ردّ ستارهای را گرفتم و از سرزمینِ سادگی تا ساحلِ سرگردانی سفر کردم. چه ساعتهایی که در میان سبزهها نشستم، گاه سینه به سپیدارها چسباندم و زیر سایههاشان سرشار از سرود سکوت شدم. و چه سحرهایی که سر به سجدهٔ گل سرخی نهادم. ولی در آخر دانستم، گرچه با سرمستی در پی هر سوسویی به هر سویی …
هر بامداد شاخهٔ شعرم را با شعاع نور خورشید سیراب میکنم. پر از شور میشود و شیرین میخندد، شوق میکند و شکوفه میدهد. وانگاه یک شقایق شیدا میروید از آن، که شمعِ شب میشود و شورش دلی را به شمیم مویی و شانهٔ امنی مشتاق میکند.
برگ پاییز را ببین! گویی شعله گرفته شاخه
در آن شبگردیهای هر شبِ من در شهر بیخوابِ چشمت، کاخ باشکوهی بود که به تماشایش میایستادم. کافهای هم بود که در آن مینشستم و عشق مینوشیدم، در فنجانی لبریز از نگاهت. شاید یادت نیست، اما تو هم باران میباریدی با حضورم. هر شب قصه این بود که من با دست خالی از تو بازمیگشتم؛ …
تبریز خیلی مؤدب با لباس شیک مجلسی روی صندلی نشسته بود. رشت از راه رسید، چترش را پشت در گذاشت و از همان قدم اول «تی جان قربان، تی بلا می سر» گویان شروع کرد به احوالپرسی با حاضرین. کرمانشاه و شیراز زودتر از بقیه به مهمانی آمده بودند، یکی با تنبور و دیگری با …
شانزدهمین شماره از مجلهٔ فارسی میراث و گردشگری گیلگمش با سردبیری سمیرا محبعلی در ۲۴۰ صفحه منتشر شد. در این شماره نیز هفت خوانِ «چهارراه»، «رهگو»، «رهیافت»، «راهنامه»، «رهآورد»، «همراه» و «روبهراه» برای خوانندهٔ مشتاق گسترانیده شدهاند تا از شگفتیهای پر رمز و راز این کرهٔ خاکی پرده بردارند. در این شماره از گیلگمش فارسی، …
«تِرِزا سامپسونیا» (Teresa Sampsonia) حدود سال ۱۵۸۹ میلادی احتمالا در اصفهان متولد شد. او در یک خانوادهی اشرافی چرکِسی (قفقازی) مسیحی ارتدوکس متولد شد و در دربار شاه عباس پرورش یافت. پدرش «اسماعیلخان» (سامفوفوس) برادر همسر شاه محسوب میشد. او در جوانی به سوارکاری، گلدوزی و نقاشی علاقهمند بود.در سال ۱۶۰۸ با «رابرت شِرلِی»، جهانگرد …
رویداد ملی عملی و تجربی صنعت گردشگری کشور با هدف احیای هویت فرهنگی اقوام ایرانی در عصر دیجیتال از ۲۸ تا ۳۰ اردیبهشتماه ۱۴۰۴ در دانشگاه صنعتی امیرکبیر برگزار شد. آرش نورآقایی، مدیرمسئول فصلنامۀ میراث و گردشگری گیلگمش و نشر نوسده از سخنرانان مدعو این رویداد بود و از «غنای محتوای متنی با بهرهگیری از …
رونمایی از کتاب «۱+۱۰۰ روایت از اسکلتهای محوطههای باستانی فلات ایران» به میزبانی موزۀ ملی ایران، انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران و نشر نوسده در تاریخ ۱۵ اردیبهشتماه ۱۴۰۴ در سالن ایران باستانِ موزهٔ ملی ایران برگزار شد. دکتر جبرئیل نوکنده، رئیس کل موزهٔ ملی ایران در افتتاحیهٔ این نشست به حضار خیر مقدم …
اگر چشمان تو، دستهایشان با هم توی یک کاسه نبود من اسیر نمیشدم!
ساختمانی که در تصویر زیر مشاهده میکنید در نزدیکی پل «ریالتو» در ونیز، هنوز به اسم Fondaco dei Persiani شناخته میشود. هرچند ساختمان قبلی (ساختمان اصلی) در سال ۱۸۳۰ تخریب شد و به جای آن بنای جدیدی با عنوان Palazzo Ruzzini ساخته شده است، اما هنوز با نام قبلی هم معتبر است. Fondaco dei Persiani …
در هر سَحَر پیکر واژههایم را با گلاب دوآتشهٔ قمصر تطهیر میکنم و با جامهٔ پاکیزۀ سَرگل زعفران قاین میپوشانمشان، وانگاه غزلی میسرایم برایت شاید که سِحر شوی به رنگ و بویشان!
من؛ خودی که از خود خسته است و حتی خسته از خستگی، از تکرارِ گناهی که نه لذت دارد نه فراموشی، فقط زخم میزند هر بار، همانجا، روی همان خاطرهی بیمرهم.