اولین نشست موزهها و بلاگرها در روز ۲۷ اردیبهشت برگزار شد و بنده به نوبهی خودم از کارشناسان و دوستان محترمی که در این هماندیشی شرکت کردند، سپاسگزارم. اکنون میخواهم چند نکته در رابطه با این نشست بنویسم: ۱- علاوه بر عدم استقبال (چنانکه انتظارش را داشتم)، ایرادهای دیگری هم به نحوهی برگزاری این مراسم …
متن زیر را “ایمان چشم فسا” یکی از دانشجویان کلاس “آشنایی با میراث فرهنگی” از “موسسه آوای طبیعت پایدار” درباره فوت مادربزرگش نوشته است: فرهنگ عزیز اسمش شهربانو بود امّا همه عزیز صدایش میزدند چرا که عزیز دل همه بود. هفتهی گذشته(چهارشنبه مورخ ۲۰/۲/۹۰) پس از ۹۱ سال زندگی، به خاک سپردندش، در روستای نقوسان(۱۲ …
آقای “جعفر سپهری” از دوستان بنده هستند و چند سالی است که با هم در ارتباط علمی و فرهنگی هستیم. جدای از شان و منزلت علمی ایشان، دختری به نام کتایون دارند که در “جشنواره سفرنامه نویسی ناصر خسرو قبادیانی” در بخش کودکان، از هیات داوران انتخاب شدند و جایزه گرفتند. آقای سپهری برای ایمیل …
بدون مقدمه عرض میکنم: ۱- امسال (۲۰۱۲ میلادی) چهلمین سالگرد تشکیل کنوانسیون میراث جهانی در یونسکو است. با توجه به اینکه به همین مناسبت مراسم قابل توجهی شامل نمایشگاه، کنفرانس، همایش و … در کشورهای نروژ، کوبا، بلغارستان، آفریقای جنوبی، شیلی، بلژیک، چین، اسپانیا، آلمان، مکزیک، پرو و … برگزار میشود، بهتر است ما نیز …
سه شنبه (۱۹ اردیبهشت) بعد از جلسه ی “انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران”، با برخی از دوستان به بام تهران رفتیم. قصد داشتیم در آنجا شام بخوریم. اما با یک تماس تلفنی “فرشاد تهمورثی شال” (این “شال” که در آخر فامیلی “فرشاد” وجود دارد خیلی خیلی مهم است) به “مهسا مطهر” داستان عوض شد. …
تا به امروز همنوا نبودم با کسانی که می گفتند “کتاب گران است”، اما انگار باورم در حال تغییر کردن است.
خیلی کم اتفاق میافتد این سایت را به مدت یک هفته بهروز نکنم، اما این دفعه خیلی سخت بود که به اینترنت دسترسی پیدا کنم. بعد که سفرنامه را بنویسم، خودتان باور خواهید کرد. به هرحال بعد از یک سفر ۶ روزهی کمنظیر و طی مسافت ۳۵۰۰ کیلومتر، امروز جمعه (۸ اردیبهشت) به تهران برگشتم …
آرام گفتم: یک سال گذشت! گفتم: بله آرام گفتم: از آن وقت تو اینجایی؟ گفتم: تمرین تحمل غم زمان میکنم. آرام گفتم: چه باید کرد برای فراموشی؟ گفتم: کسی را میشناسم که در حین شنیدن بدترین اخبار از تلویزیون، عشقبازی میکند.
این روزها، هر صبح که از خواب بیدار می شوم مستقیم به بالکن خانه امان می روم که رو به کوه است و فقط ۵۰۰ متر با آن فاصله دارد. بعد نفس عمیقی می کشم و به دو موضوع می اندیشم: اول اینکه دیوانه ی این طراوت بهارم، دوم به خودم لعنت می فرستم که …
سیمین ساق شهر ما که در ساقیگریاش هیچ تا به امروز شک نکرده، آنجا ایستاده. همان زیبایی که این بار به جای اینکه او خفته باشد، دیگران را خفته یافته. همان مهربانی که درک حضور و وجودش برای من و تو سخت شده و نمیتوان گفت که از زمین روییده یا از آسمان باریده. هرچه …
بالاخره بعد از این همه که در رادیو و تلویزیون در رابطه با سفر گفتند و گفتیم، یک برنامه مستند ساخته شد که از دیدنش لذت بردم. در این فیلم ۵۰ دقیقه ای که ظاهرا در شبکه مستند و در ایام تعطیلات نوروز پخش شده است، دست اندرکاران به ساحت معنای سفر نزدیک شده اند. …
به این فکر کردم که این ها را گردآوری کنم. منظورم از این ها چه چیزهایی هستند؟ خودتان بخوانید: “فرشته ثابتیان” نوشته است: زندگیم را جمع کردم. جا شد توی چمدانک. از این دیار به آن دیار میروم. دنبال دل خوش میگردم. “شادی گنجی” نوشته است: روزی دوستی می گفت برای درحال زندگی کردن باید …
– کارهایم را انجام داده ام. چند ساعت دیگر به فرودگاه می روم. روز سیزدهم فروردین برمی گردم. – امروز عصر با آقای دهباشی صحبت می کردم، گقت ازدواج نکن. – بخش وسیعی از دغدغه هایم را به موضوع “گردشگری ادبی” اختصاص داده ام. بنابراین همه ی ایده هایم را یادداشت و کتاب های مربوط …