گاهی من هم مثل همه، مثل همین حالا، دوست دارم که هیچ جا نباشم. دوست دارم دور باشم.
در این “گاهی” علاقمندم که درگیر هیچ رابطه انسانی نباشم. علاقمندم که از هر کنش و هر واکنشی گسسته باشم.
در این لحظات در دنیای داخل و خارج خودم به دنبال گوشه دنجی می گردم تا بروم آنجا، چمباتمه بزنم و بیاندیشم.
مدیریت رابطه های انسانی پیچیده و جانفرساست. متصل نگه داشتن حلقه های روابط میان آدمیان شرایط دشواری را ایجاد می کند که برای تاب آوردن در آن میان به نیرویی مافوق نیروی آدمیان نیاز است.
برای یک انسان کنش مند، بازی زندگی با مردمان، همچون حضور در جایی است که دو نیروی متضاد از دو سو دو نیمه بدن را به سمت خود می کشند. حتی گاهی سخت تر از این است.
اتفاقات همیشه بر یک مدار مشخص نمی چرخند و دامنه تحولات فراتز از درک ماست.
تمام شدن همه این سختی ها، آن چیزی است که مرگ را خوشایند می کند.
دیدگاهها
سلام
قبول ندارم که دامنۀ تحولات فراتر از فکر ماست. تفکر و اندیشۀ انسان میتونه بر همه چیز حاکمیت پیدا کنه. قدرت اندیشۀ انسان بینهایته و میتونه از همه چیز سر در بیاره. فقط کافیه که انسان بخواد که ازشون سر در بیاره و راهشو درست انتخاب کنه.
موفق باشی
………………………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. باید قبول کرد که آدم در برابر زمان و در برابر هستی و اتفاقات اون هنوز خیلی ناچیزه. هنوز خیلی ناچیزه.
فارق از تمام این آدم ها آرزوست. امروز با یک دوست در مورد تنهایی صحبت میکردم و در آخر واژه مرگ چه شیرین بود!
………………………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام.
آرش عزیز تو الگو و امید ما راهنماها هستی .میدونم فشار کاری زیاده و مخصوصا در مشهد به اوج خودش رسید .میدونم خیلی سرت شلوغه و همه ازت انتظار دارند.همیشه سفر ها رو تو هدایت میکردی و به سر انجام میرسوندی اما بیا و چند روزی استراحت کن و مثل همیشه پر انرژی برگرد ………..
………………………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. بله، واقعا به استراحت احتیاج دارم که فعلا ظاهرا امکانش نیست.
سلام آرش جان. خسته نباشی. حق داری گاهی واقعا آدم نیاز داره رها بشه از همه گرفتاریهای ریز و درشت این دنیا
اینطور وقتها واقعا چمباتمه زدنی که گفتی خوبه. من این وقتها دلم میخواد تکیه کنم به دیواری که محکمه به آدمی که پشتم رو خالی نمیکنه و شده چند دقیقه ای فارغ شم از دغدغه ها
………………………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. گاهی فکر می کنم برای من رها شدنی وجود نداره.
سلام به خودكشي فكر مي كنيد؟
………………………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. فعلا، نه.
سلام
میدونم خسته ای
میدونم با کلی آدم زبون نفهم بحث کردی
میدونم بیمار شدی
میدونم دوست نداشتی …………
ولی چه کنی که مجبور بودی بخاطر ایران ،به خاطر مهمون خاصی که داشتی و به خاطر هدفی که بچه ها به سختی قدم اولش رو برداشتند سکوت کنی و دم بر نیاوری.
من سرتعضیم فرود میارم و ازت بسیار ممنونم
اگر در راه هدفت هر کمکی ازم بر میومد بسیار خوشحال میشم که کمک کنم .
………………………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. من خوشبختم که دوستان خوبی دارم.
خسته نباشيد بعد از اينهمه دوندگي و جريانهاي پرمسئوليت طبيعي است كه دلتان تنهايي بخواهد من اگر جاي شما بودم چند روز فقط براي دل خودم يك جاي دور ميرفتم گوشيمو خاموش ميكردم و با سكوت همراه ميشدم. جواب ميدهد ها
………………………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. باور کنید این مورد برای من آرزو شده. اگر بشه، حتما این کار رو می کنم.
