۱- سرگشتگی و کلافگی بیشتر یعنی، تعداد موضوعات بیشتری که از آنها رنج یا لذت میبریم. ۲- اگر رنجها و لذتهای ناچیز روزانه نبود، یعنی سرگشتگی نبود، هر آیینه مرگ بهتر از زندگانی بود. ۳- مرگ بهتر از سرگشتگی است.
هنگامی که تحمل وجود خودت را نداری. هنگامی که زندگیات را سراسر گُه گرفته.
بخشی از «جاماسبنامه» را انتخاب کردهام و برایتان مینویسم. خودتان با حال و هوای این روزها تطابق دهید.
کولهبارمان سنگین است. نه به پیر و نه به پیغمبر، سوگند نمیخورم که با همینها مشکل دارم، اما میگویم، میگویم و میگویم که کولهبارمان سنگین است. کولهبارمان از گذشتهامان، از فرهنگ و از تمدن، از پیشکشوت و از پیر، سنگین است. کولهبارمان از دین، از اخلاقگرایی مفرط بیانجام، از احساس ناکام و از پیغمبر، سنگین …
تا تصمیم میگیرم کمی کندتر بروم، طوری میشود که باید تندتر بدوم.
برای یک استراحت توام با کار، به روستای چلاسر تنکابن رفته بودم. از لحاظ عکاسی خیلی پربار نبود. با این حال…
قبل از سفر اخیرم به تنکابن، موضوعی بسیار ناراحتم کرده بود که با شما در میان میگذارمش. برای «سایت خبرگزاری میراث فرهنگی» متنی تحت عنوان «زیگورات، نماد کوه کیهانی» نوشته بودم که البته عین همان متن در همین سایت خودم هم وجود دارد. خوانندهای که خودش را معرفی نکرده بود و هیچ نشانی هم از خود باقی …
یکی را میشناسم که میگوید: “دلم برای این حکومت میسوزد، چون هر چه خراب میکنند، باز هم چیزهای خوب داریم. دلم برایشان میسوزد، کارشان زیاد است، خسته میشوند.” من هم میگویم دلم برایشان میسوزد، چون هر طور که سعی میکنند نفوس ایرانی را کم کنند، کم نمیشود. ما در جنگ و بمباران کشته شدیم و …
خاتمی خطبه خواند و خبرگان بیانیه داد و خامنهای نامه نوشت… آخرش خدا هم کم آورد. تا جاییکه، سقوط هواپیما در فرودگاه مشهد نتیجهی حواسپرتی خدا بود.
قبلا هم نشانههایی دریافت کرده بودم، اما امروز متوجه شدم که احتمالا، خوشبختانه، در مرز «کتاب – دزد» شدن قرار گرفتهام. و جالب این است که احساس میکنم، بالاخره بعد از مدتها، نسیمی از دانش در وجود من هم وزیدن گرفت. و اما شما، نگران نباشید، به چند دلیل: ۱- هنوز اول راهم و حرفهای …
در حادثهی اخیر سقوط هواپیما (پرواز تهران – ایروان) دو نفر از راهنمایان گردشگری کشورمان جانشان را از دست دادند. سرکار خانمها، «آرام احمدی» و «آناهیتا امینی علوی» از راهنمایان گردشگری بودند که مسافرانشان را در سفر به ارمنستان همراهی میکردند و در این حادثه کشته شدند. از آنجا که هیچ مقام مسئول گردشگری، نسبت به کشته …
متاسفم. به خاطر بسیاری چیزها متاسفم. به خاطر این چیزی که هستم متاسفم. قبلا هم گفتهام، من به همهی دنیا یک پوزش ابدی بدهکارم.
اینکه بالاخره خبری شنیدم، خوب است، اما اینکه مجبور شدهام، بد است. در مورد کتابم حرف میزنم. همان کتابی (عدد، نماد، اسطوره) که چهار سال برایش زحمت کشیدم و چند ماهی است که از طرف وزارت ارشاد منتظر مجوزش هستم. چند ایراد گرفتهاند: باید یک صفحه را به طور کامل حذف کنم. از ستارهی ششپر حرفی …