دو: چه بسیار انتقام او که در رفت را از کسی که جا ماند گرفتیم. یک: آدمها میمیرند، این اذیتم میکند.
گاهی ریتم تند روزمرگی مجال نمیدهد تا این روزها، دمی خود را در چگالی بیحد غروب زمستان رها سازیم. ما نیمکرهای را میپیماییم تا به زیبایی برسیم و در آن انتها، آن یک وجب را جلو نمیرویم تا مبادا دستمان از آب اقیانوس تر شود. گاهی زندگی ما، عجلهی ماست برای مردن. مخصوصا در زمستان.
ساختمان زورخانه شکل و نمای داخلی و خارجی ساختمان زورخانه (به خصوص در قدیم) به تکیهها و تکیهها به خانقاهها و خانقاهها به آتشکدههای دوره باستان ایران شبیه است. این شباهت از نظر مسلکی میتواند مربوط به تصوف و همچنین پیروان مکتب فتوت (جوانمردان و عیاران) باشد که زاییده فکر ایرانی بوده و از فرهنگ …
مقدمه بدون شک، ورزشهای مختلفی در عهد باستان در ایران وجود داشته، ولی نشانهای از وضعیت زورخانه در آن دوران موجود نیست. از شواهد برمیآید که ایرانیان قبل از اسلام هم محل و مکانی برای ورزشهای غیرصحرایی خود داشتهاند، اما دوران صفویه را میتوان دوره رشد و شکوفایی ورزش و خصوصاً ورزش باستانی دانست. در …
دو کار خوب دنیا، سفر کردن و نوشتن است. اما بعد از این دو کار خوب دنیا، دو کار خوبی هست که خدا میتواند برایمان انجام دهد و آن لال کردن و تنها گذاشتن ماست. …. پینوشت: دیدم از هر چه مربوط به دنیا و خداست، چیزی هست که بالاتر است. عشق… اگر دو رویهی …
امشب شب یلداست… امشب چه شبی باید میبود برایم، بماند. اما امشب، شب نشینیام با نانوشتههاست و خلوتم با ناکردهها. چرا که بیش از ده مرتبه خواستم چیزی بنویسم و نشد. و… به دیدار دوستی رفتم و نشد. دعوت دوستی را نپذیرفتم و نشد. پیامهای شادباش آمد و نشد. حافظ خواندم و نشد. به مولانا پناه بردم …
مقصد: سفر هدف: فراموشی
خوزستانیها به مندائیان یا صابئین، “صبی” (به ضم ص و تشدید ب) میگویند که از ریشه “صب” عربی به معنای ریختن آب گرفته شده است اما مندائیان معتقدند که عنوان “مندایی” از کلمه آرامی “مندا” به معنای علم و عرفان و معرفت آمده است.
“فکر نمیکردم که در دامغان این همه جاذبه تاریخی وجود داشته باشد.” این سخن بسیاری از گردشگرانی است که با تور به استان سمنان و شهر دامغان سفر میکنند. یکی از ویژگیهای سفرهای گروهی درقالب تور، این است که گردشگران نسبت به مقصدی که به آن سفر میکنند اطلاعات خوبی کسب میکنند. این اطلاعات شامل …
پروفسور اوهاشی بیش از چهار دهه سابقه استادی و معلمی در دانشگاههای ژاپن دارد. وی سمتهای اجرایی مختلفی در دولت کشورش داشته و همچنین تجربههای فراوانی در حوزه توریسم دارد. در زیر فرازهایی از گفتهها و پیشنهادهای وی را در مصاحبه با دکتر علی رحیمپور میخوانیم:
این درد اشتیاق، قصد جانم میکند هر شب. مرغ دل بیقرارم، سودای دام عشق میکند هر شب. دلم به امید صدایی که به او رسد، نالهها میکند هر شب. دل از من برد و روی از من نهان کرد، زین سبب دلم خون میکند هر شب. … حافظ…حافظ…حافظ… ای کاش، تو نمیبودی یا نمیمردی… یا …
به خدا اگر نبود توان نوشتن. میمردم این شبها از هجوم اندیشهها… ای کاش صبح نیاید.
در خلوت خفیف خودت میاندیشی…کمی یا مدتی… اما بعد، چنان که گویی توان با خود تنها بودن را نداری، میگریزی. پرتاب میشوی به دنیای خارج…با نیروی گریز از مرکز… آنگاه… فریاد درهم ذهن را در بیابان سفید کاغذ سر میدهی. آیییییییییییییییی