واقعن این مدیریتِ بسیار سختِ
چقد خوب میشد اگه میشد یه مدت دور شد…اما ترسم اینه که نکنه این یه مُسکنِ موقتی باشه…
حس و شرایط تون رو میفهمم، به خوبی. با این تفاوت که من شخص دیگری هستم و شما نیز … و این یعنی کُلی تفاوت…
……………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. سپاس از توجه شما.
سلام داداش
اين هفته ميرم به يك قله زيبا بنام شجاع الدين در اطراف قزوين . بهت قول ميدم در طول مسير اينقدر زيبايي هاي طبيعت رو ببيني كه براي چند ساعت هم كه شده مشكلات زندگي رو فراموش ميكني و انرژي دو چندان بگيري . زيباترين منظره نمايي از مجموعه قلل برفي البرز مركزي هست كه انگار در يك قاب عكس پانوراما قرار گرفته اند . با من همراه شو قربونت بشم
……………………………………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. فدای تو که همیشه مثل برادر با منی. اگر جمعه تهران باشم، حتما میام باهات.
سلام آرش خان از اولين آشنايي ما حدود ده دوازده سالي مي گذره. نمي دونم اصلا منو يادت مياد يا نه ؟آشنايي چندان طولاني نداشتيم. اما چند وقت پيش كه در تلويزيون ديدمت و چند سال پيش كه چندتا مطلب ازت در امرداد خوندم ياد سفر كاشانمون افتادم تا امروز كه اتفاقي سايتت رو ديدم و گفتم برات مطلبي بذارم. از همون موقع ها هم به سفر و گردشگري علاقه داشتي . حالا كه خيلي جدي تر درگيري .موفق باشي.
……………………………………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. راستش نشناختم. ولی لطفا بهم ایمیل بزن و بیشتر از خودت بگو تا یادم بیاد. nooraghayee@gmail.com
سلام
اولین باری که تو پارک لاله سعادت دیدارتون داشتم …همون جا فرمودید تو این کارا خستگی هست ولی من (که شما باشید )گفتید من هی خسته میشم ولی باز شروع میکنم و اونجا پیشنهاد دادید که ما هم خیلی رو طرحمون (ایران شناسان)فکر کنیم…که متاسفانه واقعا سنگ انداختند ….
به همراه اقای میلانی سعادتی شد تو گردهمایی 8 شرکت کنیم و از همون ورورد به مشهد به خودم میگفتم کاشکی گزدهمایی هشتم تو یه شهر کم گردشگر بود چون سود چند جانبه داشت…ولی خوب زحمت خیلی زیادی کشیده شده بود و آقای میلانی هم میگفت من تعجب میکنم که با این وضع اقتصادی مراکز متولی … یه انجمن خصوصی باز با این کیفیت داره برگزار میشه…راستش تو کنفرانس خبری اگر یادتون باشه اومدم پیشتون ولی از شدت سردرد فک میکنم سر ناچاری لطف کردید دست دادید و اصلا جایی رو نمیدید… که تا آخر شب فکر می کردم چند نفر آدم دغدغه شما رو تو ایران درک میکنن…حتی میگقتم چند نفر از همگروهی هاتون دغدغه شون مثل شما است…خواستم بهتون بگم درسته خیلی کار سختی دارید انجام میدید و هیچ سودی هم ندارید و به قولا حتی منشی هم ندارید ولی تو دله جوون هایی مثل من همیشه شما یه الگو هستید در قالب کار عملی…دوست داریم تو کارهاتون دانشجو ها رو دریابید و ما رو هم درگیر کنید حداقل بچه های ایران شناسی و ….تو فکر یه کار جدید هستیم …درسته ایران شناسان خستمون کرد ولی دوباره میخواهیم شروع کنیم…دوستتون داریم….
……………………………………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. سپاس از محبت شما و ببخشید که نشد خیلی میزبان خوبی باشم. با بچه ها هماهنگ کنید بیایید تا با هم حرف بزنیم. شماها با انگیزه هستید و میتونید کارهای بزرگی انجام بدید. باید به کارهاتون و نتیجش امیدوار باشید و پیش برید. به امید موفقیت شما و به امید دیدار نزدیک.
سلام
اگر ناراضی هستی ، سبک زندگیت راعوض کن.
اگر راضی هستی ، گلایه نکن.
اگر از گلایه کردن خوشت میاد ، پس به یک مشاور احتیاج داری.
.
ولی من اگر جای شما بودم:
به کوره راه هایی فکر می کردم که به همت من بزرگراه شده.
