در Time Line نوشتن، یک زمانی هست که روایت می کنیم. در ادامه زمانی می آید که به کاربرد نوشتن می اندیشیم. بعد زمانی از راه می رسد که به معنا می اندیشیم. در زمان بعدتر افسون نوشتن را درمی یابیم. زمانی دیگر در نوشتن در می مانیم.
خودم فهمیده ام که دیگر در نوشتن گزارش های سفر چنان نیستم که قبلا بودم (اگر که بودم). به نظرم چندی است که سفرنامه هایی که می نویسم (اگر بتوان عنوان سفرنامه بر آن ها نهاد) روح ندارند. تنبلی در نوشتن از کالبد کلمات کاملا پیداست و تنها چیزی که هنوز باقی است و شاید …
می گوید: آقا آرش نمی شه بریم سوئد و سوئیس رو ببینیم؟ می گویم: به هر دو کشور؟ می گوید: آره دیگه. بریم آنجاها را ببینیم. می گویم: فکر کردید چون هر دو با “س” شروع می شن، نزدیک هم هستن؟ می گوید: بریم ببینیم دیگه. دیگر چیزی نمی گویم… بعد از چند دقیقه، می …
از تمام دوستان بامحبت و آشنایان عزیزی که برایم ایمیل فرستاده اند، کامنت گذاشته اند، یا در صفحه ی “فیس بوک” پیام داده اند، با نهایت احترام سپاسگزاری می کنم.
بیست و ششم شهریور: در اتوبوس نشسته ایم و همین حالا به سمت آخن در حرکت هستیم. از اینترنت تلفن همراه استفاده می کنم و عکس زیر موقعیت مکانی که هم اکنون در آن هستیم را نشان می دهد: حالا یک روز به عقب بر میگردیم و گزارش سفر را دنبال می کنیم:
امروز، ۱۴ سپتامبر به اتفاق همسفران ساعت ۱۰ صبح هتل را ترک کردیم. تا ساعت ۱۳ در شهر “نورنبرگ” ماندیم و بعد از آن یک مسیر ۱۰۰ کیلومتری را پیمودیم تا یکی دیگر از شهرهای ایالت “باواریا” را ببینیم. در زیر به گزارش تصویری امروز توجه بفرمایید:
دنیای آلمانی را دوست دارم، همیشه به آن علاقمند بوده ام. و انگار هر مرتبه که به این کشور وارد می شوم با این احساس خوشایند تجدید بیعت می کنم. احتمالا تا حالا نگفته ام که شرکت در نمایشگاه “GalaBau”، یکی از اهداف این سفر است. این نمایشگاه معتبرترین نمایشگاه جهانی در زمینه طراحی، ساخت و …
ساعت ۲۰:۳۵ دقیقه به وقت آلمان شروع کرده ام به نوشتن این مطلب. حالا در شهری هستم که “آلبرشت دورر” از سال ۱۵۰۹ تا ۱۵۲۸ در آن زندگی کرده است. کمتر از دو ساعت است که به اینجا، یعنی شهر Nurenberg رسیده ایم. صبح امروز (۱۲ سپتامبر) آتن را به مقصد فرانکفورت ترک کردیم. سه ساعت پرواز …
در جزیره “هیدرا” رو به دریا نشسته ام. پشت سرم کافه isalos قرار گرفته، همان جایی که با موبایلم از اینترنت رایگانش برای نوشتن این post استفاده می کنم. … آبی و این سفیدی تنیده در آن دریای مواج آبی و آن رخنه های سفید آسمان ابری یکی تکرار حجم و دیگری حجم تکرار …
در فرودگاه امام خمینی، به طور اتفاقی با معلم زبان دوران دبیرستانم روبرو شدم. همین که دیدمش شناختمش. بعد از ۲۱ سال انگار که هیچ تغییری نکرده بود. این دومین مرتبه است که در آستانه ی سفری به اروپا، با یکی دیگر از معلمان دوران دبیرستانم در فرودگاه روبرو می شوم. جالب اینکه در آتن …
تا دو ساعت دیگر به فرودگاه می روم تا به عنوان راهنما در یک سفر ۱۳ روزه حضور داشته باشم. در این سفر حتمالا، از سه کشور و چهار شهر بازدید خواهیم کرد. از این میان فقط یک شهر برایم جدید است، با این حال سعی خواهم کرد مطالب جدیدی را در سفرنامه ای که …
همان طور که احتمالا می دانید هنوز بخش هایی از سفرنامه ی “رویا، سفر، خاطره” تمام نشده است. اگر یادتان باشد این سفرنامه مربوط می شود به گزارش سفر شهرهای بوداپست، وین، پراگ، برلین و همچنین شهرهای دیگری که در میانه ی راه از آنها بازدید کرده ایم. بنابراین سعی می کنم در هر فرصتی که پیش …