کامنتی رو که گذاشتی به درخواست خودت، نمایش ندادم و باز هم به درخواست خودت اینجا برات می نویسم. هفته ی بعد بیا با هم حرف بزنیم. با این شماره تماس بگیر و هماهنگ کن برای دیدار: ۸۸۹۹۸۲۰۵
ای افسون نهفته در خنکای شب، با تو هستم… سیلی فرهنگ خودش درد دارد وای از اینکه نیشتر عشق هم بزنند.
تا قبل از اینکه دیپلم بگیرم، با خانواده به مشهد و برخی از شهرهای شمال کشور (استانهای گلستان، مازندران و گیلان) سفر کرده بودیم که برخی شامل سفر به ییلاقات و مکانهای دور از دسترس جادهها بوده است. در دورهی دبیرستان نیز با هم شاگردیها به آستارا (با همراهی معلمان) سفر کردیم. بعد از دیپلم، …
بعد از شکستن لنز دوربین عکاسی و هزینه کردن و نهایتا کلا از دست رفتن آن، گم شدن ساعت، خراب شدن لپ تاپ، گم کردن کوله پشتی با محتویات دوربین فیلم برداری و voice recoreder و MP3 Player در چند ماه گذشته، امروز نوبت خراب شدن ناگهانی موبایلم بود. همین ۲ ساعت پیش موبایلم به …
وفا کنیم و ملالت کِشیم و خوش باشیم…
سه روز گذشته (۳۰ آذر تا ۲ دی) به همراه همکاران و دوستان به یزد سفر کردیم. سفر خوبی بود اما دردسرهای یک سفر را داشت و فرصتی برای فراغ بال برایم به وجود نیاورد. دو روز آینده در تهران خواهم بود و بعدش در روز ۵ دیماه به مدت ۱۵ روز به سفر (تور …
یک موضوعی هست که این روزها مدام در ذهنم با آن کلنجار میروم و حتی در جلسات مختلف با دوستانم درمیان میگذارم: به این اعتقاد رسیدهام که سوالهای ذهنمان کهنه است. برای همین به راهحلهایی که میخواهیم نمیرسیم. نوآوری نداریم، چراکه نوآوری در پی سوالهای جدید رخ مینماید. فکر میکنم رسالتم جواب دادن به سوالهایی …
این روزها برای کوچکترین کاری که قرار است انجام دهم، دچار اضطراب می شوم. فضای اطرافم پر از سوء تفاهم است. جسارتی که در انجام کارها داشتم دچار اختلال شده. این را به وضوح می بینم.
دیشب خواب صادق هدایت را دیدم. واقعا خوابش را دیدم. احتمالا تعبیری دارد این خواب. دیدن خواب صادق هدایت برای من تعبیر دارد.
انگیزههای من برای انجام یک فعالیت، همیشه “اعتقاد”ی بوده که به “انجام” و به “فعالیت” داشتهام. “اعتقاد”ی که از آن حرف میزنم با من زاده شد، و میدانستم که برای “انجام”، نیاز به پشتکار است و برای “فعالیت”، شفافیت ضروری است. از طرفی، برای انجام یک فعالیت گروهی، همیشه همهی همکارانم را توجیه میکنم. و …
یک: حدود شش سال پیش روزی به دکتر ناصر کرمی گفتم: آیا نمیشود هر روز یک صفحه از روزنامه همشهری را به گردشگری اختصاص دهید؟ جواب داد: میشود، اما آیا نویسنده در این حوزه میشناسی؟ و ادامه داد که: الان فقط میتوانم روی (مرحوم) عباس جعفری و تو حساب کنم که هم سفر میکنید و …
در این چند روز که ننوشتم:۱- درخت توت جلوی خانه امان در اثر برف پاییزی شکست.۲- لپ تاپم که در این سال ها در همه ی سفرها همراهم بود از کار افتاد و فعلا به هیچ یک از اطلاعاتم دسترسی ندارم.۳- به مدت دو روز بیمار بودم.