روزنوشت

از ۵ تیر تا ۱۵ مرداد، چه کم فرصت داریم

دوشنبه، ۵ تیر: نیمه‎شب است. موهایم آشفته‎اند و بدنم عرق کرده. ۴ تا قرص استامینوفن کدئین خورده‎ام و بر روی چمن پارک نزدیک خانه‎امان دراز کشیده‎ام. دست‎هایم را در راستای عمود بر بدنم باز کرده‎ام. بوی خاک نم‎دار می‎آید. اندک قطرات بارانی می‎بارد. کوله‎ام زیر سرم است. به آسمان ابری خیره شده‎ام و به ساعاتی …

در آستانه‎ی یک ش ک س ت

چندین سال است که گاه و بیگاه به گردشگری ادبی می‎اندیشم و چندین ماه است که در فکر برگزاری همایش آن هستم. در این مدت بسیاری از دوستان درگیر موضوع شده‎اند و فعالیت‎های بسیاری انجام شده. با این حال، هرچه به زمان برگزاری همایش نزدیک‎تر می‎شویم فشار روانی و حتی جسمی بیشتری را تحمل می‎کنم. …

با تاخیر

هرچند که می دانم کارهایم و سفرهایم در روزهای پیشِ رو چنان زیاد است که وقت چندانی نخواهم داشت، اما در اولین فرصت سفرنامه اخیر (رویا، سفر، خاطره) را کامل خواهم کرد. عجالتا تمام عکس ها آپلود شده است و می توانید آنها را تماشا کنید.

بیان احساس یک شب با ۲۸۰ کلمه

نیمه‎شب است. موهایم آشفته‎اند و بدنم عرق کرده. ۴ تا قرص استامینوفن کدئین خورده‎ام و بر روی چمن پارک نزدیک خانه‎امان دراز کشیده‎ام. دست‎هایم را در راستای عمود بر بدنم باز کرده‎ام. بوی خاک نم‎دار می‎آید. اندک قطرات بارانی می‎بارد. کوله‎ام زیر سرم است. به آسمان ابری خیره شده‎ام و به ساعاتی پیش می‎اندیشم. نه …

؟؟

امروز صبح هم آمد. گنجشکک را می گویم. همان گنجشک دیروزی بود. باز همان نمایش دیروز را اجرا کرد. عکسش را گرفته ام که در زیر می بینید. اگر درست و یا حداقل کامل دریافت کرده باشم، پیغامش را هم داد: یک ساعت بعد از نمایش حیرت آور گنجشکک، تلفن زنگ خورد و خبردار شدم …

travelblog.org

اگر ما بخواهیم برای رونق گردشگری در کشورمان برنامه ریزی کنیم، یکی از موضوعاتی که باید به آن توجه کنیم، دانستن نظر گردشگرانی است که از ایران بازدید کرده اند. و در این راستا خواندن سفرنامه ها یکی از روش هایی است که بر اساس آن می توان نظر بازدیدکنندگان ایران امروزی را دانست. حال، اگر …

نیمی روز، نیمی راز

روزهایم به کلی با شب‎هایم فرق دارد. روزها این من هستم که اندیشه‎هایم را پیش می‎برم. شب‎ها این دلهره‎هایم است که مرا کنترل می‎کنند. روزها این من هستم که انرژی‎هایم را می‎پراکنم، شب‎ها این بن‎بست‎هایم است که چشم‎هایم را می‎بندند. روزها این من هستم که می‎فهمم، شب‎ها این ادراکم است که می‎کُشدم. پی‎نوشت: شاید در …

متن یک ایمیل

سلام آرش عزیز وقت بخیر و ایام به کام نمیدونم من و همسرم رضا رو به خاطر میارین یا نه اما پارسال اومدیم دفتر تعطیلات نو ملاقاتتون الان اروپاهستیم و خاطرات سفر شما همراهمونه و موقع مطالعه انگار دوشادوش شما گام برمیداریم و  یادتون میکنیم – اما پر رنگ تر از همه فلورانسه که میدونیم …