آدم ها چه ساده، از حماقت خوششان می آید. وقتی می بینندش، دست دور گردنش می اندازند و با هم راه می روند. آخر سر هم عاشقش می شوند و یک عمر زندگی را به پایش می ریزند. همه این ها چه ساده اتفاق می افتد!
دقایقی پیش اَکانت فیس بوکم را غیر فعال کردم. این بدین معنی است که تمایل چندانی به استفاده از وایبر، واتس آپ و … هم ندارم. قصد دارم تا دهم مهر ماه سال جاری مسوولیت هایم را در “انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران” و همچنین “کانون سراسری انجمن های صنفی راهنمایان گردشگری کشور” واگذار کنم. …
بعد از آن آرامش نسبی ۴۰ روزه و استشمام هوای پاک باغ ورسای در روز آخر سفر، حالا مواجه شده ام با هوای آلوده تهران و درگیر شده ام با تنش های روزمره. این است که امشب فقط با بلعیدن تعداد زیادی قرص کدئین توانستم درد شدید سرم را تسکین دهم. ساعتی پیش بر اثر …
از سه قبرستان معروف پاریس، فقط یکی را ندیده بودم. دو گورستان دیگر، یعنی “پرلاشز” و “مونپارناس” را در سفرهای قبلی کشف کرده بودم. امروز تصمیم گرفتم قبرستان “مونمارت” را هم در تنهایی خودم بکاوم. این شد که خط ۲ مترو را سوار شدم و در ایستگاه Blanche پیاده شدم. از جلوی کاباره “مولن روژ” …
امروز من و همسفرانم “آمستردام” را به مقصد “پاریس” ترک کردیم. در میانه راه نیز برای حدود سه ساعت در “بروکسل” بودیم. موضوع هیجان انگیز این است که در مسیر “بروکسل” به “پاریس” در کنار جاده (چندین کیلومتر قبل از رسیدن به مرز فرانسه و در نزدیکی شهری به نام Brugelette) متوجه تابلوی قهوه ای …
چند عکس تقدیم به شما: ۱ ۲ ۳ ۴: همچون صلیب مسیح شده که از زخم پهلویش پرنده های جان می جهند! ۵
“آمستردام” را می توان مصداق مثلث برمودای وجود انسان مدرن تلقی کرد. “رنه دکارت” که روزگاری را در این شهر سپری کرده، همان شخصی است که برایمان نسخه پیچیده: “به همه چیز شک کنید، غیر از خود شک!” و هم اوست که یادآوری کرده: “می اندیشم، پس هستم.” بودن، اندیشیدن و شک کردن را از …
یکی از عادت هایم این است که به فروشگاه موزه های مشهور و باکیفیت شهرها (Museum Shop) سر بزنم. در این فروشگاه ها اغلب محصولات فرهنگی و کتاب هایی وجود دارد که قوه تخیلم را قلقلک می دهد. همیشه در آنجا ایده های خوب در میان قفسه ها نشسته اند و لبخند می زنند. امروز …
تکه ای از نانم را می گذارم لای کتاب و می اندیشم، “من در کجای این دنیا ایستاده ام!”
شما را دعوت می کنم به گزارش تصویری از ۱ ساعت در برلین و ۵ ساعت در کپنهاگ: در یکی از شب های اقامت در برلین، ملاقاتی داشتم با “فرشته ثابتیان” (صاحب وبلاگ “چمدانک”). از او پرسیدم: در برلین کجا بروم که خاص باشد؟! گفت: برو به قبرستان یهودی ها! این شد که به قبرستان …
متن و عکس های زیر از طرف سرکار خانم “نادره توانا” به مناسبت مراسم ازدواج خواهرش، “خاطره توانا” برای بنده ارسال شده: ………………………………………………………. سلام آرش عزیز؛ همان طوری که کم و بیش اطلاع داشتی هم زمان با ۹ شهریور ماه ۹۳ و روز ملی حفاظت از یوزپلنگ، یک زوج فعال در حوزه گردشگری و محیط …
امروز “برلین” با “لس آنجلس” و “مسکو” و “لندن” و “پاریس” خواهرخوانده است. اما نمی دانم کسی یادش هست چند وقت پیش بود که نیروهای آمریکایی و روسی و انگلیسی و فرانسوی، آلمان را اشغال کرده بودند؟! یاد “لباس جدید امپراطور” افتادم. این است که فراد می رویم برای دیدن تغییرات “جوجه اردک زشت”!