به گام هایی فکر می کردم که برای رسیدن به موفقیت برداشتم و موفق هم شدم.( چراکه بسیاری از آدمهایی که تلاش می کنند، موفق نمی شوند)
به توقعاتی که ایجاد کرده ام و توانایی پاسخ به آنها را هم دارم.
به اینکه در این مسیر بدون آنکه بخواهم ، نه مدیر یت ،بلکه رهبری گروهی را بر عهده گرفته ام که حالا کنار کشیدن من تخریب بسیاری از آرزوها و اندیشه ها وعملکردها ی آنهاست. تفاوت مدیر و رهبر را که می دانی. رهبر حق ندارد گلایه کند یا دوستدارانش را تنها بگذارد.
به اینکه کنار کشیدن من ،سقوط است. بخشی برای خودم ، بخشی برای آنهایی که در دنیای سرگردانی و بی سر و سامانی اندیشه های خود ، مرا پناهگاه خود قرار داده اند.
به بسیاری چیزهای دیگر می اندیشیدم که فقط من می دانم و خدا و قرار هم نیست دیگران چیزی از آن بدانند.
شما راه بی بازگشتی داری دوست من. نیمه پر زندگی شما زیباست. از بیرون به خودت نگاه کن. نیمه خالی را هم می توانی زیباتر بسازی. این دو منافاتی با یکدیگر ندارند.
……………………………………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام به شما که همیشه لطف داری و مسائل رو خوب می بینی.
شاید مشکل اصلی اینجا باشه که این سایت من، بازتاب بخش وسیعی از وجود خودمه. از اینجا هم پروژه ها رو هدایت می کنم و هم دل نوشته های خودم رو بدون سانسور می نویسم. هم از علایقم می نویسم هم از ناراحتی هام.
راستش هرچی فکر می کنم، نمی تونم خودم رو راضی کنم که چهره بیرونی خودم رو از چهره درونیم جدا کنم. این موضوع گاهی دوستان و آشنایان رو دچار تناقض می کنه.
هرچند که شاید همه نوشته ها و رفتارهای من برای دوستانم، حتی نزدیکترین دوستانم خوشایند نباشه و ترجیح بدن که من همه چیز رو اینجا ننویسم و نگم، اما میدونم که بعدها این سایت یک الگو میشه برای کسانی که میخوان در بحبوحه ی کنش های اجتماعی، رفتارها و افکار شخصی خودشون رو خیلی صریح و شفاف بیان کنن. اینکه آدم رازهای کمتری برای پنهان کردن داشته باشه، برای من خیلی خوشاینده. من تحمل پیچیدگی انسانی رو ندارم. البته فقط دارم سعی می کنم که با خودم شفاف باشم، اما راستش هنوز به چیزی که میخوام باشم، نرسیدم.
هر وقت خسته بشم، از خستگیم می نویسم. هر وقت خوشحال باشم اون رو هم بیان می کنم. گاهی عجله می کنم. گاهی کلا نمی نویسم. گاهی بد میشم و گاهی می بخشم. همه اینها یعنی نمونه ای از رفتارهای یک آدم با همه رفتارهای مربوط به آدمیت.
آقای نور آقایی -آقا آرش
سه تا آقا نوشتم
سه بار سلام
چون سلام به همراه خود برای هر دو طرف سلامتی می آرد
شرح حالی که نوشته اید دو حالت دارد:
1- اگر موقع تنها کز کردن در گوشه ای به دور از هیاهو , بی اختیار شروع به زمزمه کردن می کنید
مثلا زیر لب و با زمزمه می خوانید (دانای نای نای نا نایی نای نای نانای نای) این نشانه این است که به یک مشاور متخصص در امور روان انسان احتیاج دارید و روانتان از فرط خستگی زیاد می خواهد بیمار شود یعنی در ابتدای بیمار شدن است , اما سوپاپ اطمینان بدن که همان زمزمه کردن باشد , بکار می افتد البته گاهی به جای زمزمه , خنده بی خود , عملکرد دفاعی بدن در بروز تنش های وارده به بعد سوم انسان یعنی روان است
2- اگر نه این است که در بند 1 گفتیم ! پس طبیعی است و ویژگی شغلی شما که دایم در سفر هستید ایجاب می کند مدتی ثابت و در سکوت باشید دقیقا بر عکس ما ! که شغلمان نشستن در محل ثابت است و دوست داریم در سفر باشیم یا سفر نامه بخوانیم!
