چهار

قبل از هر چیز خبر خوب این است که چمدان همسفرم پیدا شد. این چمدان به جای اینکه به رُم بیاید، سر از قطر درآورده بود، اما نهایتا دیشب خودش را به هتل محل اقامتمان در رُم رساند. امروز گشت نیمروزه که تمام شد به هتل آمدم و دوش گرفتم. بعد خیلی سریع لباس پوشیدم …

سه

۴ صبح است و هوا تاریک. در خیابان Vittorio هیچ کس نیست. صدایی نمی آید. حتی برگی از درختی نمی افتد. و من در تنهایی کمی دلگیر، اما خوشایندِ اتاقِ هتل بر روی تخت نشسته ام. کمی گرسنه ام. تنها پنجاه متر آنطرف تر از هتلی که در آن اقامت داریم، دیواری قرار دارد که …

دو

اِل گِرِکو خوب است، کاراواجیو کم نطیر است، اما اینها همه تا وقتی دوام دارند که در سالن های موزه Gelleria Nazionale d’Arte Antica واقع در خیابان چهار فواره قدم می زنم. البته گاهی هم می نشینم و حتی دقایقی را در یکی از سالن های طویل و آرام، روی یک کاناپه دراز می کشم …

یک

دیروز فیلم DEAD MAN شاهکار Jim Jarmush را در اتاق شماره ۲۱۵ هتل Marriott تماشا کردم. چند صفحه ای هم کتاب خواندم. کتاب هایی که با خودم آورده ام تِم خاصی دارند که شاید بعدا راجع بهشان بنویسم. دیروز روز آرامی نبود اما دیشب شب خوبی بود. دیروز چمدان یک خانواده نیامد، برایم گفتند که …

مهمترین اتفاق آسمان شهر من

طناب، تنها یک متر پایین‎تر از آفتاب، بی‎هیچ آرزویی، بی‎هیچ پیراهنی که آویزان شده باشد از آن با سکوت گیره‎های زبان‎بسته خود را سرگرم کرده. گیره‎ها، دور و نزدیک از هم، بسان خری بی‎بار، بی‎کار لِنگ در هوا باقی مانده‎اند. بی‎هیچ هیجانی، شهوتی یا عاشق‎شدنی تحت اراده‎ی یک خط راست بی‎تجربه‎اند. و آفتاب، آن‎قدر گیج …

اسیریم، اسیر

“تا بشر نتواند به زندگی بدون آب بیاندیشد، هزار سال دیگر هم که بگذرد فقط به مریخ می اندیشد.” جمله ای که در بالا نوشتم هرچند که نشدنی و غیرواقعی به نطر می رسد، با این حال یک پیام مهم دارد و آن اینکه آدمی در بیشتر موارد اسیر اندیشه ها و پیش فرض های …

پیش بیانیه ای برای همایش گردشگری ادبی

دیروز، جلسه ی “شرح سفر تحقیقاتی به منظور تهیه ی نقشه ادبی کلیدر” در محل برگزاری جلسات “انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران” و با حضور حدود ۱۰۰ نفر از شرکت کنندگان برگزار شد. در این میان، علاوه بر راهنمایان گردشگری، جمعی از دانشجویان و علاقمندان به موضوع سفر و ادبیات نیز حضور داشتند. لازم …

از ۵ تیر تا ۱۵ مرداد، چه کم فرصت داریم

دوشنبه، ۵ تیر: نیمه‎شب است. موهایم آشفته‎اند و بدنم عرق کرده. ۴ تا قرص استامینوفن کدئین خورده‎ام و بر روی چمن پارک نزدیک خانه‎امان دراز کشیده‎ام. دست‎هایم را در راستای عمود بر بدنم باز کرده‎ام. بوی خاک نم‎دار می‎آید. اندک قطرات بارانی می‎بارد. کوله‎ام زیر سرم است. به آسمان ابری خیره شده‎ام و به ساعاتی …

گزارش سفر از ۵ تا ۱۵ اسفند ۱۳۸۹

روز اول- پنج‌شنبه ۵ اسفند دور دوم سفر مربوط به کتاب راهنمای گردشگری خوزستان امروز آغاز شد. ساعت ۴ صبح من و مهرک و ژاله در فرودگاه قرار داشتیم چون ساعت ۵ پرواز بود. گروه دیگر شامل آرش، محسن و آذر حدود ۷ صبح با ماشین حرکت کردند. پرواز با کمی تأخیر انجام شد و …

۸) تراژدی

هرچند که سفرنامه ی “جغرافیای مرد کلیدری” به پایان رسیده است، اما نکته ی آخر این سفرنامه هنوز باقی است. بعد از اتمام کار تحقیق تهیه ی نقشه ی ادبی کلیدر، من در نیشابور ماندم تا پیگیر موارد اجرایی همایش گردشگری ادبی در نیشابور و مشهد باشم. اما سه همسفرم از نیشابور به سمت تهران …

در آستانه‎ی یک ش ک س ت

چندین سال است که گاه و بیگاه به گردشگری ادبی می‎اندیشم و چندین ماه است که در فکر برگزاری همایش آن هستم. در این مدت بسیاری از دوستان درگیر موضوع شده‎اند و فعالیت‎های بسیاری انجام شده. با این حال، هرچه به زمان برگزاری همایش نزدیک‎تر می‎شویم فشار روانی و حتی جسمی بیشتری را تحمل می‎کنم. …