عشق: گیلگمش و انکیدو، دشمن (هوووه) را مغلوب میکنند و به شهر بازمیگردند. در این بخش از داستان بازگشت انکیدو چندان قابل توجه نیست، اما گیلگمش پهلوان مورد توجه «ایشتار» قرار میگیرد: “ایشتار بانو-خدای در زیبایی او (گیلگمش) دید: گیلگمش بیا و جفت من باش… تو مرد من باش که من به جان میخواهم جفت …
اوایل «انقلاب» بود. «۱۲ فروردین». قرار بود «حقیقت» روشن شود. حالا ۳۰ سال گذشته… آدرس: اوایل «انقلاب»، «۱۲ فروردین»
به عکس زیر نگاه کنید: ۱- تفسیر هر آنچه در تصویر بالا میبینید با خودتان. فقط بدانید که این عکس را با موبایل از ویترین یک مغازهی جواهرفروشی (عتیقهفروشی) گرفتهام. ۲- نمیدانم به عکس بالا مربوط است یا نه، اما در نزدیکی این مغازه، موزهای هست. رفته بودم آنجا تا با مدیر مربوطه در رابطه با نوشتن …
آمده بودم چیز دیگری بگویم که با نوشتهی یکی از دوستانم در بخش نظرات نوشتهی قبلی (دیلمان در دو روز) روبرو شدم. یکٌه خوردم. حالم بد بود، بدتر شد. آنقدر که نمیدانم چه میخواهم بنویسم…او برایم نوشته: “روزهای زیادی است که به خاطر نوشتن مقالهای در باب {ارتباط قدسیت دین و فرایند قدسی نمودن اعتقادات …
پا در سفر: گیلگمش و انکیدو به دستور «شمش»، خدای خورشید به جنگ «هوووه» (هومبابا / خومبابا) میروند. «هوووه» عفریتی است که از جنگل درختان سدر خدایان نگهداری میکند. آن دو قبل از سفر سختی که در پیش دارند، به دیدار مادر گیلگمش (ریشت) که روشنبین و داناست میروند. سپس با دعای خیر مادر و …
جلسهی این هفتهی “انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران” (جلسهی فرآوران) این هفته ۳/۹/۸۸ استثنائا در محل همیشگی برگزار نمیشود. برای جلسهی روز سهشنبه لطفا به آدرس “مؤسسه عصر اندیشه، واقع در میدان فاطمی، خیابان یکم، کوچه سوسن، پلاک۸، طبقه دوم” مراجعه فرمایید.
در قرن بیست و یکم هنوز هم معابد ساخته میشوند و مردم دسته دسته برای نیایش به آنها روی میآورند. ۱: در یک سالن تاریک گروه کثیری از نیایشگران در ردیفهای منظم نشستهاند و تمام توجهشان به قبلهی پرنور روبروست و در تمام مدت نیایش به هیچ طرف دیگر روی نمیکنند و سخنی بر لب …
حالا که سفرم تمام شده، برای انجام کارهای نشده و ناتمام دورخیز کردهام. یکی از اولین کارهایی که در فکر انجام دادنش هستم (به غیر از کارهای عقبافتاده) نوشتن کتابهایی برای برخی از موزههای مهم ایران و تهران است. به همین منظور چهارشنبه گذشته به «موزه ملی» رفتم و با معاون مدیریت موزه دربارهی کتاب «راهنمای موزه ملی …
رویاهای گیلگمش: در هنگام آمدن انکیدو به سوی گیلگمش، گیلگمش دو مرتبه خواب میبیند و آن را با مادرش در میان میگذارد. هر دو خواب گیلگمش مربوط به انکیدوست و دو مرتبه خواب دیدن وی دربارهی یک موضوع، تاکیدی است بر رویای صادقه گیلگمش که البته بعدتر در داستان، متوجه حقیقت یافتن این رویاها هم …
تا قبل از سفر، چهار متن از تفسیر حماسهی گیلگمش نوشتم. حالا که برگشتهام قصد دارم این سلسله نوشتار را ادامه دهم. به همین منظور یک پوشهی جداگانه به نام «حماسهی گیلگمش» (در سمت راست سایت و زیر عنوان «دستهها») درست کردم و تمام این متنها را در آن قرار میدهم تا دسترسی به همهی نوشتههای …
شاید محتوای نوشتهی زیر برای کسانی که مطالب سایت را در طول سفر بنده مطالعه میکردند و یا در جلسهی آخر (۲۶/ ۸/ ۱۳۸۸) انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران حضور داشتند، تا حدی تکراری باشد، اما این متن را برای روزنامهها و خبرگزاریها نوشتم تا تلنگری باشد برای مسوولان میراث فرهنگی و گردشگری.
این نوشتهی مهدی فتوحی را از دست ندهید. او در این نوشتار به طرز روشنی دغدغههایش را روایت کرده. http://www.mahdifotuhi.blogfa.com/post-608.aspx
در آخرین سفرم، بیش از هر مرتبهی دیگری، به دوربین عکاسی نزدیک شدم. همین موضوع بهانهای شد تا به مضمون این نوشتار کوتاه بیندیشم: به نظر میرسد که اگر دوربین با گردشگر همسفر است و ما این دو را در اغلب موارد با هم میبینیم به این خاطر است که سنخیت متناسب با هم دارند، در واقع هر …