خوش باشید!
……………………………………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. سپاس از توصییه های شما. موفق باشی رفیق.
اتفاقا به اين بعد قضيه هم فكر كردم.شما درست مي گي .ولي براتون مثالي مي زنم:من مادر يك خانواده ام.خانواده اي كه قراره همين يكي دوماه آينده يك عضو ديگه هم بهش أضافه بشه.روزهايي كه غمگينم همه غمگينند.روزهايي كه خوشحالم همه خوشحالند.اونقدر كه خيلي چيزهايي رو كه نارا حتم مي كنه اگر بشه ،ممكنه أصلا بهم نگن كه نكنه فضاي خونه فضاي غمگيني بشه. من هم زمان زيادي است كه عادت كرده ام دلتنگي هام رو دروني كنم تا بقيه احساس ناراحتي نكنن .من وقتي مطالب شما رو مي خونم و ناراحتي شما رو حس مي كنم.ياد خانواده خودم مي افتم.فكر مي كنم كه آدم هاي اطراف شما وقتي شما رو ناراحت مي بينن نه تنها ناراحت مي شن بلكه نااميد هم ميشن.شما حكم همون سرپرست خانواده اي رو داريد كه وقتي ناراحتيد ، ناخودآگاه حسي از نااميدي رو به آدمهايي كه دوستتون دارند و يا به ارزشهاي وجودي شما واقفند انتقال مي ديد.اما مطمءنم كه شما هم حق داريد. شايد من يك طرفه به موضوع نگاه كردم. از اين بابت عذرخواهي مي كنم.
……………………………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. 1- مبارکه، 2- شما نقطه نظرتون رو گفتید و من خوشحالم و اتفاقا همیشه از این تحلیل های اساسی خوشحال میشم، 3- سپاس.
ميدوني آرش آدمهايي كه به فرصت كوتاه زندگي آگاهن و به توانايي هاي خودشون؛ هميشه انتظارشون هم بالاست و راحت راضي نميشن. هميشه گفتم خودتم بهتر ميدوني كه چقدر از خودت توقع داري و اين چقدر فرساينده ست.
گاهي بايد چشمها رو ببندي گاهي فقط بايد براي خودت باشي. شده چند لحظه.
ميدوني كه حرفهام هيچ وقت تعارف نيست؛ تو بلند همتي و براي ارزشي كه بهش اعتقاد داري همه جوره ميجنگي؛ اما اينم يادت باشه كه تو غير از اينكه سرمايه اي براي ايراني؛ يك انساني كه حق زندگي داره. بيا و يه لحظه هم براي خودت باش
به قول “يك آشنا” نيمه پر ليوانت انقدر چشمگير هست كه براي خودت دمي آسايش رو روا بدوني
خوب و خوش باشي هميشه
…………………………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. گاهی نمیدونم چی بگم. همیشه با خودم فکر می کنم که کلی کار هست که باید انجام بشه. از طرفی فشارها نه اینکه خسته کننده باشه، بلکه بیشتر افسرده کننده است. من از سختی کار هرگز نمی ترسم، اما نسبت به حسادت ها و حقارت های موجود در اطراف به شدت ضعف دارم. در صورت مواجه شدن با این موضوعات ترجیح میدم به گوشه ای بخزم و تنها باشم. اما ظاهرا در سرنوشت من رهایی وجود نداره. انگار یک موتوری روشن شده و باید آنقدر کار کنه تا از کار بیفته.
به هر حال، سپاس از محبت تو.
سلام
زندگی بی امان پیش می رود
منتظر نمی ماند که دست به دستش دهی
روان است ، جریان دارد
سیال است و تو را در خودش غرق می کند
به اعماق می کشد و از روی جسدت عبور می کن
زندگی همین است ، بی رحم …
و ببخشید اگر اول زندگی ننوشته :
کمربندها را ببندید ، این ماشین ایربگ ندارد!
…………………………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. سپاس.
آرش عزیز ، مرد
تو بار سنگین همه مشکلات گردشگری رو به دوش میکشی و یک تنه در مقابل این همه هجمه وایسادی …
آرش درسته ما مثل تو نمیتونیم موثر باشیم ولی تا پای جان ایستاده ایم کنارت
روزهای سختیه، خیلی سخت ولی روزهای خوبی خواهیم داشت.
