گزارش تصویری روز دوم سفر را تقدیم میکنم:
سومین مرتبه است که به چین سفر میکنم. امسال راهنمای یک گروه ۲۴ نفره هستم. ۲۶ اسفند (۱۷ مارچ) قرار بود که ساعت ۲۰:۱۰ با هواپیمایی «ایران ایر» از تهران به پکن پرواز کنیم. پرواز با تاخیر ۵۰ دقیقهای انجام شد و ما بعد از ۶ ساعت و ۴۵ دقیقه در آسمان بودن، به پکن وارد شدیم. حدود ۵ ساعت در فرودگاه …
ای موسیقی نهفته در سینهی کوه مقابل، ای وهم آشفته در آشیان مرغان سخنگو، ای معنای بسیط چهرهی پشت پرده، … چیزی هست… … انگار، کالبدم بُعدها را گم کرده، انگار، ثباتم از ثبوت گسسته، انگار گیتی احساسم درهم شکسته، … چیزی هست… … میدانم… به حرمت رنگ گرم چشم مرد سیاح، سوگند، که این بار …
دستور دادم؛ به ذهنم، که اکتفا نکند. به عاطفهام، که تسلیم نشود.
در ابتدای این نوشتار میخواهم دو اتفاق را برایتان تعریف کنم. هر چند که قبلا آنها را نقل کردهام، اما احساس میکنم گفتنش برای درک موضوع ضرورت دارد. ۱- یک دوست سوئیسی دارم که تاکنون سه مرتبه به ایران سفر کرده است. وقتی برای اولین مرتبه او را در ایران دیدم و با هم آشنا …
این متن را به درخواست حسن ظهوری برای خبرگزاری میراث فرهنگی نوشتم. نوشتهی من کامل نیست و تنها ناخنکی به موضوع است، اما این ایدهی خوبی است که اگر کسی خواست برود و بر روی این موضوع «سنت سفر در نوروز» کار کند.
قبل از هر چیز باید بگویم که نظر این دوستم در نوشتهی قبلی، بسیار برایم حائز اهمیت بود و هست. در واقع اینگونه اظهار نظر را پیشبینی میکردم تا جاییکه، بعد از اینکه متن قبلی را نوشتم، پانوشتی هم برایش گذاشتم، ولی بعد حذفش کردم تا دیگران خود را سانسور نکنند و بنویسند هر چیزی را که …
۱- یک وقتی میخواستم نویسنده بشوم: یک پروژه خیلی سخت در خوزستان قبول کردم. تابستان بود و دمای هوا گاهی متجاوز از ۵۰ درجه سانتیگراد میشد و من در عین حال مجبور بودم زیر نور مستقیم و گرمای شدید آفتاب کار کنم و یادم هست که یکمرتبه از شدت گرما بیحال افتادم. به هر حال پروژه را انجام دادم و بعد از چند …
چهارشنبه: در صندلی عقب تاکسی میان دو مرد نشسته بودم و در افکار نه چندان منسجمم غوطه میخوردم. اما نمیدانم چه چیزی باعث شد به کسی که کنارم و نزدیک شیشه نشسته بود نگاهی بیندازم. پیرمردی بود حدود ۶۵ ساله. کمی غیرعادی نشسته بود، به این معنی که تقریبا تمام هیکلش رو به شیشه اتومبیل و پشتش به من بود. …
۱- سالی که از راه میرسد سال ببر است. ۲- من در سال ببر به دنیا آمدم. ۳- روزهای شروع سال ببر را در کشوری سپری خواهم کرد که در جشنوارهها و کارناولهایش همیشه ببر و اژدها با هم میجنگند. نتیجه: من ِ ببر بعد از سه دورهی دوازده ساله، اینبار در سال جدید باید با اژدهای درونم …
فردا ۲۰ اسفند است. ۱۸ دقیقهی دیگر شروع میشود.
دوستانی از بنده خواستهاند که دربارهی مجتبی گهستونی، خبرنگار حوزه میراث فرهنگی خوزستان و مقیم شهر اهواز، مطلب بنویسم و برای آزادیاش تلاش کنم. بنده با کمال میل این مهم را انجام میدهم. قابل ذکر است که مجتبی هنوز در بازداشت (احتمالا در تهران) است و خانوادهاش نگرانند. شناختی که بنده از او دارم دلسوزی عمیقی است که نسبت به …
مرور مختصری بر کتیبه بیستون کردم و علاوه بر سوالاتی که در نوشتهی قبلی به آنها اشاره کردم، موضوعات و سوالات دیگری نظرم را جلب کرد که در اینجا بیان میکنم. همچنین ایدهای هم دارم که شاید بتوان آن را اجرایی کرد. در همان سطرهای ابتدایی کتیبه، داریوش میگوید: “و داریوش شاه اعلام میکند: پدرم …