بایگانی برچسب: مرگ

عمو علی

مرد. عمویم مرد. با رفتنش بسیاری چیزها که تمام شد. زنش چند سال پیش فوت کرده بود. من بعد از فوتش از ماجرا خبردار شدم. همین اتفاق هم برای مرگ عمویم اتفاق افتاد. چند سال اخیر از عمو و خانواده‌اش بی‌خبر بودم. خانواده‌ام هم چندان خبری نداشتند از او و خانواده‌اش. دو پسر دارد. یکی‌شان …

میم مرگ

میان «من» و «مرگ» فقط یک حرف فاصله است، اما این حرف، چقدر حرف دارد! «م» آغاز من است، آغاز مرگ هم هست، و میان این دو تمام ماجراها اتفاق می‌افتد: میل، محبت، معشوق، معنا، ملال، مستی، موسیقی و میلیون‌ها دقیقه‌ای که می‌آیند و می‌روند و ما نامشان را «زندگی» می‌گذاریم. من، موجودی موقتی‌‌ام! موقت …