا گفتم سهشنبه 26 آبانماه در جلسهي “انجمن راهنمايان گردشگري استان تهران” در مورد انگيزههاي سفر به اروپا و دستاوردها صحبت ميكنم. در اين جلسه كمتر به محتويات سفر ميپردازم، بلكه از حواشي، دركها و برنامهي آينده خواهم گفت. ورود براي همهي دوستان آزاد است و به اميد ديدار. 2- نميدانم شما كه …
يادي از همسفران: عكاس فيلمبردار صدابردار
در حالي اين نوشته را مينويسم كه در درونم اشك ميريزم و نيم ساعت بيشتر نيست كه به خانه برگشتهام. ساعت 8:10 صبح روز شنبه است. اين نوشته ميتوانست عنوان «اروپا 83» را داشته باشد و من در آن از رسيدنم به خانه بگويم و بنويسم كه خوشحالم. اما خوشحال نيستم و اشكهايم به خاطر تمام شدن سفر نيست …
تنها چند ساعت ديگر به پروازم باقي است. شايد هم فقط چند ساعت مانده به فرودم. به كجا ميبردم اين طرح بلند آرزوها، تا به آن لحظه كه ميرسد از راه… به كجا ميبردم اين طرح بلند آرزوها، تا به آن لحظه كه ميرسد از راه… در اين سفر: در آتش عشق هر شهري سوختم …
گزارش كوتاه و خلاصه از سفر: سفرم از 24 شهریور (15 سپتامبر) شروع شد و تا 23 آبان (14 نوامبر) ادامه يافت (ادامه دارد). در واقع 60 روز در سفر بودم و 58 شب در شهرهاي اروپايي اقامت كردم. در اين مدت (با احتساب «واتيكان» به عنوان شهر- كشور) از 34 شهر و 10 كشور …
ادامه از نوشتهي قبل:
باز «جكي» بيترانه، اما با گوهرهاي فراوان… امروز (يازدهم نوامبر) با «جكي» در بروكسل و اطراف آن قدم زديم و مثل هميشه اطلاعات فراواني را از او دريافت كردم. 11/11، يعني امروز، براي مردم بلژيك روز مهمي است، چراكه در چنين روزي جنگ جهاني اول به پايان رسيد و براي همين، اين روز تعطيل رسمي …
هر طوري كه بود من توانستم 40 ساعت را با 5 يورو سركنم و خودم را به بروكسل، جايي كه «جكي» منتظرم بود برسانم. به اين ترتيب وارد كشوري شدم كه 30000 كيلومتر مربع مساحت و حدود ده و نيم ميليون جمعيت دارد و زبانهاي رسمي كه در آن صحبت ميشود عبارتند از: «فلميش»، «فرانسوي» …