تو در دیوار صنعت گردشگری یادگاری رو به جای خواهی گذاشت که هیچ کسی در هیچ جای دنیا قادر به انجام آن نبود
آرش می ستایمت
…………………………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. سپاس از همراهی، همدلی، لطف، محبت و توجه تو. امیدوارم همیشه پر انرژی و شاد باشی.
سلام ارش عزیز
برخلاف بعضی از دوستانمون ، این احساس طبیعی ات رو درک می کنم . شما دو برنامه سنگین رو پشت سر گذاشتی و در هر دو با تمام انرژیت کار کردی و از جسم و فکرت مایه گذاشتی حالا باید به نقطه ارامش برسی . این حق شماست.
فقط بدون که خیلی ها از داشتن چنین دوستی به خودشون می بالند. ازت سپاسگذاریم که فرصت اشنایی با اینهمه دوستان مهربان و بی ریا رو برامون فراهم اوردی. چه کسی این وقت و هزینه رو داره که طی سه یا چهار روز بتونه با دوستان همدل خودش از همه استانهای کشور اشنا بشه و ارتباط کاری بگیره. اینهمه ایده و فرصت رو مدیون ای گردهمایی ها هستیم. و حالا هم که فرصت طلایی اشنایی با دوستان از کشورهای دور و نزدیک پیش رو داریم. به این فکر می کردم که ما و حتی دوستانمون در شهرهای دور با این گردهمایی ها می تونن ارزوهاشون رو باور کنند و ناشدنی ها رو ممکن بدونن. حضورت امید بخش ماست.
شاد و سلامت باشی دوست خوب
………………………………………………………………………………………………………………………………………..
جواب: سلام. سپاس از اینکه درک می کنید. موفق باشید.
دلمون به مرگ خوش بود که اونم اینجوری شد.
………………………………………………………………………………………………………………………………………..
جواب: سلام. چه اتفاقی برای مرگ افتاده؟ من خبر ندارم.
شوربختانه تجربه ثابت کرده هرگاه برچسب “خوشایند” بر چیزی زده شود سراغت نخواهد آمد فقط در صورتی که تکدر خاطر باشد و سختی آورد و نامش لرزه بر اندام بیاندازد مانند اجل معلق ظاهر خواهد شد. “مرگ را میگویم” نگران نباشید اتفاقی برایش نیافته فقط خواستم بگویم فعلا انتظارش را نکشید تا به وقتش….(که امید دور دور باشد)
…………………………………………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. سپاس.
استاد جان درود
من هر وقت دچار اين حالت مي شوم فقط و فقط به وبسايت شما سر مي زنم . تنها جايي كه احساس مي كنم روحم به نگارنده ي آن كمي نزديك است و دردهاي مشترك داريم… استادجان اگربرايتان امكان دارد شماره تماستان را برايم بفرستيد تا در مورد مساله عسلويه با شما مشورت كنم . خيلي نياز به همفكري دارم… سپاسگزارم
…………………………………………………………………………………………………………………………………….
جواب: سلام. ارادتمندم. 09123144795
من بعد از خوندن سايتتون ( تا اينجا) متوجه شدم كه شما انسان شجاعي هستين در مورد خودتون، چون احساسات انساني تون مثل درد يا رنج… رو آزاد ميذاريد و مي نويسينشون، پشت هيچ نقاب ِ مثبت انديشانه ايي قايمشون نمي كنين، شما با اين نوشته هاتون به من نشون دادين لازم نيست هميشه احساس خوبي داشته باشم، بلكه بايد با احساسات ناخوشايندم روراست باشم.
اينم متوجه شدم كه احساسات ناخوشايندتون رو راحت تر از احساس هاي خوبتون مي نويسين( خوشايندها قلم متفاوتي دارن و اغلب پيچيده مي نويسيدشون)
……………………………………………………………………………………………
جواب: سلام. سپاس که میخوانید.
سلام
آرش جان چرا تو باید همه کارها را انجام دهی بزار نسل های بعدی و دوستانت انجام دهند همیشه که تو نباید ایده بدهی و ایده هات را هم به سرانجام برسانی بگذار بقیه هم حس مسئولیت کنند و انجام دهند.
تا وقتی نمردی زندگی کن مرگ خودش خواهد آمد.
…………………………………………………………………………………………………………..
جواب: سلام. سپاس که تذکر دادی.