ما عاشق هیچکس یا هیچچیز نیستیم، جز آنکه او قاتلمان باشد یا آن وسیلهای باشد برای مردنمان.
در Time Line نوشتن، یک زمانی هست که روایت می کنیم. در ادامه زمانی می آید که به کاربرد نوشتن می اندیشیم. بعد زمانی از راه می رسد که به معنا می اندیشیم. در زمان بعدتر افسون نوشتن را درمی یابیم. زمانی دیگر در نوشتن در می مانیم.
از تمام دوستان بامحبت و آشنایان عزیزی که برایم ایمیل فرستاده اند، کامنت گذاشته اند، یا در صفحه ی “فیس بوک” پیام داده اند، با نهایت احترام سپاسگزاری می کنم.
همان طور که احتمالا می دانید هنوز بخش هایی از سفرنامه ی “رویا، سفر، خاطره” تمام نشده است. اگر یادتان باشد این سفرنامه مربوط می شود به گزارش سفر شهرهای بوداپست، وین، پراگ، برلین و همچنین شهرهای دیگری که در میانه ی راه از آنها بازدید کرده ایم. بنابراین سعی می کنم در هر فرصتی که پیش …
فکر کنید به تئاتری دعوت شدهاید که فقط یک بازیگر مَرد دارد. او در نُه اپیزود با حرکاتی که میتوانید آنها را در ذهنتان مجسم کنید، با خودش واگویه میکند. شما را دعوت میکنم به دیدن تئاتر “غ” اپیزود هشت تا مانده به آخر – مرد بر روی زمین نشسته: – دعایت میکنم. – دعاکن …
امروز چهار ساله شد. ۱۴ شهریور سال ۱۳۸۷ بخش فارسی این سایت افتتاح شد و تا امروز ۱۵۱۰ نوشته و ۱۱۶۶۲ نظر در آن درج شده است. بنابراین تقریبا روزی یک مطلب به سایت اضافه شده و به ازای هر مطلب، حدود ۸ نظر (به طور دقیق تر ۷.۷) دریافت شده است. جالب ترین جمله ای …
آبی رگه هایی سفید باز هم آبی بالاتر از افق موازی با آن سیال هنوز محدود
“تا بشر نتواند به زندگی بدون آب بیاندیشد، هزار سال دیگر هم که بگذرد فقط به مریخ می اندیشد.” جمله ای که در بالا نوشتم هرچند که نشدنی و غیرواقعی به نطر می رسد، با این حال یک پیام مهم دارد و آن اینکه آدمی در بیشتر موارد اسیر اندیشه ها و پیش فرض های …
دوشنبه، ۵ تیر: نیمهشب است. موهایم آشفتهاند و بدنم عرق کرده. ۴ تا قرص استامینوفن کدئین خوردهام و بر روی چمن پارک نزدیک خانهامان دراز کشیدهام. دستهایم را در راستای عمود بر بدنم باز کردهام. بوی خاک نمدار میآید. اندک قطرات بارانی میبارد. کولهام زیر سرم است. به آسمان ابری خیره شدهام و به ساعاتی …
چندین سال است که گاه و بیگاه به گردشگری ادبی میاندیشم و چندین ماه است که در فکر برگزاری همایش آن هستم. در این مدت بسیاری از دوستان درگیر موضوع شدهاند و فعالیتهای بسیاری انجام شده. با این حال، هرچه به زمان برگزاری همایش نزدیکتر میشویم فشار روانی و حتی جسمی بیشتری را تحمل میکنم. …
هرچند که می دانم کارهایم و سفرهایم در روزهای پیشِ رو چنان زیاد است که وقت چندانی نخواهم داشت، اما در اولین فرصت سفرنامه اخیر (رویا، سفر، خاطره) را کامل خواهم کرد. عجالتا تمام عکس ها آپلود شده است و می توانید آنها را تماشا کنید.