روزنوشت

هنوز اوضاع خوب است

در حالی‌که خستگی فعالیت‌های یک سال گذشته را بر بندبند وجودم حس می‌کنم، با بیماری سرماخوردگی که این روزها گریبانم را گرفته، در سرمای شدید و زیر باران تور برگزار کردم. حتی از وعده‌های غذایی‌ام کاستم تا خرجم کم باشد. حالا که برگشتم همه‌ی دستمزدم را یکسره بابت بدهکاری همان فعالیت‌ها دادم. حس بدی دارد. …

همهمه‌ی ذهن

به این فکر می کنم که: برای اینکه افکارم و برنامه هایم را پیش ببرم، به پول نیاز دارم. برای اینکه پول داشته باشم باید بیشتر کار کنم. اما اگر بیشتر کار کنم، کمتر می توانم بر افکار و برنامه هایم تمرکز داشته باشم. و این است که هستم. همین است که هست.

همیشه گفته‌ام: “ایران افسونگرترین کشور دنیاست.”

If travel is most rewarding when it surprises, then Iran might just be the most rewarding destination on Earth نوشته بالا بخشی از متنی است که در صفحه ۳ از ششمین ویرایش کتاب Lonely Planet منتشر شده در سال ۲۰۱۲، دیده می شود. دوست عزیزم، “جعفر باپیری” این نوشته را این گونه ترجمه کرده است: …

که اینطور!

چند روز پیش باخبر شدم که: در اکتبر سال جاری میلادی (۲۰۱۳)، موسسه تبادل داده‌های وبلاگ‌نویسان اروپا TBEX میزبان بلاگرهای سفر و گردشگری است. قرار است یک کنفرانس بین‌المللی با حضور حدود ۴۵۰ بلاگر سفر و به مدت دو روز در شهر دوبلین برگزار شود. خبر را که خواندم، متوجه شدم وزیر گردشگری ایرلند از …

عبور از چراغ قرمز

دو یا سه قدم که به وسط خیابان گذاشتم، چشمم به او افتاد. با تردید قدم بعدی را برداشتم. همان‌طور که راه می‌رفتم و عرض خیابان را می‌پیمودم احساس شرمندگی با سرعت در درونم رخنه کرد. کار از کار گذشته بود و دیگر فقط می‌خواستم تند عبور کنم. او به من نگاه نمی‌کرد. با خودم …

آرتین

خودکارهایم را بر میدارد. دفترچه تلفن خانه امان را هم. توی صفحاتش پشت هم نقاشی می کند. لاکپشت، کلاغ، گربه، ماهی. حتی من را هم می کِشد. بعد دست هایش را باز می کند و می دود. دارد پرواز می کند. لحظه ای بعد جلوی تلویزیون با آهنگی می رقصد. چند دقیقه بعد خودش را …

خطاب به دوستانم (در ادامه روزنوشت قبلی)

اول از اینکه همیشه بنده را مورد لطف قرار می دهید سپاسگزارم. بی نهایت سپاسگزارم. دوم اینکه تمام قد ایستاده ایم و قصد کرده ایم همایش گردشگری ادبی را با همه ی ضعف هایی که در پیش خواهد داشت و از همین حالا هم می دانیم، برگزار کنیم. هرچند که هر روز، بلکه هر ساعت …

از روی عصبانیت شدید

وقتی قرار بود جشنواره سفرنامه‌نویسی را برگزار کنیم، به خیلی جاها سر زدم و تقاضا کردم که حمایتمان کنند. گفتم برای بزرگداشت ناصرخسرو باید این کار را انجام دهیم. گفتم باید جشنواره را بین‌المللی برگزار کنیم تا نام این مرد را در جهان به عنوان سفرنامه‌نویس و به عنوان ادیب مطرح کنیم. گفتم. خیلی گفتم. …